درست همان شبي كه اوباما و نتانياهو در كاخ سفيد همه گزينههاي روي ميز براي برخورد با ايران را بررسي ميكردند و وجود گزينه نظامي را به رخ ايران ميكشيدند، صفحات يك روزنامههاي اصلاحطلب سرمست و ذوقزده از دستور رئيسجمهور براي بررسي برقراري خط مستقيم پروازي ميان ايران و امريكا با عكس هواپيما و تيترهاي «مستقيم واشنگتن»، «از ايران تا امريكا بدون توقف»، «ديپلماسي پروازي پس از ديپلماسي تلفني» و... بسته ميشد.
روزنامههايي كه دل خوش كردهاند به تصميمات مجهولالنتيجهاي كه معلوم نيست تا چه حد ميتواند منافع قابلتوجه و بلندمدتي براي اكثريت ملت ايران داشته باشد. برقراري خط پروازي مستقيم ميان ايران و امريكا براي آناني كه در اين مسير رفت و آمدي دارند، يقيناً اتفاق خوبي است اما چقدر از جامعه را در برمي گيرد كه تيتر يك اكثر روزنامههاي اصلاحطلب شود؟ زياد نياز به تفكر ندارد كه تيتر يك شدن اين دستور كه معلوم نيست چقدر با نتيجه فاصله دارد، هيچ ارتباطي با مشكل ايرانياني كه بايد اين مسير را بروند، ندارد؛ بلكه ربط مستقيمي به احساس خودباختگي كساني دارد كه خود را تنها در كنار امريكا و در دوستي با وي قدرتمند و قابل احترام ميپندارند.
از همين روست كه اين جماعت ميكوشند در كنار كسي كه او را به كدخدايي اين دهكده جهاني شناخته و قبول دارند، هويت و اعتبار يابند. آنها از هيچ، همه چيز ميسازند تا هر چه زودتر دل كدخداي امريكايي شان با ما نرم شود؛
جام شيردالي كه جزو اموال ايرانيها بوده و امريكاييها پس از سرقت سالها قبل شان آن را برگرداندهاند، ميشود هديه و نشانه حسن نيت و كسي هم نميپرسد كه با دزد چه بايد بكنيم؟!
ذوقزده عفو مالباخته توسط دزد شويم؟! امريكاييها جام شيردال ميدهند و همزمان از گزينه نظامي عليه ايران ميگويند و چقدر سادهلوحي ميخواهد ما ذوق زده پروازي شويم كه هنوز معلوم نيست برقرار شود يا نشود. اين ذوقزدگي دست دولت را هم براي چانهزني در مقابل امريكايي ميبندد كه رسانههاي اصلاحطلب را بازتاب بخشي از جامعه تلقي كرده و يقيناً خواهند گفت كه مردم شما براي كوچكترين برقراري رابطهاي با ما تا اين حد ذوقزدهاند و ديگر چه جاي چانه زني؟!
ما از رابطه با امريكايي هايي كه اين روزها دولت فدرالشان هم از كمي بودجه تعطيل شده و حتي ميگويند حقوق خود اوباما نيز قطع است، چه توقعي داريم؟ اين دامن زدن به گزاره حل تمام مشكلات در گرو برقراري ارتباط با امريكاست، كار دولت را هم در دادن گزارشهاي واقعبينانه به مردم در مورد نتايج آغاز باب گفت و گو با امريكا سخت ميكند و اين سؤال را طرح ميكند كه چرا روزنامههاي اصلاحطلب از يك دستور تا اين حد ذوق زدهاند؟!