سال جاري از سوي مقام معظم رهبري با عنوان سال حماسه سياسي و اقتصادي نامگذاري شد. با برگزاري پرشور انتخابات رياست جمهوري حماسه سياسي محقق شد ولي در رابطه با حماسه اقتصادي با گذشته نيمي از سال سخن چنداني به ميان نيامده است.
در شرايط كنوني پيشرفتهاي اقتصادي كشورها به ابزاري بدل شده تا بتوانند جايگاه سياسي خود را در ميان ساير كشورها ارتقا بخشند اين در حالي است كه رقابت تنگاتنگي هم ميان كشورهاي توسعهيافته در اين رابطه درجريان است تا جايي كه براي دستيابي به اطلاعات بنگاههاي اقتصادي شاخص و پيشرو رقباي خود سالانه ميلياردها دلار خرج ميكنند.
به طور نمونه شركتهاي چيني يا به عبارتي پيمانكاران فرعي سطح دوم و سوم ديروز، با تلاش و زحمت فراوان در حال فتح بزرگترين نامهاي تجاري دنيا هستند. بله در دنياي امروز رقابت از مرزها نيز فراتر رفته است و در بازارهاي بينالمللي عناويني چون «ساخت چين»، «ساخت امريكا» و «ساخت ژاپن» پيوسته در حال پيشي گرفتن از يكديگر هستند.
در اين بين با گذشت سه دهه از انقلاب كشور ايران اسلامي با وجودي كه آرمانهاي ارزشي و انساني بسيار چشمگيري در حوزه سياسي دارد ولي در عرصه اقتصاد هنوز براي تأمين مايحتاج و چرخه اشتغال خودش به كشورهاي ديگر وابسته است البته در حوزههايي هم پيشرفتهاي اساسي حاصل شده است كه نميتوان منكر آن شد.
با اين حال وابستگي اقتصادي به كشورهايي كه جزو دشمنان ما يا همپيمانان دشمنان محسوب ميشوند كمي تعجببرانگيز است. از يك سو ما با وارد كردن اجناس از چنين كشورهايي به طور غيرمستقيم آنها را تقويت مالي ميكنيم و از سوي ديگر در عرصه سياسي با آنها رويارويي ميكنيم.
اگرچه اقتصاددانان داخلي و خارجي همه و همه از ظرفيتهاي بالاي اقتصاد ايران براي رشد و توسعه سخن به ميان ميآورند اما آيا وجود يك ظرفيت بالا جهت رشد و توسعه تنها براي توسعهيافتگي كافي است؟ آيا زمان آن نرسيده كه براي بهبود پايدار و مستمر شاخصهاي اقتصادي يك حركت قهرمانانه انقلابي در اقتصاد انجام دهيم؟
به نظر ميرسد بايد تكليف خود را با اقتصاد درشرايط فعلي كشور مشخص كنيم؛ يا ما به ايجاد يك چرخه اقتصادي مبتني بر اصول و روش علمي و منطقي اعتقادي داريم يا اينكه همچنان كجدار و مريز سكان اقتصاد را به سلايق و علايق دولت ميسپاريم.
با توجه به عقبماندگيهاي اقتصادي و تحريمهاي ناعادلانهاي كه هر روز به بهانه جديد بر سر اقتصاد ايران خراب ميشود امروز بيش از هر زمان ديگري نيازمند يك استراتژي مناسب در حوزه اقتصاد هستيم.
طي سالهاي اخير مقام معظم رهبري پيوسته با نامگذاريهاي اقتصادي سعي بر آن داشته تا مسير صحيح را به مسئولان نشان دهد اما عملاً رهنمودها خواسته يا ناخواسته ناديده گرفته شده است بدين ترتيب بهتر است در اين برهه تاريخي مجمعي متشكل از سران سه قوا و همچنين ديگر بزرگان نظام تشكيل شود تا در رابطه با خلق حماسهاي اقتصادي با هدف افزايش قدرت اقتصادي در منطقه و سپس در دنيا چارهانديشي اساسي صورت گيرد.