کد خبر: 615352
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ۲۱:۰۷
گزارش تحليلي «جوان»‌ از واكنش‌‌هاي متفاوت به ديپلماسي دولت
بدون ترديد در طول هفته‌هاي اخير، عملكرد دولت در بخش سياست خارجه بيش از هر بخش ديگري مورد توجه افكار عمومي داخل و رسانه‌هاي داخلي و بين‌المللي قرار گرفته است، چراكه از يك سو بخش قابل‌توجهي از جامعه- با عمليات رواني يك جرگه سياسي- به اين باور رسيده...
محمد اسماعيلي

بدون ترديد در طول هفته‌هاي اخير، عملكرد دولت در بخش سياست خارجه بيش از هر بخش ديگري مورد توجه افكار عمومي داخل و رسانه‌هاي داخلي و بين‌المللي قرار گرفته است، چراكه از يك سو بخش قابل‌توجهي از جامعه- با عمليات رواني يك جرگه سياسي- به اين باور رسيده كه حل مشكلات اقتصادي و معيشتي موجود مي‌تواند با صورت‌پذيري مذاكره مستقيم با امريكا حل شود و از سوي ديگر بسياري در جامعه بين‌الملل به انتظار نشسته‌اند تا نتيجه ديپلماسي نوين دولت يازدهم را پس از 34 سال قطع رابطه با دولتمردان امريكايي ملاحظه كنند. بر همين اساس، اگر‌چه مقام معظم رهبري در هفتمين مراسم دانش‌آموختگان دانشگاه افسري ارتش از ديپلماسي دولت حمايت كردند و برخي از اتفاقات سفر نيويورك را بجا ندانستند، اما بايد نسبت به حمايت‌هاي پرحجم و در برخي اوقات چشم بسته برخي رسانه‌هاي وابسته به يك جريان خاص با ديد ترديد نگريست و به پاسخ اين سؤال رسيد كه ذوق‌زدگي اين جماعت از برخي فعاليت‌هاي سياست خارجه دولت يازدهم براي چيست.

چرا عناصر پرمسئله با پيشينه سياسي پرابهام در پيشاني اين حركت قرار گرفته و سعي دارند اين فعاليت‌ها را با نگاهي غيرمنطقي به اذهان عمومي داخل كشور تحميل كنند؟

آيا حمايت رهبري از ديپلماسي دولت به دليل همان مؤلفه‌هايي است كه اصلاح‌طلبان سال‌ها براي تحقق آن تلاش كردند و حتي به تاراج حقوق اساسي ملت هم همت گماشتند.

ادله اثبات ايده‌ها به هر طريق ممكن

 

در حالي كه در ماه‌هاي منتهي به انتخابات 92 مردم با مشكلات عديده اقتصادي و معيشتي دست و پنجه نرم مي‌كردند، هواخواهان ليبرالسيم در داخل آرام آرام و به كمك عمليات رواني – رسانه‌اي راه‌ برون‌رفت كشور از مشكلات به‌ وجود آمده را تنها در «تغييرات اساسي در نگرش دستگاه ديپلماسي» و «‌مذاكره با امريكا » عنوان و آنقدر اين «اصل دست‌ساز» را تكرار كردند كه براي بخش قابل‌توجهي از افكار عمومي باور‌پذير شد كه حلال بسياري از مشكلات اقتصادي، معيشتي و حتي سياسي كشور انفعال در مقابل غرب، برگشتن از اصول و مباني انقلاب و نظام و معامله كردن بر سر حقوق اساسي ملت است. سناريو به خوبي راهبري شد و اثرگذاري لازم را در سطوح مختلف اجتماعي پيدا كرد؛ بخش مهمي از افكار عمومي پذيرفت كه مرتفع شدن مشكلات چگونه امكان‌پذير است ، به عبارت ديگر شعارهاي سازشكارانه مقبوليت اجتماعي يافت و موفقيت در انتخابات را ممكن ساخت.

پس از موفقيت در آوردگاه انتخابات بود كه راهبران اين سناريو توانستند با توجيه اينكه «مذاكره با امريكا» نياز ضروري كشور و خواست اكثريت جامعه است، فرآيند مذاكره مستقيم با امريكا را طي هفته‌هاي اخير كليد زده و عملياتي كنند؛ امروز همين جريان سياسي خود را ملزم مي‌بيند كه از تمام تحركات ديپلماسي دولت حمايت كند تا اولاً اثبات كند كه تئوري آنها براي فائق آمدن بر مشكلات داخلي بجا و كارساز بوده و ثانياً اين ايده را به جامعه و دلسوزان نظام تحميل كند كه مسير انتخاب شده در طول دهه اخير توسط جريان اصولگرا براي مقابله با غرب كشور را به ناكجا مي‌برده است.

حمايت احساسي و متعصب‌گونه همين طيف از جزء به جزء اتفاقات نيويورك و نوع ديپلماسي مقامات سياسي دولت يازدهم برهمين دو اصل پايه‌گذاري شده است. لازم به يادآوري است ظهور و نقش‌آفريني برخي از عناصر وابسته به همين جريان درطول سال‌هاي اخير باعث پيشبرد برخي از اهداف نظام سلطه در طول سال‌هاي اخير شده، به گونه‌اي كه برخي نظريه‌پردازان غربي روي كارآمدن شخصيت‌هاي منسوب به اين جريان را در جمهوري اسلامي يك فرصت براي تحقق استحاله نظام ارزيابي كرده‌اند.

چرا رهبري از ديپلماسي دولت حمايت كردند؟

 

1- بي‌شك حمايت‌هاي رهبري از بخش قابل‌توجهي از كليت ديپلماسي دولت يازدهم به آنجايي برمي‌گردد كه مقامات سياسي حاضر در نيويورك رفتار و بيان مواضع‌شان بر اساس سه اصل عزت، حكمت، مصلحت شكل گرفته بود نه بر اساس «اصل مرعوب بودن در مقابل غرب.»

آنچايي كه رئيس دولت در نطق خود در تالار عمومي سازمان ملل از حقوق هسته‌اي ملت ايران به صراحت دفاع كرد و خواهان برداشتن تحريم‌هاي ضدانساني غرب بود؛ آنجايي كه از سياست‌هاي اشتباه غرب نسبت به مردم سوريه، بحرين، فلسطين و افغانستان گلايه كرد و خواهان رفع ظلم از مردم مناطق مختلف دنياي اسلام شد؛ آنجايي كه دكتر روحاني از خوي وحشي‌گري و خشونت‌طلبي سردمداران كشورهاي غربي به صورت ضمني اظهار گلايه كرد.

ترديدي نيست كه اگر مقامات سياسي دولت يازدهم راه برخي سياستمداران مرعوب در دولت‌هاي گذشته را در پيش مي‌گرفتند كه در سياست خارجه‌شان ترس و وحشت نسبت به تهديدات نظام سلطه يك اصل پذيرفته شده بود، نه تنها هيچ گاه شاهد حمايت‌هاي اخير نبوديم بلكه بايد منتظر انتقادات بيشمار رهبري هم مي‌مانديم.

بايد پذيرفت رويكرد دولتمردان در سفر اخير در مصاديقي مانند‌ نطق روحاني در تالار عمومي سازمان ملل و مصاحبه با شبكه‌هاي تلويزيوني نظام سلطه – به جز برخي از مواضع ايشان در قبال هولوكاست و رژيم جعلي صهيونيستي - رويكردي اصولي و شجاعانه بود، نه منفعلانه كه اين ويژگي اخير از مباني فكري سياست خارجه جريان اصلاحات در زمان زمامداري شان براريكه قدرت بود.

پس جريان اصلاح‌طلبي بايد درنظر داشته باشد كه ‌ حمايت امروز رهبري از ديپلماسي دولت به اين دليل است كه رويكرد دولت در طول هفته‌هاي اخير خصوصا در سفر به نيويورك مبتني بر اصول انقلاب است نه بر اصول برآمده از گفتمان اصلاح‌طلبي.

و انتقاد رهبري به بخشي از اتفاقات سفر روحاني به نيويورك به قسمتي برمي گردد كه دولت سعي داشته براساس اصول نهاني جريان اصلاحات قدم بردارد و در دام توطئه‌ها ودسيسه‌هاي طرف امريكايي بيفتد. براساس آنچه گفته شد شخصيت‌ها و رسانه‌هاي وابسته به جريان اصلاح‌طلب بايد ضمن اتخاذ اصل واقع نگري نسبت به موضوعات وتحولات داخلي و بين‌المللي به اين توجه داشته باشند كه تقدير امروز رهبري باتوجه به مقاربت رويكرد دولت با گفتمان اصولگرايي صورت گرفته است نه مولفه‌هاي ديگري.

2- حمايت و پشتيباني رهبري از اقدامات دستگاه ديپلماسي، حمايتي است كه مي‌تواند براي دولت روحاني بهترين فرصت را فراهم كرده و همه بهانه‌هاي مدعيان تعامل با دنيا را در داخل كشور برطرف كند. همان جرياني كه سال‌ها قبل بي‌تفاوت به مشكلات داخلي در بخش اقتصاد و سياست، دغدغه دولت خود را حول محور «توسعه سياسي» متمركز كرده و در مواجهه با غرب هم از در انفعال و رعب در آمده و حقوق ابتدايي ملت راهم در اين مقابله بر زمين گذاشتند. بنابراين اگر اين حمايت‌ها فرضا منجر به نتيجه شود خواسته رهبري كه پيشرفت وتوسعه كشور است محقق خواهد شد و اگر نتيجه‌اي به همراه نداشته باشد تئوري سازش و تعامل با غرب براي هميشه به تاريخ خواهد پيوست.

3- مسئله كوتاه آمدن‌هاي مكرر جناح اصلاحات در دوره هشت ساله حاكميت‌شان و در مجلس ششم نشان داد كه در مقابل هر قدم عقب‌نشيني در برابر غرب آنها چند قدم جلو مي‌آيند. شعار اصلاحات تنش‌زدايي بود، تنش‌زدايي در مقابل تنش‌‌زايي است، در حالي كه سياست جمهوري اسلامي از ابتدا هرگز تنش‌زايي نبوده است، اما فراموش نكرده اينكه عقب‌نشيني‌ها و تنش‌زدايي‌هاي مندرج در گفتمان اصلاحات شكست خورد و به رغم همه تلاش‌هاي بحث برانگيز ديپلماسي منسوبين به اين جريان بوش، ايران را در كنار كره شمالي و حكومت صدام در ليست محور شرارت قرار بدهد.

در چنين شرايطي مجلس ششم بيانيه مي‌دهد و دولت را تهديد مي‌كند كه اگر دولت در مقابل خواسته‌هاي غربي‌ها كوتاه نيايد، مجلس به صورت دوفوريتي چنين مصوبه‌اي را به دولت تحميل خواهد كرد.

انفعال در ديپلماسي عبرت شود

مرور و ذكر اتفاقات ثبت شده در مقاطعي از تاريخ انقلاب- كه به بخشي از آن اشاره شد - باعث مي‌شود كه دولتمردان وسياسيون كشور با دشمن‌شناسي بهتري به مقوله‌هاي مذاكره و تعامل مستقيم با امريكا بينديشند، اشتباهات فاحش برخي دولتمردان گذشته را تكرار نكرده و در استنباط حمايت‌هاي رهبري از يك مسير مشخص دچار خطاي استراتژيك نشوند چراكه با حفظ اين مولفه‌ها هم مشكلات اقتصادي ومعيشتي مردم روبه كاهش رفته و هم در بعدي كلان‌تر كشور در مسير پيشرفت و تعالي با سرعت بيشتري قدم برمي دارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار