
آژير هشداري كه رژيم صهيونيستي بعد از خيز ديپلماتيك ايران در نيويورك به صدا در آورده، تنها بخشي از اثر زيانبار تلآويو و لابي قدرتمند آن بر سياست خارجي امريكا و كشورهاي اروپايي است. همين چندي قبل، سياستمداران امريكايي و اروپايي مخالفت خودشان را با شهركسازيهاي رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي اعلام كردند، تجربه تاريخي نشان ميدهد كه موضع اروپاييان و امريكا براي جلوگيري از اقدامات اسرائيل در خاورميانه مؤثر نيست. نظرات مقامات اسرائيلي همواره در سياستگذاريهاي دستگاه سياست خارجي امريكايي مهم است، اما عكس اين معادله درست نيست. اين موضوع در جريان مذاكرات اخير خاورميانه نيز خودنمايي كرد، زماني كه سياستمداران امريكايي براي به نتيجه رساندن دور اول مذاكرات سازش در واشنگتن تلاش كردند ولي همزمان، تلآويو اقدام به شهركسازي كرد.
پيامدهاي بيتوجهي تلآويودر مورد اقدامات اسرائيليها در خلال مذاكرات سازش، دو سناريو قابل تصور است: اول اينكه تلاش دولتمردان ايالات متحده براي به نتيجه رساندن مذاكرات سازش ظاهري است و در واقع زد و بندي با طرف اسرائيلي است تا اين رژيم بتواند منافع خودش را پيش ببرد و به شهركسازي ادامه دهد. اين سناريو وقتي قوت ميگيرد كه سياستمداران امريكايي از طرف فلسطيني ميخواهند، موضوع شهركسازيها را در مذاكرات دخالت ندهند. دومين سناريو اين است كه مقامات اسرائيلي براي خواسته طرف امريكايي كه اعلام كرده مايل است مذاكرات سازش را به نتيجه برساند، ارزشي قائل نيستند. معني تلويحي اين مسئله آن است كه تصميم رژيم صهيونيستي براي شهركسازي در مناطق اشغالي در حاليكه ايالات متحده در اين ماجرا مانند يك ميانجي عمل ميكند، به معناي بيتوجهي مقامات اسرائيلي به مواضع ايالات متحده است. چرا اسرائيل بدون توجه به افكار عمومي جهاني و خواستههاي كشورهاي غربي و امريكا دست به اقدام ميزند؟ سؤال ديگر اينكه بيتوجهي تلآويو به مواضع ايالات متحده در دستگاه ديپلماسي اسرائيل چه پيامدهايي دارد؟
در پاسخ سؤال اول بايد گفت كه بازيگران محيط بينالمللي معمولاً در نتيجه عواقبي كه از اجرا نكردن يك خواسته متوجهشان ميشود، به انجام آن تن ميدهند. تمامي بازيگران در محيط بينالملل خواستار قدرت بلامنازع هستند و چنانچه بدانند به خاطر اقداماتشان مؤاخذه نخواهند شد، هيچ خط قرمزي را براي خودشان نخواهند شناخت. تلآويو نيز واقف است به خاطر رفتارهايش در محيط بينالملل مسئوليتي متوجهش نيست و در نتيجه بدون حد و مرز عمل ميكند، تا جايي كه خانهسازي در مناطق اشغالي نيز برايش آسان و به يك رويه تبديل ميشود. كشورهاي اروپايي و ايالات متحده در مواضع رسميشان بارها اعلام كردهاند شهركسازي اسرائيل در مناطق اشغالي غيرقانوني است. در حاليكه نهادهاي حقوقي بينالمللي و به ويژه شوراي امنيت سازمان ملل متحد براي اين هنجارشكني و تعرض به سرزمين ساير كشورها، قوانين روشني دارند، اقدام مؤثري عليه اسرائيل انجام نشده است. مصاديق زيادي در محيط بينالملل وجود دارد كه نشان ميدهد رژيم صهيونيستي براي اقداماتش بازخواست نخواهد شد. مثلاً در حاليكه كشورهايي مانند ايران به دليل احتمال دستيابي به توانايي ساخت سلاحهاي هستهاي از سوي كشورهاي اروپايي و ايالات متحده تحت فشار قرار ميگيرند و به عراق تنها با حدس و گمان در مورد مجهز بودنش به تسليحات كشتار جمعي حمله نظامي صورت ميگيرد، تلآويو در خاورميانه مجهز به تسليحات هستهاي است و به هيچ مرجع بينالمللي نيز پاسخگو نيست. در موضوع شهركسازي در مناطق اشغالي نيز، برخورد قاطعي با اسرائيل صورت نگرفته است. سياستمداران امريكايي به وضوح مخالفت خود را با شهركسازيها اعلام كردهاند اما اين موضوع فقط در حد انتقاد از شهركسازيهاي اسرائيل بوده است. حتي در مواقع حساس نيز كشورهاي اروپايي به حمايت از اسرائيل ادامه ميدهند و حمايت از آن محدود به ايالات متحده نيست. به عنوان مثال، در رأيگيري در سازمان ملل در مورد عضويت ناظر فلسطين در اين سازمان انگليس رأي ممتنع به اين موضوع داد و در مقابل خواسته بحق اين كشور در محيط بينالملل به سود اسرائيل ايستاد.
اثرگذاري بر اعتبار امريكاپيامدهاي توجه نكردن رژيم صهيونيستي به مواضع ايالات متحده در بحث سازش چيست؟ در حاليكه امريكا ادعا ميكند قدرت هژمون است انتظار ميرود در همين چارچوب بتواند مذاكرات صلح را پيش ببرد و مسئله فلسطين را به عنوان يكي از مشكلات مزمن محيط بينالملل حل و فصل كند. توجه نكردن اسرائيل به افكار عمومي در واقع مصرف كردن كارتهاي اعتباري امريكا است، به ويژه با توجه به حمايت همهجانبه ايالات متحده از اسرائيل بحث خدشه وارد كردن به اعتبار ايالات متحده در محيط بينالملل بيشتر اهميت پيدا ميكند. ميتوان به اعتراف كارشناسان امريكايي در مورد توان هستهاي اسرائيل اشاره كرد. به گفته اين كارشناسان تلآويو 80 كلاهك هستهاي آماده و قابليت ساخت 190 كلاهك جديد را دارد. همچنين در گزارشي كه در بولتن دانشمندان اتمي منتشر كرده، آمده كه «رابرت نوريس» و «هانس كريستينسن» از كارشناسان منع گسترش تسليحات هستهاي، به مداركي دست يافتهاند كه نشان ميدهد تلآويو مواد لازم براي ساخت 115 بمب هستهاي را دارد. علاوه بر اين موضوع، نكته ديگري نيز در اين گزارش مورد تأكيد قرار گرفته و آن مجهز شدن زيردرياييهاي رژيم صهيونيستي به موشكهاي هستهاي است. در شرايطي كه ايالات متحده خود را رهبر مبارزه با سلاحهاي كشتار جمعي در جهان ميداند، حمايت همهجانبه از رژيم صهيونيستي كه مجهز به انواع سلاحهاي هستهاي است، نميتواند نتيجه مساعدي براي ايالات متحده داشته باشد.
علاوه بر اينكه حمايت محض ايالات متحده از اسرائيل با وجود بيتوجهي مقامات اسرائيل به خواستههاي سياستمداران امريكايي، بياعتباري اين كشور را در محيط بينالملل به دنبال دارد. در حوزه داخلي نيز اين وضعيت موضع افرادي را كه مخالف حمايت امريكا از اسرائيل هستند، تقويت ميكند. نظرسنجي مركز پيو نشان ميدهد، اكثريت در هر يك از گروههاي با نفوذ ايالات متحده معتقدند كه حمايت امريكا از اسرائيل دليل مهم نارضايتي جهاني از اين كشور است. اين عقيده به ويژه در ميان اعضاي رسانههاي خبري (78 درصد)، مسئولان امور امنيتي (72 درصد)، رهبران نظامي (72 درصد) و كارشناسان مسائل خارجي ( 69 درصد) بسيار بالا بوده است. 39 درصد از مردم نيز حمايت امريكا از اسرائيل را به عنوان دليل عمده وجهه ناخوشايند امريكا در جهان عنوان كردهاند. پروتستانهاي سفيدپوست كه از جمله حاميان پر و پا قرص اسرائيل هستند، بيش از ساير گروههاي مذهبي حمايت امريكا از اسرائيل را دليل عمده نارضايتي جهاني از امريكا دانستهاند. نيمي از پروتستانها گفتهاند حمايت از اسرائيل عاملي مهم در نارضايتي از امريكا محسوب ميشود، در حالي كه غير پروتستانها (33 درصد) و غيرروحانيون (34 درصد) و كاتوليكهاي سفيدپوست (36 درصد) چنين ديدگاهي دارند.
اگرچه تنها 39 درصد از مردم ايالات متحده حمايت امريكا از اسرائيل را دليل مهم وجهه ناخوشايند امريكا در جهان ميدانند اما اين نظرسنجي از دو منظر ديگر نيز اهميت دارد. اول اينكه حتي اگر درصد كمتري نيز در ايالات متحده حمايت از اسرائيل را دليل وجهه ناخوشايند امريكا در جهان ميدانستند، نظر اين عده نيز بايد- براي كشوري مانند امريكا كه خود را رهبر دموكراتيكسازي در جهان ميداند- در سياستگذاريها لحاظ شود.
پاي در بند امنيتدر جمعبندي نهايي به نظر ميرسد در حالي كه امريكا طي دو سال گذشته استراتژي بلندمدت خود را كاهش تعهدات امنيتي به خاورميانه اعلام كرده، اسرائيل براي ايالات متحده تبديل به يك هزينه امنيتي گريزناپذير شده كه امريكا را از آن گريزي نيست. رؤساي جمهور ايالات متحده توان مقابله با قدرت اسرائيل را در بدنه سياسي ايالات متحده ندارند. با توجه به پيشينه تأسيس رژيم صهيونيستي و حضور يهوديها در عرصه اقتصادي و سياسي ايالات متحده، امكان مقابله با آن وجود ندارد. به ويژه در شرايطي كه كشورهاي مختلف از قبيل روسيه تلاش ميكنند بر قدرت خود بيفزايند، حمايت محض از اسرائيل در محيط بينالملل ميتواند عواقب ناگواري براي اعتبار ايالات متحده در جهان داشته باشد. به موازاتي كه حمايت ايالات متحده از اسرائيل شبهات زيادي را در افكار عمومي بينالمللي عليه امريكا به وجود ميآورد، روسيه با ارائه راهكار در مورد مسئله سوريه و جلوگيري از يك جنگ تمام عيار در خاورميانه تبديل به قهرمان صلح در جهان ميشود. در اين شرايط مقامات سودان شمالي و جنوبي ميانجيگري امريكا را نميپذيرند. با توجه به تمامي آنچه توضيح داده شد، مشخص نيست حمايت بيچون و چراي ايالات متحده از اسرائيل در درازمدت چه نتايجي براي اين كشور به دنبال دارد.