کد خبر: 615172
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۲ - ۱۷:۲۳
مروري بر نام و هويت احزابي كه پس از شهريور20 در فضاي سياسي ايران پديدار شدند
نيما احمدپور

امروزه بيش از هر موضوع و نهاد ديگري در علم سياست، راجع به حزب پژوهش شده است. بسياري از علماي علم سياست، حزب را مهم‌ترين نهاد نظام سياسي مي‌پندارند و معتقدند براي شناخت اكثر نظام‌هاي سياسي جهان ابتدا بايد احزاب آنها را شناخت. از طرفي كمتر تعريفي هم هست كه نارسايي‌هاي خاص خود را نداشته باشد، البته نارسايي در تعاريف احزاب سياسي مشكلي عمومي و مربوط به تعريف‌ناپذيري كل علوم اجتماعي است، اما اگر بخواهيم به‌طور خاص به دشواري تعريف حزب بپردازيم، بايد به دو مشكل آن اشاره كنيم.

مشكل اول اين است كه طي زمان اين مفهوم تغيير كرده و در يك زمان و مكان هم چندين مفهوم از آن وجود داشته است. مشكل دوم ناشي از ازدياد احزاب و گوناگوني ويژگي‌هاي آنها و اختلاف نظري است كه دانشمندان علوم سياسي بر سر وجه تسميه حزب‌هاي غيردموكرات دارند. نكته ديگري كه بايد بدان اشاره كرد اين است كه تنوع تعاريف حزب سياسي تقريباً به تعداد خود احزاب سياسي است، زيرا هر كدام از انديشمندان در تعاريف خود با ويژگي خاصي از حزب سياسي اشاره كرده‌اند.

همچنين دانشمندان علوم سياسي درباره وجه تسميه حزب‌هاي غيردموكراتيك با يكديگر اختلاف دارند. هستند كساني كه معتقدند حزب سياسي تنها در مورد گروهي به كار مي‌رود كه هم معتقد به اصول و مباني مردم‌سالاري باشد و هم در تشكيلات و ساخت خود از اين اصول و مباني پيروي كند، اما اين اختلاف‌نظرها ما را از تعريف حزب بي‌نياز نمي‌كند و بهتر است خيلي بيش از اين به حواشي نپردازيم و تعاريف مختلفي را از حزب عرضه كنيم.

حزب در واژه و معنا

معادل واژه حزب در زبان انگليسي (Party) و در زبان فرانسه (Parti) است. اصولاً حزب يك واژه عربي است و بهترين معادل آن را در فارسي گروه و دسته مي‌دانند. گرچه معناي اين دو واژه در زبان‌هاي اروپايي با الفاظ ديگري به كار رفته است، مثلاً گروه را (Group) و دسته را (Faction) مي‌نامند، اما در فرهنگ سياسي جامعه ما واژه حزب مترادف با همان (Party) در زبان‌هاي اروپايي به كار رفته و رايج است. در مفهوم عام حزب گردهمايي مردمي است كه درباره برخي مسائل نظريات مشتركي دارند و مي‌خواهند براي دستيابي به اهداف مشترك با هم كار كنند. لنين در كتاب «چه بايد كرد»، درباره حزب مي‌گويد:«يك هسته فشرده و كوچك مركب از كارگران آزموده، سخت‌جان و قابل اعتماد با اعمال مسئول در قصبات عمده كه به‌وسيله مقررات شديد مربوط به نگهداري اسرار با تشكيلات انقلابي ارتباط داشته باشد، مي‌تواند با كمك وسيع توده‌ها و بدون وجود يك دسته مقررات دقيق، كليه وظايف تشكيلات تريديونيون را انجام دهد.»

دكتر علي شريعتي نيز در تعريفي از حزب چنين مي‌گويد:«حزب عبارت است از سازمان اجتماعي متشكلي داراي جهان‌بيني، ايدئولوژي، فلسفه تاريخ، نظام اجتماعي ايده‌آل، پايگاه طبقاتي، جهت‌گيري طبقاتي، رهبري اجتماعي، فلسفه سياسي، جهت‌گيري سياسي، سنت، شعار، استراتژي و تاكتيك مبارزه و آرمان كه مي‌خواهد وضع موجود را در انسان، ملت يا طبقه‌اي خاص ـ‌جهاني، ملي و طبقاتي‌ـ تغيير دهد و وضع مطلوب را جانشين آن سازد.» اين تعريف گستردگي زيادي دارد، ولي در مقابل ادموند برك به اختصار حزب را چنين تعريف مي‌كند:

«هيئتي از مردم كه به خاطر پيشبرد منافع ملي با كوشش مشترك بر اساس برخي اصول سياسي مورد توافق متحد شده‌اند.»سارتوري نيز معتقد است:«حزب گروه سياسي‌اي است كه با عنوان رسمي شناخته مي‌شود و در موقع انتخابات مي‌تواند كانديداي خود را براي پست‌هاي دولتي منتصب سازد».... دامنه سخن دراين‌باره بس دراز است كه مجال اندك اين نوشتار مجال اشاره بدان را ندارد.

تاريخچه حزب در ايران و احزاب عمده پس از جنگ جهاني دوم

سخن گفتن درباره تاريخچه حزب در ايران به علت نبود مدارك و اسناد تاريخي به‌درستي امكان‌پذير نيست، ولي اين امر را از بررسي‌اي موجز فارغ نمي‌كند. بايد گفت حزب به مفهوم جمعيتي سياسي در ايران، همچون بسياري از جوامع سابقه‌اي طولاني و تاريخي دارد. اين تجمع‌هاي سياسي گاه مانند سربداران و فداييان اسماعيلي جنبه‌اي نظامي داشتند و به صورت يك حزب يا تشكل سياسي‌ـ‌ نظامي فعاليت مي‌كردند و گاه همچون اخوان‌الصفا سياست را در كنار انديشه و اصلاح اخلاقي و فلسفي پيشه مي‌ساختند و به صورت يك تشكل سياسي ‌ـ ‌فرهنگي تبلور مي‌يافتند، اما به گفته مك آيور شايد اطلاق كلمه دسته (Faction) به اين گروه‌ها مناسب‌تر باشد. در نتيجه با تعاريفي كه تا به حال از حزب عرضه شد، مشكل بتوان آنها را حزب ناميد. ضمناً اين مطلب را نيز بايد همچنان مد نظر داشت كه در ايران به علت شرايط خاص تاريخي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... و بسته بودن فضاي سياسي جامعه كه ابراز خواسته‌هاي صنفي و مادي را به‌نوعي اعتراض و مداخله در سياست تبديل كرده است، غالباً مرزبندي‌ احزاب و گروه‌هاي بانفوذ بيش از ساير جوامع در هم مي‌ريزد، از اين‌رو در بررسي وضعيت احزاب سياسي ايران اين مرزبندي مخدوش مي‌شود و بايد بسياري از تشكل‌ها و مجامعي كه در مقاطعي به‌نوعي به دخالت در سياست پرداخته‌اند، از دايره احزاب خارج دانست و بسياري از گروه‌ها و جرياناتي را كه نام و نشان مشخص حزبي نداشته‌اند، در زمره احزاب و گروه‌هاي سياسي جاي داد، ولي آنچه مسلم است اين است كه احزاب به شكل امروزي و نوين آن در ايران تابع مشروطگي و رهاوردي از تجربه‌هاي جوامع غربي است كه همراه با ملزومات مشروطه مانند دموكراسي، آزادي، مساوات، قانون، پارلمان، تفكيك قوا و بدون توجه به شرايط پيدايي و امكان كارآمدي آن وارد فرهنگ سياسي جامعه شد و در مجلس به‌خصوص مجلس دوم بيشتر خود را نمايان ساخت. بنابراين پيش از آن كه مشروطه كاملاً مستحكم و مجلس مسلط بر اوضاع شود، دستخوش رقابت‌هاي حزبي شد. در نتيجه احزاب گوناگون با ديدگاه‌هاي مختلفي را پايه‌گذاري كرد. تشكيل دوره‌ها، دستجات (باندها) و انجمن‌ها را به تعبيري مي‌توان شكل نخستين احزاب سياسي ايران به‌شمار آورد. خانم اتحاديه در كتاب احزاب سياسي در مجلس سوم اشاره مي‌كند كه درست است احزاب سياسي در مجلس دوم ظاهر شدند و فعاليت كردند، ولي رشد و تحول صحيح نيافتند. سپس مي‌افزايد:«با گشايش مجلس سوم فعاليت احزاب نيز آشكارا رونق گرفت.»نقل است در اين ايام بازار شكل‌گيري احزاب آن چنان گرم شد كه وجود آن را آينه آرزوها، اميدهاي ملت، كانون عشق به ايران و مركزي براي ايجاد روحيه ميهن‌پرستي مي‌دانستند. پس از اين ايام مهم‌ترين مراحلي كه نقطه عطف احزاب به شمار مي‌آيد جنگ جهاني دوم، سال 1339 و سرانجام سال‌هاي 1357 تا 1360 است. پرداختن به همه اين مراحل از حوصله بحث ما خارج است، اما به دليل ارتباطي كه جنگ جهاني دوم به موضوع دارد ناگزير قدري مفصل‌تر به بررسي آن ايام مي‌پردازيم.

روز اول سپتامبر سال 1939/ دهم شهريور 1318 با حمله نيروهاي آلمان هيتلري به لهستان، آتش جنگ جهاني دوم روشن شد و طولي نكشيد كه نيروهاي آلماني كشورهاي اروپاي غربي را يكي پس از ديگري اشغال كردند. ايران نيز در همان روزهاي اول جنگ، چهارم سپتامبر( 13 شهريور 1318) اعلام بي‌طرفي كرد، ولي در خزان زودهنگام شهريور 20 كشور از سوي اشغالگران چكمه‌پوش ملوث شد. در نتيجه رضاشاه به‌وسيله متفقين از صحنه سياسي رانده شد و مردم با وجود همه مشكلات و مصائبي كه با آن دست به گريبان بودند به نعمت آزادي نسبي رسيدند و «دمي آب خوردن پس از بدسگال» را فرياد مي‌زدند. در اين ميان زمينه براي اظهار خواست‌هاي مردم مساعد شد و گروه‌ها، احزاب و سازمان‌هاي گوناگوني پديد آمدند كه آنها را به دو دسته كلي مي‌توان تقسيم كرد. اول آنهايي كه جنبه عام و مردمي داشتند، يعني در اعماق توده‌هاي مردم وارد شدند و آنها را جذب كردند و غالباً صاحب دفتر و عضوگيري و حوزه‌اي نبودند، اما آثار مهمي بر جاي گذاشتند. حركت 30 تير 1331 تا حد زيادي، قيام 15 خرداد 1342 به‌طور تمام عيار و سرانجام انقلاب 1357 كاملاً از اين خصلت برخوردار بودند. مذهب تشيع، قرآن كريم و عنوان شهادت امام حسين(ع) همواره بافت و موتور محرك اين قبيل اجتماعات ميليوني و سراسري بوده است. از اين حركت‌هاي عظيم توده‌اي كه بگذريم به تعداد زيادي گروه، دسته و حزب مي‌رسيم كه از نظر اسم، عنوان و انتشارات وسيعند و ماهيت بسياري از آنها تاكنون به‌طور كامل روشن نشده است؛ يعني نقاط تاريك زيادي دارند، اما آنچه مسلم است اين است كه تشكل اين احزاب سياسي هم براي جوانان پرشور و شوقي كه مي‌خواستند آرمان‌هاي خود را جامه عمل بپوشانند و هم براي سردمداران قديمي سياست جاذبه داشت. البته از سفارتخانه‌ها نيز نبايد غافل شد، آنها در تلاش بودند از اين فضا به نفع خود استفاده كنند و احزابي را نيز پي بريزند، حتي براي پيشبرد مقاصد خود به بسياري مسائل دامن مي‌زدند و اوضاع در هم ريخته ايران را آشفته‌تر مي‌كردند.

شهريور 20؛ آغازي دوباره براي احزاب

در هر صورت تبعيد رضاشاه از ايران و انتقال قدرت به محمدرضاشاه به دست متفقين و باز شدن فضاي سياسي كشور ـ‌كه ناشي از رقابت بلوك‌بندي‌هاي جديد ميان متفقين، ظهور شاهي جوان و كم‌تجربه به‌جاي ديكتاتوري چون رضاخان، كاستي گرفتن قدرت امپرياليسم انگليس، تنگ شدن حيطه نظارت او بر مستعمرات و حضور نظامي امريكا و شوروي در ايران بودـ فضا را مساعد ساخت و احزاب مختلف پديدار شدند. اگر بخواهيم نموداري از تشكيل احزاب رسم كنيم خواهيم ديد بيشترين حزب‌ها در اين ايام پديد آمده‌اند. ضمناً فعاليت ‌برخي روشنفكران ايراني را در اين ايام جاسوسي براي سازمان‌هاي اطلاعاتي و دول استعماري تشكيل مي‌دهد. يكي از نويسندگان در كتاب خود كافه كنتينانتال يا كافه، يكي از پاتوق‌هاي برخي از محافل روشنفكري را محلي براي تبادل اطلاعات و استخدام جاسوس توسط سازمان‌هاي اطلاعاتي بيگانه مي‌داند و سپس اضافه مي‌كند در اين سال‌ها. . . منورالفكران ايراني بر مبناي تبعيت از ايدئولوژي ناسيونال ليبراليسم و با تكيه بر برخي حمايت‌هاي دولت‌هاي امپرياليستي، دست به تشكيل احزاب ملي‌گرا، ناسيوناليست، مدعي ميهن‌پرستي و. . . زدند و برخي از روشنفكران وابسته به احزاب در دوره‌هاي بعدي پست‌هاي كليدي حاكميت را به دست گرفتند. . . احزابي كه شايد تأسيس آنها دليلي جز ارضاي حس جاه‌طلبي و قدرت‌طلبي مؤسسان آنها نداشت.

صرف‌نظر از مسائل يادشده، بهتر است فهرستي از احزابي كه در اين دوره شكل گرفتند به دست داده شود و به شماري از آنها اشارت رود.

1ـ حزب توده: نخستين حزبي كه در اين مقطع تأسيس شد «حزب توده ايران» بود كه در تاريخ هفتم مهرماه 1320 در تهران تشكيل شد.

2ـ حزب دموكرات: اين حزب توسط احمد قوام تأسيس شد و وقتي در آذرماه 1326 دولت قوام سقوط كرد حزب دولتي وي نيز برافتاد. اين حزب از همه امكانات دولتي برخوردار بود.

3ـ حزب اراده ملي: در سال 1323 سيد ضياءالدين طباطبايي «حزب اراده ملي» را تأسيس كرد. گفته شده است اين حزب مطابق با سياست انگلستان تشكيل شد. ضمناً نشريه حزب هور نام داشت.

4ـ حزب ايران: اين حزب از سال 1321 به بعد تأسيس شد. اكثريت اعضاي آن را دانشگاهيان و روشنفكران ملي تشكيل مي‌دادند و افرادي مانند اللهيار صالح، كريم سنجابي و شاپور بختيار در آن عضويت داشتند.

5ـ حزب سومكا: اين حزب كه نام آن مخفف «سوسياليسم ملي كارگران» است، به دست دكتر داوود منشي‌زاده تأسيس شد و تمايلات نازيستي داشت. حزب سومكا از لحاظ ظاهري نيز شرايط حزب نازيسم آلمان را در مورد سلام دادن و غيره رعايت مي‌كرد.

6ـ حزب ذوالفقار: به دست ملكه اعتضادي از معروفه‌هاي دربار تأسيس شد. اين حزب از دربار كمك گرفت.

7ـ حزب دموكرات تبريز، رضائيه و فارس: نشريات اين احزاب به‌ ترتيب شفق، فروردين و حيات بود.

8ـ حزب همراهان:حزبي بود كه مصطفي فاتح پس از بريدن از جمعيت ضد فاشيست در اكتبر 1942 آن را تأسيس كرد.

9ـ حزب كبود: اين حزب كه مليون هم ناميده مي‌شود، فعاليت زيرزميني داشت و همزمان با ورود متفقين به ايران شكل گرفته بود. حبيب‌الله نوبخت، نماينده مجلس از رهبران اين حزب بود و محمدحسين حسام‌وزيري، سيد نقيب‌زاده، مشايخ مشاور حقوقي سفارت ژاپن و احمد نامدار منشي سفارت آلمان از اعضاي فعال حزب بودند. در سازماندهي حزب فردي آلماني به نام ماير كه ظاهراً از رؤساي شركت آلماني شنكرش مستقر در ايران بود، شركت داشت.

10ـ حزب عدالت: علي دشتي، نويسنده معروف و عضو قديمي مجلس شوراي ملي، حزب عدالت را در دسامبر 1941( 1320ﻫ. ش) تأسيس كرد.

11ـ حزب آزادي: اين حزب در 1945 توسط دكتر حسن ارسنجاني تأسيس شد.

12ـ حزب زحمتكشان: اين حزب به دست دكتر مظفر بقايي، صاحب امتياز روزنامه شاهد تأسيس شد.

13ـ حزب نيروي سوم: انشعابي از حزب زحمتكشان و رهبري آن با خليل ملكي بود.

14ـ حزب استقلال: در 9 مهر 1320 به دست عبدالقدير سبزواري، معروف به عبدالقدير آزاد تشكيل شد. نشريه اين حزب روزنامه آزاد بود.

15ـ حزب پيكار: اين حزب به رهبري خسرو اقبال، برادر دكتر منوچهر اقبال شكل گرفت و اعضاي سرشناس آن تني چند از روزنامه‌نگاران از جمله حسن ارسنجاني مدير روزنامه داريا، جهانگير تفضلي مديران روزنامه ايران ما، ابوالحسن احتشامي، اسماعيل پورالي و محمد تفضلي بودند. روزنامه نبرد از طرف اين حزب منتشر مي‌شد.

16ـ حزب ميهن: اين حزب متشكل از احزاب پيكار، ميهن‌پرستان و استقلال بود و نشريه روزانه اين احزاب مؤتلف رستاخيز نام داشت.

17ـ حزب كار: اين حزب توسط مشرف نفيسي تأسيس شد. مشرف نفيسي در كابينه فروغي در سال 1320 وزارت دارايي را به عهده داشت.

18ـ حزب ايران بيدار: مؤسس اين حزب حسينعلي كاتبي از مردم آذربايجان بود و نشريه حزب روزنامه فرياد نام داشت.

19ـ حزب جنگل: محمدكاظم زال‌زر مؤسس اين حزب بود و اين حزب به كمك دولت شكل گرفت.

20ـ حزب ميهن‌پرستان: اين حزب در سال 1322 تشكيل شد و بنيانگذاران آن علي جلالي، دكتر شجاع‌الدين شفا، مجيد يكتايي و محمدعلي مسعودي بودند. روزنامه ميهن‌پرستان نشريه حزب و صاحب‌ امتياز و مدير آن جلالي بود. سردبيري اين روزنامه را عملاً شجاع‌الدين شفا به عهده داشت و يكتايي، كاظم عبادي و ناصر نجمي از ديگر نويسندگان آن بودند.

21ـ حزب وحدت ايران: پس از ائتلاف حزب ايران با حزب توده در جبهه مؤتلف احزاب آزادي‌خواه گروهي از رهبران حزب ايران از اين حزب جدا شدند و حزب وحدت ايران را به وجود آوردند. اعضاي منتخب شوراي‌عالي حزب عبارتند از: سيد حسن زعيم، محمدتقي بهار، سهام‌الدين غفاري، ناصر اعتمادي، هادي اشتري، رحيم صفاري، مهندس ايرواني، عليرضا صاحب، محمدامين رياحي، دكتر حسن افشار، محمدحسين ميمندي‌نژاد، ارسلان خلعتبري، حسن نزيه و... روزنامه شفق نشريه حزب وحدت ايران بود.

22ـ حزب خلق: اين حزب انشعابي از جمعيت فدائيان اسلام بود و دبيركلي آن را عبدالله كرباسچيان به عهده داشت. نشريه نبرد ملت به مديريت وي از سوي اين حزب منتشر مي‌شد.

23ـ حزب ترقي‌خواه: اين حزب روزنامه روزگار نو را منتشر مي‌كرد.

24ـ حزب مردم: اين حزب به رهبري سيد محمدصادق طباطبايي كه مدتي با حزب وحدت ايران ائتلاف كرد، تشكيل شد. حزب مردم روزنامه‌اي به نام انديشه مردم داشت كه نشريه مركزي آن بود.

25ـ حزب آزادي: مؤسس و رهبر اين حزب سيد ابوالحسن حائري‌زاده بود. در سال 1323 روزنامه فرمان، نشريه اين حزب بود.

26ـ حزب نهضت ملي: سروان منوچهري كه بعدها به آريانا تغيير نام داد و به مقام ارتشبدي و رياست ستاد مشترك دست يافت، در اوايل دهه 20 حزب نهضت ملي را تأسيس كرد. سرلشكر ارفع، رئيس ستاد مشترك ارتش و رقيب رزم‌آرا نيز از آن حمايت مي‌كرد.

27ـ حزب برادران: سيد نورالدين واعظ شيرازي، از روحانيون متنفذ فارس در اواسط دهه 20 حزب برادران را در شيراز تأسيس كرد.

28ـ حزب احرار ايران: حزب كوچكي كه به حزب توده ايران نزديك بود.

29ـ حزب انتقام: روزنامه آهن نو ناشر افكار اين حزب بود. حزب انتقام از سال 1328 به حزب ايران امروز تغيير نام داد و روزنامه ايران امروز نشريه رسمي آن شد.

30ـ حزب عاميون: اين حزب كه نام خود را از حزب معروف به صدر مشروطه گرفته بود، در دهه 20 به دست سيد حسن تقي‌زاده و چند تن ديگر از جمله محمود عرفان تأسيس شد.

31ـ حزب ملت ايران: انشعابي بود از حزب پان‌ايرانيسم كه داريوش فروهر رهبري آن را به عهده داشت.

32ـ اتحاديه‌ها، سنديكاها، انجمن‌ها، جمعيت‌ها، نهضت‌ها، دسته‌ها و فرقه‌ها: اتحاديه‌ها، سنديكاها، انجمن‌ها، جمعيت‌ها، نهضت‌ها، دسته‌ها و فرقه‌هاي مهم ديگري نيز در اين ايام شكل گرفت كه از نام بردن آنها صرف‌نظر شده است.

33ـ حزب پان‌ايرانيست: و بالاخره حزب پان‌ايرانيست كه در همين دوره رسميت پيدا كرد و سخن راندن از آن مجالي فراخ‌تر مي‌طلبد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار