کد خبر: 614593
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۴
سردبير خبرگزاري «سبعا» يمن در گفت‌وگو با «جوان»:
ابوبكرعبدالله اهل شهر تعِز ازكشور يمن، روزنامه‌نگار و فعال سياسي يمني جزو مستبصرين زيدي است كه به شيعه 12 امامي تغيير آيين داده است
معصومه طاهري | . وي فعال فرهنگي و از اصحاب رسانه يمن است كه از سال 1986 تاكنون در حرفه روزنامه‌نگاري فعاليت دارد. وي به ‌غير از سردبيري خبرگزاري«سبعا» در روزنامه «النهار» لبنان و برخي ديگر از خبرگزاري‌ها و مطبوعات يمن قلم مي‌زند. عبدالله نويسنده و محقق اسلامي نيز است كه در مورد بيداري اسلامي و تاريخ احاديث مقالات متعددي نوشته از جمله كتاب پنج جلدي درباره تحريف احاديث پيامبراسلام(ص) توسط عمال اموي و عباسي را مي‌توان نام برد كه به طور مبسوط به تفكيك احاديث جعلي از حقيقي پرداخته است. با ايشان گپ‌وگفتي كوتاه داشتيم. كار ترجمه توسط حجت‌الاسلام محمد باقر اسدي، مدير بزرگ‌ترين سايت آموزش عربي در خاورميانه انجام گرفته است.

در ابتدا بفرماييد چه شد از شيعه زيدي به شيعه اثني عشري تغيير دين داديد؟

مي‌توانم بگويم كه تمايل من به تشيع چيز تازه‌اي نبوده و نيست. اجداد من همه شيعه زيدي بودند. از همان موقعي كه در دبيرستان درس مي‌خواندم هر حديثي مي‌ديدم دنبالش مي‌رفتم تا ببينم اين حديث چقدر صحت و سقم دارد، سعي مي‌كردم در مورد احاديثي كه به ما مي‌رسد، تحقيق و بررسي داشته باشم. از افرادي نبوده‌ام كه هركس هر حديثي بگويد به‌ راحتي قبول كنم. به‌ غير از اقتضاي حرفه‌ام يعني روزنامه‌نگاري، فردي هستم كه هر چيزي را به سهولت نمي‌پذيرم. آنچه بيشتر از همه توجهم را جلب مي‌كرد وجود دو مذهب بود كه بين اين دو مذهب يك اختلاف در زمينه فقهي وجود داشت، به‌ صورتي كه آنها را در دو مذهب جداگانه قرار داده بود. هميشه از خودم سؤال مي‌كردم چرا ما دو مذهب داريم؟ و چرا اهل سنت با شيعيان برخورد مي‌كنند؟ و... با خودم مي‌گفتم براي اينكه دچار انحراف نشويم و به اشتباه نيفتيم، بايد از طريق اهل بيت(ع)، سخنان پيامبراسلام(ص) را بگيريم و تعجب مي‌كردم كه چرا برخي از اشخاص، دين ديگري براي خود مي‌گيرند كه خلاف مسير پيامبراسلام(ص) و اهل‌بيت(ع) است. كاملاً به اين مسئله اعتقاد داشتم كه پيامبر(ص) دو نوع نماز به پيروانش ياد نداده كه شيعه و سني با هم فرق مي‌كند. پيامبر(ص) دوگونه فقه ارائه نكرده است بلكه از همان ابتداي نبوت، ‌ايشان تنها يك فقه داشته است، با وجودي كه هجمه ‌زيادي از كتاب‌ها و آراي مختلف به سمت من بود، اما معتقد بودم حقيقتي ثابت و مطلق وجود دارد، بايد آن را پيدا كنم، خيلي‌ها شاهد اين حقيقت هستند كه شايد ندانند حقيقت چيست، بنابراين بعد از اطلاع ‌از حقيقت اسلام شيعه 12 ‌امامي شدم و كتابي هم در اين زمينه تأليف كرده‌ام كه در مورد تحريف‌هاي بني‌اميه و بني‌عباس پيرامون احاديث پيامبراسلام(ص) است، البته تجربه‌اي كه در روزنامه‌نگاري و كار تحليل و بررسي مباحث مختلف داشتم هم من را كمك كرد كه مسائل تاريخ اسلام و مسائل حديثي را به روش رسانه‌اي تحليل و بررسي كنم و يكسري از تحريفاتي كه درباره احديث اسلام صورت گرفته را كشف و گردآوري كنم.

چقدر اين نوشته‌ها در جامعه بازخورد داشته است؟

هنوز آن بازخورد لازم را در جامعه پيدا نكرده است زيرا اولين تحقيقاتم را همين امسال به شكل عمومي منتشر كردم و حدود سه ماه پيش اولين كتابم كه پنج جلد است را با عنوان «دفاع از سنت پيامبر(ص)» (ترجمه فارسي كتاب) نوشتم در مورد تحريفات احاديث و سنت رسول‌الله(ص) است.

شما موضوع تحريفات صورت گرفته درباره احاديث و سخنان پيامبراعظم(ص) را بر چه اساس گردآوري و تنظيم كرديد؟

در اين كتاب‌ها من مسائل فقهي را به‌ همراه با ادله شيعه و سني مورد بررسي قرار داده‌ام و محتوا، ‌مضمون و سندهاي هر كدام از احاديث را تحليل كامل كرده‌ام. در نهايت به اين نتيجه رسيدم كه ما دو نوع فقه در اسلام داريم ‌بلكه تنها يك نوع فقه اموي و يك نوع فقه اهل‌بيت(ع) است. تحريف اموي‌ها و عباسي‌ها براي خيلي‌ از مردم مكشوف و معلوم نيست. عوامل آنها از روش‌هايي استفاده كرده‌اند كه هركسي به‌راحتي متوجه آن نمي‌شود براي همين هم اغلب عوام اشتباه مي‌گيرند. محور من در اين پژوهش، همان محورهايي بود كه علماي احاديث در بررسي و كشف تحريف‌ها استفاده مي‌كنند، به‌عنوان مثال بعضي از روش‌هايي كه بني‌اميه و بني‌عباس در ايجاد احاديث ساختگي دارند اين بوده است كه روايات جعلي داشتند يا رواياتي را خودشان ساختند يا روايات صحيح پيامبر(ص) را وارونه در جامعه ميان مسلمانان ترويج مي‌كردند.

آيا مي‌توان اتفاقات امروز جنگ نرم دشمن را در امتداد تحريف‌هاي عصر پيامبراسلام(ص) دانست؟

دشمنان امروز اسلام دقيقاً از همان روش عصر اموي و عباسي استفاده مي‌كنند كه نشان از شناخت آنها از تاريخ اسلام دارد، به‌عنوان مثال روشي را كه بني‌اميه در تهاجم فرهنگي به ‌كار مي‌بردند، عيناً امروز در شكلي ديگر عليه مسلمانان و اسلام استفاده مي‌كنند.

پس با اين اوصاف ما در تاريخ اسلام تجربه‌هايي داريم كه هر چند تلخ هستند اما براي جنگ نرم امروز كارساز و قابل استفاده هستند، درست است؟

متأسفانه به‌ علت فشارها و ظلم‌هايي كه در طول تاريخ عليه شيعيان وارد مي‌شد، چندان تجربه‌هايي كه كارايي باشند، نداريم، لذا ما خودمان بايد از روش‌هاي تازه عليه اقدامات دشمن استفاه كنيم،‌ همين كه بياييم تحريف‌ها را كشف و معرفي كنيم تا مسلمانان دنيا از حقايق اسلام مطلع شوند، گام مهمي در اين عرصه است، بنابراين در ابتدا نياز به يك انقلاب اساسي عليه اين نصوص و متوني كه اهل سنت آنها را مقدس شمرده است، داريم زيرا يكسري متون مربوط به پيامبراسلام(ص) نيست و آنها نادانسته به ايشان نسبت داده‌اند و مقدس مي‌شمرند، بعد از آن تحريف‌هايي كه صورت گرفته را براي مردم تبيين كنيم. مشكل بزرگي كه وجود دارد اين است كه تحريف‌ها در طول زمان در ضمير افراد نهادينه شده‌اند و به خاطر تراكم پژوهش‌ها، حاشيه‌ها و گفته‌هايي كه به مرور به اينها اضافه شده متأسفانه همان تحريف‌ها براي بسياري به مباني ديني و احكام اسلامي مسلمانان تبديل شده است. براي همين هم به‌ نظر مي‌رسد بزرگ‌ترين چالش روبه‌روي ما اين است كه چگونه اين تحريف‌ها را بشناسيم و از هم تفكيك كنيم و بتوانيم براي مردم به‌ خوبي تبيين كنيم تا بپذيرند.

رسانه‌ها به‌خصوص رسانه‌هاي تصويري براي تبيين حقايق اسلام و نهادينه كردن حساس‌تر و مهم‌تري دارند، درست است؟

قطعاً همين طور است. براي مثال شبكه‌هاي تلويزيوني مي‌توانند بيشترين تأثير را براي تبيين و تفهيم اين تحريف‌ها داشته باشند، زيرا وقتي كتابي مي‌نويسيم، نمي‌دانيم چه تعدادي از افراد كتاب‌ها را تهيه مي‌كنند و مي‌خوانند اما تلويزيون به دليل عموميتي كه دارد همچنين استفاده از جذابيت تصاوير متحرك و به‌مراتب تأثير بيشتري مي‌تواند بر مردم بگذارد و البته عصر كنوني هم عصر كتاب نيست بلكه عصر رسانه تصويري است.

با توجه به اين مسئله خود شما در يمن چقدر براي آگاه‌سازي عمومي تلاش كرده‌ايد؟

متأسفانه در اين زمينه امكاناتي نداريم.

فعالان فرهنگي و اهالي رسانه در كشور يمن چقدر در اين عرصه وفاق و اجماع‌نظر دارند؟

در زمينه فرهنگ معمولاً افرادي كه اهل فرهنگ و مباحث اين حوزه هستند، روي موضوع خاصي توافق‌نظر ندارند و بين آنها تنوع و اختلاف ديدگاه زيادي وجود دارد ولي در سال‌هاي اخير شاهد يك بيداري اسلامي و روشنگر نسبي بين اهالي فرهنگ و رسانه يمن هستيم كه اين باعث شده تا آنها هم به دنبال ميراث حقيقي اسلام باشند، يمني‌ها از ملل آزاده و زنده‌اي هستند كه اگر ما رسانه‌ها به جاي موج‌سواري بر احساسات، عقول آنها را مورد خطاب قرار دهيم، مطمئناً سخن ما را مي‌پذيرند و متوجه حقايق مي‌شوند.

به‌طور كلي وضعيت رسانه‌ها در يمن به چه صورت است و چقدر متأثر از فضاي رسانه‌‌اي غرب قرار دارند؟

يمن كشور بزرگي نيست، اما اوضاع رسانه‌اي در كشور يمن خيلي متنوع است. ما رسانه‌هاي مستقل، وابسته يا اينكه كاملاً پيرو خط‌مشي غربي‌ها باشند و در مسير آنها قلم بزنند، داريم اما معمولاً حضور و بروز رسانه‌هاي مستقل در كشور ما محدود است، به همين خاطر تأثير كمتري هم بين مردم دارند. نقش رسانه‌هاي غربي در تحولات صورت گرفته دركشورها خيلي اهميت دارد. براي مثال اغلب مردم متأثر از رسانه‌هاي غربي، از فعل و انفعالات ايجاد شده به‌عنوان بيداري اسلامي ياد نمي‌كنند و اين هم به خاطر نفوذ رسانه‌هاي غربي در كشور يمن است. مردم تحت تأثير هجمه رسانه‌هاي بيگانه هستند و ناخودآگاه سياست امريكا را پيش مي‌گيرند، البته در يمن همه با اين جريانات موافق و همراه نيستند برخي هم به دنبال الگوي حكومتي و ملي و اجرايي كردن آن هستند.

وضعيت كنوني رسانه‌ها و مطبوعات در يمن را چطور مي‌بينيد؟

در حال حاضر يمن داراي 150 روزنامه است. در چاپ و نشر روزنامه‌ها با محدوديت و كمبود امكانات زيادي مواجه هستيم. حدود پنج شبكه ماهواره‌اي داريم يك شبكه به نام«شبكه سهيل» كه وابسته به اخوان‌المسلمين است. يك شبكه با نام شبكه «مولا» كه وابسته با عربستان است و برنامه‌هايي از عربستان يا همان فرقه وهابيت پخش مي‌كند. يك شبكه به نام «شبكه جوانان يمن» كه مخاطب آن نسل جوان است كه اين هم از سوي عربستان حمايت مالي زيادي در برنامه‌سازي مي‌شود، همان برنامه‌هايي كه در شبكه‌هاي وهابيت مثل«صفا» و « وصال» پخش مي‌شود در اين شبكه‌ها هم وجود دارند.

نگاه رسانه‌هاي يمن درباره ايران چيست؟

به‌ خاطر هجمه‌اي كه رسانه‌هاي غربي عليه ايران دارند، متأسفانه اغلب رسانه‌هاي يمني به‌ گونه‌اي ايران را مي‌بينند كه گويي دشمن بزرگ و خطرناكي است كه اين هم به دليل تأثيرپذيري از دشمنان اسلام و همان تهاجم فرهنگي در جنگ نرم ضداسلام است. در يمن يك زن يمني مي‌تواند با مرد يهودي ازدواج كند و معاشرت داشته باشد ولي با يك ايراني اصلاً نمي‌تواند اين‌گونه باشد. اين به دليل عوام‌فريبي است كه رسانه‌هاي وهابي وابسته به عربستان است كه ديدگاه منفي و بدي نسبت به ايران و ايرانيان نزد مردم ايجاد كرده‌اند. آنها سعي مي‌كنند تا مردم را نسبت به ايران متنفر و بدبين كنند. وهابيون به شدت فضاي ضدايراني در تمام رسانه‌هاي خود دارند، اين ‌در حالي‌ است كه ما جاي خالي رسانه‌هاي شيعي را در يمن به شدت احساس مي‌كنيم تا به دفاع از اسلام شيعي بپردازند، البته سخنان من به اين معنا نيست شيعيان در يمن كاري نمي‌كنند و حضور ندارند، ‌شيعيان در يمن فعاليت دارند اما بيشتر زيدي هستند براي همين تا حدودي از سوي ديگران به‌خصوص وهابيون پذيرفته مي‌شوند زيرا اين شيعيان 12 ‌امامي هستند كه در تيررس تهاجمات وهابيت قرار دارند و بازخورد منفي نسبت به آنها ايجاد كرده‌اند، براي مثال موقعي كه من كتابم را منتشر كردم بعضي از اهالي منطقه فهميدند كه من از شيعه زيدي به تشيع اثني عشري تشرف پيدا كردم، مدام از دخترم در مدرسه مي‌پرسيدند پدرت شيعه شده است؟ دخترم عين حقيقت را به آنها مي‌گفت كه بله پدرم شيعه دوازده امامي شده است. آنها مي‌گفتند آيا مادرت هنوز پيش پدرت است و از هم جدا نشده‌اند، طلاق نگرفته‌اند؟! متأسفانه اين تصور منفي وجود دارد كه اگر كسي شيعه دوازده امامي شد، چه زن و چه مرد بايد بلافاصله از هم جدا شوند.

به عنوان سردبير و يكي از اصحاب رسانه از كشور مسلمان يمن كه در عرصه انقلابات منطقه و بيداري اسلامي سهيم است، چه پيامي براي ساير اصحاب رسانه داريد؟

پيامي كه براي تمام اصحاب رسانه و اهالي فرهنگ دارم اين است كه به دنبال حقيقت باشند و وقتي حقيقت را شناختند آن را براي مخاطبان عرضه كنند تا باعث آگاه‌سازي عمومي نسبت به حقايق باشد، اين بزرگ‌ترين خدمتي است كه رسانه‌ها مي‌توانند به مردم بكنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار