امين خرمي |
بيست و هفتمين جشنواره بينالمللي فيلم كودك و نوجوان با فراز و فرودهاي مختلف بالاخره از 15 مهرماه در حالي در اصفهان كار خود را آغاز كرد كه بار ديگر طبق چند سال گذشته اين رويداد سينمايي در فقر توليدات داخلي براي حضور در اين رخداد مواجه بود، معضل و آسيبي كه طي چند دوره اخير به سختي گريبان اين جشنواره كه لقب تنها رويداد سينمايي كشور در بعد بينالمللي را به خود گرفته و در تقويم جهاني جشنوارههاي جهاني به ثبت رسيده است. جشنواره فيلم كودكان و نوجوانان در حالي گام بيست و هفتم خود را براي برداشتن آغاز كرده است كه مطابق چند سال گذشته به عنوان تنها مرجع و مأمن فيلمسازان و فعالان اينگونه سينمايي به شمار ميآيد و هنوز هم مهمترين دغدغه دستاندركاران سينماي كودك آن است كه با بسته شدن پرونده اين جشنواره تا سال آينده بار ديگر بايد شاهد انزوا و گوشهنشيني آثار توليد شده اينگونه سينمايي براي اكران باشند.از سالهاي اوج تا روزهاي هجران
با مرور كارنامه سينماي كودك و نوجوان در كشور، با پرونده فوقالعاده درخشاني در اينگونه سينمايي مواجه ميشويم كه طي آن به ويژه در دهه اول فعاليت اين سينما شاهد معرفي چهرههاي شاخصي در عرصه فيلمنامهنويسي، بازيگري وكارگرداني به بدنه سينماي كشور بوديم. نكته مهمتر آنكه بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي، آثار اين جشنواره در رويدادهاي بينالمللي نخستين جوايز سينمايي را براي هنر هفتم جمهوري اسلامي ايران به ارمغان آوردند.
اما اين سينما با وجود درخشش بيهمتا در سطح منطقه و حتي جهان با ورود جريان توليدات سينماي ايران به سمت سينماي گيشه آرام آرام در سايه غفلت مسئولان و كوچ هنرمندان فعال در آن به گونههاي ديگر سينمايي به سبب همان بيحمايتي دستاندركاران سينماي كشور، دچار افول شد و اين جريان تا حدي پيش رفت كه امروز با گذشت دو دهه از تمام آن روزهاي درخشان و كارنامه موفق در شكل توليدات و اكرانهاي متعدد، تنها خاطرهاي شيرين در ذهن سينماگران و سينمادوستان باقي مانده كه لبخند نشسته از آن خاطره بر صورت اين افراد با نگاهي به شرايط حال اينگونه سينمايي به تلي از بغض و اندوه بدل ميشود.
سينمايي كه ميتوانست بخشي از تحقق شعار «سينماي ملي» را در كشور به دوش بكشد در برابر ماشين عظيم سينماي بدنه (سينماي گيشه) چنان خرد و بلعيده شد كه تنها كورسوي اميدي از بقا، دوام و قوام آن در آينده با ادامه سياستهاي جاري باقي خواهد ماند.
قرص مسكني مقطعي به نام نگاه جشنوارهاي
در اين نكته شكي وجود ندارد كه يكي از اصليترين مؤلفهها در رسيدن سينماي كودك از آن دوران درخشان به روزهاي نه چندان اميدبخش آن در شرايط فعلي، تمركز بر شكل جشنوارهاي شدن اين رويداد است. در حالي كه جشنواره بايد محلي براي تجميع آثار برتر اينگونه سينمايي كه در طول سال اكران شدهاند، جهت ارزيابي و كيفيت سنجي تلقي شود، متأسفانه امروز اين نگاه جشنوارهاي به عنوان قرص مسكني براي درمان درد و التهابات اينگونه سينمايي بدل شده است. هرچند فخر مسئولان اين رويداد، توليد محور بودن جشنواره فيلمهاي كودك و نوجوان است اما متأسفانه طي چند سال اخير حتي معدود توليدهاي اين جشنواره نيز طي سال آتي خود نه تنها به اكران در نميآيند كه حتي شرايطي براي حضور آن آثار در شبكه نمايش خانگي و بازگشت حداقلي سرمايهگذاران آن نيز محقق نميشود و دقيقاً همين عامل باعث شده است تا بخش خصوصي تمايلي براي حضور در اينگونه سينمايي نداشته باشد و كماكان شاهد ارتزاق حداقلي سينماي كودك و نوجوان در بدنه دولتي آن باشيم. در اين زمينه كارگردان فيلم «فيتيله و ماه پيشوني» با بيان آنكه سينماي كودك در صورت توليدات كيفي، جذاب و جريان ساز به يكي از مهمترين گونههاي سودآور هنر هفتم بدل خواهد شد با تأكيد بر آنكه تمركز بر نگاه جشنوارهاي يكي از آسيبهاي اينگونه سينمايي است، ميگويد: در زمان حاضر آوردگاهي چون جشنواره فيلم كودكان و نوجوانان تنها محل حمايت از اينگونه سينمايي است كه در آن توليدات محدود اين شاخه هنري مورد ارزيابي قرار ميگيرند و جوايز برگزيدگان نيز اهدا ميشود و تا سال آينده و دور بعدي اين رخداد، سينماي كودك به كلي از جريان سينماي كشور خارج ميشود. آرش معيريان سينماي كودك را سينماي انسان ساز و آيندهساز هر كشوري ميداند و ميافزايد: مخاطبان اينگونه سينمايي در حقيقت معماران فرداي كشور هستند و انتظار زودبازده بودن از توليدات اينگونه سينمايي به «چشم اسفنديار» اين سينما بدل شده است، در حالي كه نوع نگاه و نحوه حمايت از اينگونه سينمايي به دليل رسالت سنگين آن بايد به شكل ريشهاي تغيير يابد تا شاهد عكس شدن حركت سينماي كودك و نوجوان از روند نزولي به سمت محور صعودي آن باشيم. همه ساله استعدادهاي فراواني به سينماي كشور معرفي ميشوند اما بخش مهمي از اين استعدادها به دليل نبود سند چشمانداز بلند مدت و ريلگذاري هدفمند در توسعه و تعالي سينماي كشور در تمامي گونهها و شاخههاي آن به سرعت از اين هنر كنار گذاشته ميشوند.
جنگ نرم دشمنان و فرياد ناشنيده سينماگران كودك و نوجوان
همه اينها در شرايطي مطرح ميشود كه متأسفانه دامنه گسترده رسانههايي چون اينترنت، ماهواره و شبكههاي مجازي كودكان و نوجوانان ايراني را هدف بمباران مسموم اطلاعات غيرفرهنگي خود قرار دادهاند و توليدكنندگان و تهيهكنندگان داخلي نيز با وجود فريادهاي مكررشان براي حمايت از آثار داخلي براي ايستادگي در برابر جنگ نرم دشمنان به جايي نميرسند. در اين زمينه نيز تهيهكننده فيلم «خاطره» با گلايه نسبت به شرايط نابسامان توزيع و اكران آثار سينمايي در حوزه كودك و نوجوان و تأكيد بر اين مسئله كه فيلمهاي كودك و نوجوان براي آرشيو توليد نميشوند، ميگويد: آسيب توزيع و اكران از مهمترين و زيربنايييترين آسيبهاي حوزه توليد آثار سينمايي در كشور است و اين آسيب در شاخه سينماي كودك و نوجوان زماني كه اغلب آثار توليد شده در اين حوزه روي دست تهيهكنندگان و دستاندركاران آنها ميماند، بيشتر به چشم آمده و خود را نشان ميدهد.
حبيب اسماعيلي دوام و قوام سينما را به گردش مستمر چرخه اقتصادي آن به شكل سالم ميداند و خاطرنشان ميكند وقتي شرايط اكران برابري براي آثار سينمايي كودك و نوجوان در قياس با ديگر گونههاي هنر هفتم در كشور لحاظ شود مسلم است كه توليدكنندگان و تهيهكنندگان اين آثار با ميل و رغبت بيشتري به سمت سينماي كودك و نوجوان حركت ميكنند چراكه در يك نگاه ساده، ميتوان دريافت كه ميزان ظرفيت مخاطبان اين گونه سينمايي در كشوري مانند ايران بسيار بالاست. اميد كه با برداشتن گامهاي جديد در حوزه سينماي كودك و نوجوان و بهرهبرداري از آثار ادبي غني در پيشينه كهن ايراني و البته حمايت بخش دولتي و دلسوزان امر فرهنگ و تربيت كودكان و آيندهسازان ايران اسلامي شاهد رشد، توسعه و بازگشت سينماي كودك و نوجوان به سالهاي درخشان آن در گذشته باشيم.