اثري كه از آن سخن ميرانيم به يكي از رويدادهاي مهم ساليان پاياني دهه 40، يعني اخراج ايرانيان از عراق ميپردازد. اين كتاب در چهار فصل سامان يافته است. در نخستين فصل به جغرافياي سياسي عراق و ايران و پيشينه و علل اختلافات ايران و عراق از دوران صفويه تا پهلوي توجه شده است. قراردادهاي منعقده ميان ايران و عراق مانند قراردادهاي «آماسيه»، «سراب»، «ذهاب»، «كردان»، «اول و دوم ارزروم»، پروتكلهاي «1911 و 1913»، قرارداد «1937» و لغو آن بررسي شده و نقش قدرتهاي بزرگ فرامنطقهاي در اختلافات مورد توجه قرار گرفته است. فصل دوم به بررسي زمينهها و عوامل بيرون راندن ايرانيان از عراق ميپردازد. ماهيت سوسياليستي، راديكاليستي و ناسيوناليستي رژيم بعث عراق اختلافات مرزي و لغو قرارداد 1937 از سوي ايران، اختلافات سياسي، ايدئولوژيك ميان ايران و عراق، تحولات بينالمللي و منطقهاي و توجيهات و بهانههاي اجتماعي- اقتصادي عراق از زمره اين علل برشمرده شده است. همچنين به بازتاب اخراج ايرانيان از عراق، مواضع دولت، مراجع، علما و مردم و خاطراتي از اين واكنشها اشاره شده است. چگونگي حضور امام خميني در عراق، مواضع امام در قبال دولتهاي وقت عراق و بهخصوص دولتهاي نيمه بعثي و بعثي، سابقه برخورد امام با مسئله اخراج ايرانيان در سال 1348 شمسي در فصل سوم بررسي شده است. همچنين بخش مهمي از اين فصل به روند و چگونگي وقايع مرتبط با واكنش امام به اخراج ايرانيان در سال 1350 اختصاص يافته است.
اقدام حضرت امام در نگاشتن نامهاي به احمد حسنالبكر، رئيسجمهور وقت عراق و ايراد دو سخنراني جدي و قاطع و درخواست خروج از عراق در اعتراض به موضوع و برخورد عتابآلود امام با نمايندگان رژيم بعث، همراه با خاطرات برخي از ياران امام، نيز مناسبات سياسي در حوزه نجف و مواضع مراجع و علماي وقت بهخصوص حضرت آيتالله خويي بررسي شده است.
فصل چهار مشتمل است بر موضوع برگزاري مجلس دعا از سوي آيتالله سيد احمد خوانساري در مسجد سيد عزيزالله بازار تهران و سخنراني مرحوم فلسفي و در پي آن بهرهبرداري دستگاه پهلوي از آن و اهانت دو تن از سناتورها به ساحت حضرت امام، گزارش ساواك از سخنراني فلسفي و توصيههاي آن، وضعيت اعلم و وحيدي دو سناتور اهانتكننده به روايت اسناد ساواك، واكنش حوزه علميه قم به اهانت سناتورها، برپايي تظاهرات در مدرسه فيضيه و خيابان آستانه، دستگيري تعدادي از طلاب و پخش اعلاميههاي طلاب و فضلاي حوزه قم و اطلاعيه برخي از علما و مراجع وقت و تعدادي از علماي شهرستانها مانند شيراز، ماجراي سخنراني مهم و كوبنده مرحوم فلسفي در مسجد جامع تهران در اعتراض شديد به اهانت سناتورها و حمله به روحانيون در قم، گزارشهاي ساواك از سخنراني آقاي فلسفي و نظريات آن، بازتاب سخنراني فلسفي در ميان مردم و اعلام حمايت برخي از علما از آن، واكنش رژيم در برابر سخنراني آقاي فلسفي از طريق ممنوعالمنبر كردن ايشان و انتشار عكس مونتاژشده زنندهاي از وي، بازتاب انتشار عكس در ميان مردم و عكسالعمل منفي نسبت به آن در برابر دستگاه رژيم و كينهجويي شخص شاه نسبت به مرحوم فلسفي در پي اين سخنراني و نيز آثار اين وقايع. بخش ديگري از اين فصل به مقايسه اين واقعه با واقعه 19 دي 1356 و پژوهش در باب موارد شباهت و اختلاف آنها به لحاظ شكل و محتوايي، محدوديت امام و توهين به ايشان در هر دو واقعه، بيگانه و غير ايراني خواندن امام، تحريك علما و روحانيت، نفرت عميق شاه از امام و متهم كردن رقيبان سياسي به توطئهچيني از سوي دولتهاي وقت از جمله اين شباهتهاست.
ميزان اقتدار رژيم، حضور رهبران مذهبي، انسجام مخالفان رژيم، نفوذ روحانيت، حضور و ائتلاف طبقات مختلف، وضعيت اقتصادي ايران و شكاف دولت و ملت، آگاهي مردم و سياسي بودن آنها، اوضاع محيطي جامعه، ميزان وابستگي و خودكامگي رژيم از جمله عوامل محتوايي اختلاف ميان واقعه سال 1350 و 1356 شمرده و در ضميمه نيز اسناد و مدارك آورده شده است.
در پايان بايد بر اين نكته اذعان داشت آنچه در اين كتاب آمده است، شايد تنها درآمدي بر موضوع باشد و مسئله اخراج ايرانيان و حوادث متعاقب آن در ايران شايسته كاوشهاي جديتر و عميقتري است كه اميد است در آينده چه به لحاظ نظري و چه در بعد گردآوري خاطرات صورت پذيرد.