خبر با واكنشهاي مختلفي مواجه شد از جمله مددجويان بهزيستي معترض بودند كه چرا سازمان به جاي برطرف كردن نيازهاي اوليه آنها در قبال بازيگران متعهد شده است. امروز با افتتاح خانه، آنچه جاي تعجب دارد اين است كه ساختماني سه طبقه با تجهيزات و امكانات مناسب (بنا به گفته مديرعامل خانه تئاتر ساختمان موقتي است و اميدوارند بعدا بتوانند فضاي مناسبتري براي هنرمندان پيدا كنند) چندان مورد اقبال مواجه نشده است وتنها يكي دو نفر متقاضي عضويت هستند آن هم در دست بررسي است! دركنار خبر افتتاحيه، خبرفوت بازيگري منعكس شد كه جسد او سه روز در خانه مانده بود و كسي از آن خبر نداشت.
در حاشيه اين دو خبر بايد پرسيد چرا و چطورهنرمندان ما حتي ميان خودشان هم صلهرحم و ارتباطات دوستانهاي ندارند تا جوياي احوال يكديگر باشند لذا هرچند ساخت چنين مكاني تا حدودي در رفع اين اتفاقات تلخ مؤثراست اما اين سؤال به ذهن متبادر ميشود كه چرا سازمان دولتي بهزيستي كه مددجويان نيازمند زيادي تحت پوشش دارد بايد چنين مسئلهاي را با پول بيتالمال تقبل كند؟ آيا بخش خصوصي نميتوانست عهدهدار اين كار شود؟! اگرسينماي ما كه مدعي است حرفي براي گفتن دارد وسوپراستارهايش دستمزدهاي سنگيني ميگيرند حداقل خيريني مانند فوتبال كه 4 ميليارد تومان براي خريد بازيكني ميدهد، ندارد تا چنين مسائلي را دنبال كنند؟ چرا بايد سازماني دولتي كه افراد تحت پوشش آن معلولان و افراد ناتواني هستند كه گاه به دليل نداشتن پول درشرايط سختي خانهنشين شدهاند از حقوق اين افراد براي اهالي سينما هزينه كند؟!
اي كاش سازمان بهزيستي بهجاي اينكار تبليغي براي هنرمندان، مهرباني خود را براي معلولان هزينه ميكرد كه بيشتر از هنرمندان سالمند نياز به توجه دارند زيرا كم نيستند مددجوياني كه مراكز بهزيستي تنها به نگهداريشان ميپردازند و فاقد امكانات اوليه براي بهبود و سلامت آنها هستند. آنوقت مديرعامل تئاتر درمصاحبهاي ميگويد: «ازيك سال پيش ساختمانهاي متعددي را بازديد كرديم كه همه در اختيار بهزيستي بودند، برخي از آنها مشكلاتي داشتند و مناسب نبودند. قبل از اين ساختمان، جاي ديگري در نياوران ديده بوديم كه فضاي بسيارمناسبي داشت. ازفضاي سبز بزرگي برخوردار بود و امكانات ورزشي متفاوتي داشت. اين ساختمان نوساز بود هنوز تمام نشده بود و قرار بود آن را به ما بدهند، نميدانم برچه اساسي دچارمشكل شد و نتوانستيم آن را در اختيار بگيريم.»!
متأسفانه برخورد مدير بهزيستي بهگونهاي بوده كه افرادي مثل راد اين چنين طلبكارانه به وعدههاي آقاي مدير مينگرند؛ از سويي با چنين رويهاي بيم آن ميرود كه اين سبك زندگي جديد به مذاق بعضي از خواص خوش آيد و فردا صنوف ديگرمثل فوتباليستها، مديران دولتي و... هم بخواهند براي خود خانهاي مجزا ازديگران بسازند و اين در جامعه اسلامي يعني مرزبندي مردم معمولي از افرادي كه خود را خاص ميدانند كه اين در سبك زندگي اسلامي جايگاهي ندارد.
درست است من فرزندمعلولي ندارم كه چون مركز شهريه سنگيني ميگيرد نتواستم او رابه كلاس بگذارم اون وقت اين بازيگران خوشگذارن و پولدار بايددر بهترين ساختمان از پول بهزيستي باشند به خدا ظلمه بايد جوابگو باشند اين مسئولان ما راضي نيستيم