کد خبر: 614674
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۲ - ۲۱:۲۴
مذاكره با امريكا را چطور تبديل به دغدغه اصلي جامعه كرده‌اند؟
حرف تازه‌اي نيست كه جماعتي در داخل مطالبات مورد وثوق جريان متبوع خود را آرام آرام به خواسته‌هاي جامعه پيوند داده و از اين پيوستگي و اتصال اهداف راهبردي پدرخوانده‌هاي خود را دنبال كنند.
محمداسماعيلي

حرف تازه‌اي نيست كه جماعتي در داخل مطالبات مورد وثوق جريان متبوع خود را آرام آرام به خواسته‌هاي جامعه پيوند داده و از اين پيوستگي و اتصال اهداف راهبردي پدرخوانده‌هاي خود را دنبال كنند. تظاهر به وصلت و خويشاوندي خواسته‌هاي اين طيف با آنچه خواسته‌هاي عمومي مردم نامگذاري مي‌شود در طول سال‌هاي گذشته كم اتفاق نيفتاده و كم نبوده كه ملاحظه كنيم اين دسته براي رسيدن به مقاصد سياسي- اجتماعي خود، حقوق اوليه مردم را ناديده بگيرد و تنها در شعار به تفكر «مردم‌خواهي» پايبند بمانند. پيوند دادن مطالبات گروهي با خواسته‌هاي عمومي نه تنها «بازگشت به حاكميت»، «كسب قدرت فراگير» و «دستيابي به مشروعيت سياسي- اجتماعي» براي هواخواهان ليبرالسيم در داخل به همراه دارد، بلكه مي‌تواند قدرت چانه‌زني آنها را در مقابل نظام رسمي حاكميت و نهادهاي منسوب به آن هم افزايش داده و راه را براي پيشبرد اهدافي كه دقيقاً متعارض با اهداف حاكميت است باز كند.

بايد متذكر شد، اين اهداف هماني است كه تئوري‌پردازان اين جناح سال‌ها در دوران حاكميت هشت ساله‌شان به دنبال آن بوده و در شرايط كنوني پيگير باز توليد آن هستند‌ كه از جمله اين اهداف براندازي نظام در قالب دو راهبرد «تغيير ساختار» و‌ «تغيير رفتار» از درون است. به هر روي، بهترين وسيله براي پياده‌سازي سناريوي «تبديل كردن خواسته‌هاي صنفي وگروهي به دغدغه كل جامعه»، تاكتيك «عمليات رواني» است كه در طول تاريخ انقلاب اسلامي بارها ازسوي اين جريان تكرار شده و در شش ماه اخيرهم نمونه بارزي از اين سناريو را شاهد هستيم كه در ادامه به آن اشاره خواهد شد. سناريوي پلكاني مورد اشاره را مي‌توان در مراحل سه‌گانه ذيل تشريح كرد:

پله نخست؛ نظريه‌پردازان اين جرگه، ماه‌ها قبل از هر انتخاباتي با كمك رسانه‌ها و تريبون‌هاي عمومي و با شگرد عمليات رواني «‌خواسته‌هاي صنفي - گروهي خود را به دغدغه كل جامعه تبديل كرده‌» و اقبال مردمي را نسبت به شعارهاي نامزد مورد نظرشان متمركز كرده و درنهايت به واسطه رأي مردم به رأس و بدنه حاكميت نفوذ پيدا مي‌كنند.

پله دوم؛ در مرحله «دستيابي به قدرت رسمي» فعالان اين جبهه، اهداف و برنامه‌هاي از پيش تعيين شده پدرخوانده‌هاي خود را كه بر اصل «استحاله نظام‌» پايه گذاري شده در پوشش شعارهاي سرداده شده در فرآيند تبليغات انتخابات و با توجيه اينكه مطالبات مردم است به پيش مي‌برند. البته دراين مرحله به بخشي از جامعه اين پيام را ارسال مي‌كنند كه براي برآورده شدن اهداف بزرگ، «تغيير ساختار حكومت» و «تغيير موازنه قدرت دركشور» يك الزام به شمار مي‌رود.

پله سوم؛ در مرحله پاياني كه همزمان با دوران افول و پاياني حاكميت اين جريان است سعي مي‌شود «افراطيون» و«نهادهاي انتصابي وابسته به حاكميت» را مهمترين عامل عدم تحقق وعده‌هاي داده شده و برطرف نشدن دغدغه‌هاي اصلي مردم القا كرده و درادامه، شرط تحقق شعارها و مطالبات اصلي مردم را استمرار حاكميت شان وانمود كرده و از مردم براي اقبال دوباره به گزينه‌هاي اختصاصي شان درانتخابات‌ها درخواست نياز كنند.

پس ايجاد مقبوليت براي شعارها و شخصيت‌هاي منسوب به اين جريان درآوردگاه انتخابات براي طيف تجديدنظر‌طلب، مشروعيت و سپس براندازي نرم را به دنبال خواهد داشت. سابقه تبديل خواسته‌هاي متبوع جرياني به مطالبات مردمي طبق استراتژي «‌تبديل كردن خواسته‌هاي صنفي وگروهي به دغدغه كل جامعه‌» ماه‌ها قبل از هر انتخاباتي، استراتژيست‌هاي طيف تجديدنظرطلب در جلسات خصوصي خود شعارهاي ويژه‌اي را تئوريزه كرده، به كمك رسانه‌هاي وابسته آنقدر آن را در فضاي عمومي جامعه «تكرار» مي‌كنند تا جامعه هم به صورت ناخودآگاه با مطالبات صنفي و گروهي اين جريان احساس هم پوشاني كرده و اين مطالبات تصنعي را به جاي خواسته‌هاي اصلي خود بپذيرد بدون آنكه متوجه شود چه اتفاقي افتاده است.

ماه‌ها قبل از انتخابات سال76 بود كه بسياري از عناصر حلقه كيان همگام با تئورپردازان اين طيف، شعارهايي نظير «آزادي»، «جامعه مدني» و «گفت‌وگوي تمدن‌ها» را كه بيشتر كاركردي حزبي وتشكلي داشت، ‌ آنقدر در تريبون‌هاي مختلف و رسانه‌هاي وابسته به خود تكرار كردند تا جامعه به‌صورت ناخودآگاه بپذيرد كه مشكل كشور نه اقتصاد و معيشت مردم بلكه تبيين و اجرايي نمودن برخي از مفاهيم فريبنده پست مدرنيسم غربي در جامعه است. در همان سال‌ها پس از آنكه اين اصول دست‌ساز براي جامعه باورپذير شد و آرا به سمت گزينه نهايي اين طيف سرازير شد و آنها توانستند به كسب كرسي رياست جمهوري برسند، فاز اصلي پدرخوانده‌هاي اين جريان كه مبتني بر تحركات ساختارشكنانه و با محور «راهبرد استحاله نظام» بود، پياده‌سازي شد. اين جماعت هر حركتي را در مسير پياده كردن اين استراتژي به اسم دغدغه اكثريت مردم، مشروعيت دادند و به نام آنها ضرب كردند.

تمركز هدفمند رفرميسم داخلي، روي گزاره‌هايي نظير «توسعه سياسي»، «آزادي بيان و انديشه» و «‌تنش‌زدايي در روابط بين‌الملل» در آن مقطع زماني، نه تنها هيچ يك از دغدغه‌هاي اصلي جامعه را مرتفع نكرد بلكه منجر به آن شد كه كشور در عرصه داخلي و بين‌الملل دچار بحران‌هاي عديده‌اي شده و رشد مشكلات داخلي هم شكل فزاينده‌اي به خود بگيرد.

جهت همين سناريو، ليدر اصلي اين جريان در ماه‌هاي پاياني هشت ساله حاكميت‌شان سعي داشت همه قصورات و تقصيرات دولت را به گردن نظام و نهادهاي وابسته به آن انداخته، براي استمرار قدرت سياسي جريان متبوع خود از نامزد وابسته به جرگه تجديدنظرطلبان حمايت كند.

مذاكره با امريكا چگونه تبديل به دغدغه اصلي جامعه شد

ماه‌ها قبل از انتخابات 92 و درحالي كه مردم با مشكلات عديده اقتصادي و معيشتي دست و پنجه نرم مي‌كردند، هواخواهان ليبرالسيم در داخل آرام آرام و به كمك عمليات رواني – رسانه‌اي راه برون رفت كشور از معضلات و مشكلات به‌وجود آمده را تنها در «تغييرات اساسي در نگرش دستگاه ديپلماسي» و«‌مذاكره با امريكا » عنوان و آنقدر اين «اصل تصنعي» را تكرار كردند كه براي بخش قابل توجهي از افكار عمومي داخل باور‌پذير شد كه حلال بسياري از مشكلات اقتصادي، معيشتي و حتي سياسي كشور انفعال در مقابل غرب، عدول از اصول و مباني انقلاب و نظام و گذشتن از حقوق اساسي ملت است - در حالي كه فائق آمدن بر مشكلات كشور با توسعه درون‌زا ممكن است. سناريو به خوبي هدايت شد و قدرت اثرگذاري يافت؛ بخش مهمي از افكار عمومي پذيرفت كه حلال مشكلات چيست، به اصطلاح مقبوليت اجتماعي نسبت به شعارهاي سازشكارانه حاصل شد و همين مقبوليت رأي‌آوري در انتخابات92 را تا حدود زيادي به دنبال داشت. پس از موفقيت در آوردگاه انتخابات بود كه هدايت‌كنندگان اين سناريو توانستند با توجيه اينكه «مذاكره با امريكا» نياز ضروري كشور و خواست اكثريت جامعه است، فرآيند مذاكره مستقيم با امريكا را طي هفته‌هاي اخير كليد بزنند و عملياتي كنند. ادامه اين سناريو با گزاره‌هاي زير شكل واقعي به خود خواهد گرفت.

1- اتفاقات ساده و بدون تأثير استراتژيك در مناسبات بين‌الملل نظير مكالمه تلفني 15 دقيقه‌اي يا دستور براي پيگيري پرواز مستقيم تهران- واشنگتن را براي به چالش كشيدن ديپلماسي گذشته و همچنين ايجاد اميد غيرواقعي درملت، يك دستاورد بزرگ القا كنند.

2- مخالفت برخي شخصيت‌هاي برجسته نظام و طيف دانشجوي مخالف «انفعال در مقابل غرب» را «افراطي‌گري» ناميده و آنقدر آن را برجسته كنند تا اگر مذاكرات طي چهار سال به نتيجه مناسبي نرسيد و احقاق حق ملت را به دنبال نداشت، «افراطيون» و «‌چهره‌هاي منسوب به نهادهاي انتصابي وابسته به حاكميت» را مهم‌ترين عامل عدم تحقق وعده‌هاي داده شده و برطرف نشدن دغدغه‌هاي اصلي مردم القا كنند.

3-«القاي بن بست اصلاحات»، «انسداد سياسي» و «نافرماني مدني» هم از ديگر اهداف مورد نظر اين جماعت بوده كه مي‌تواند منجر به شورش اجتماعي- سياسي در كشور شود.

4- در كنار فرافكني حالت قبل، فعالان اين طيف-در هفته‌هاي منتهي به انتخابات مجلس دهم و پس از آن انتخابات دوازدهم - از مردم درخواست مي‌نمايند كه براي نتيجه بخش بودن ديپلماسي كنوني و تحقق وعده‌هاي داده شده، به تشكيل مجلسي روي بياورند كه همسو با سياست‌هاي دولت باشد و در ادامه اين سياست، در سال96 از مردم بخواهند براي نتيجه دادن رويكرد نوين دستگاه سياست خارجه، به نامزد اختصاصي اين جريان رأي قابل بدهند چرا كه مناسبات بين‌المللي در بلند مدت پاسخگو و نيازمند استمرار دولت كنوني است.

5- در مقابل، اگر اين مذاكرات به نتيجه نسبتاً دلخواهي رسيد، موفقيت حاصل از آن را به نام جريان متبوع خود ضرب كرده، بدون آنكه از اثرگذاري «راهبرد مقاومت»، « ايستادگي مردم در مقابل تهديدها و تحديدها» و «رهنمودهاي رهبري» سخني به ميان آورده شود.

رابطه «بازي مذاكره» و دكترين براندازي

همانطور كه اشاره شد، هدف‌هاي كوتاه مدت اين جريان نظير آنچه اشاره شد در همين «بازي مذاكره» قابل تحقق بوده و اهداف بلندمدتي نظير«حفظ قدرت» را ممكن مي‌كند چراكه به دست آوردن قدرت به هواخواهان ليبراليسم اين توانايي را مي‌بخشد كه با كمك نرم‌افزار اصلاحات، پروژه استحاله و تغيير حاكميت را به بعد رسمي و قانوني منتقل كند. اين را هم بايد تأكيد كرد كه ساده انگاري نسبت به استراتژي مذكور نه تنها كشور را در مسير « توسعه درون‌زا » دچار دست‌انداز كرده و در مقابل تهديدات داخلي و خارجي ناتوان مي‌كند، بلكه مي‌تواند دكترين براندازي جريان تجديدنظرطلب را به مرحله اجرا نزديك كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار