من در كارشناسي ارشد «اقتصاد بينالملل» تحصيل كردهام و پيش از آن هم كارشناسي اقتصاد بازرگاني خواندهام. لذا ميتوانم بفهمم كاهش ارزش پول ملي و افزايش قيمت ارزهاي خارجي در كنار تمام مشكلات پيچيدهاي كه براي مردم درست ميكند، چه مزايايي نيز ميتواند داشته باشد. از كاهش نسبي هزينه توليد و افزايش صادرات و كاهش قيمت تمام شده كالاي وطني تا... . اين مقدمه را گفتم تا در ادامه مخاطبان اصلي اين نوشتار به جاي پاسخ، نگارنده را به ندانمكاري و عدماطلاع از حقايق اقتصادي و امثالهم متهم نكنند.
روشن شدن موتور فعاليتهاي مبتني بر اعتدال اقتصادي و سياسي دولت سبب شد تا بازار نيز به افق روشن پيش رو واكنش مثبت نشان داده و پس از يك سال و اندي خلاصه سير نزولي قيمت ارز و طلا آغاز شود. قيمت دلار پس از ماهها به زير 3 هزار تومان و سكه به زير يك ميليون تومان رسيد. اما ناگهان رئيس كل بانك مركزي مملكت كه وظيفه اصلياش حفظ ارزش پول ملي است، يعني همان «ريال» كه با اعوجاج سياستهاي اقتصادي به خاك سياه نشسته بود، گويا از قدرت گرفتن ريال ناراحت شده و مدعي ميشود نرخ دلار نبايد به زير 3 هزار تومان برسد! نشان به آن نشان كه با اين اظهار لحيهايشان ناگهان دلالهاي ارز و طلا جاني دوباره ميگيرند و به چشم بر هم زدني دلار، قريب 300 تومان افزايش قيمت داشته و سكه نيز بار ديگر به سير صعودياش باز ميگردد!
حيرتآور در اين ميان آن است كه اين بزرگوار هيچ دليل قانعكنندهاي براي حرفي كه ميداند سبب تلاطم بازار خواهد شد، نميآورد. جالبتر آنكه اين عزيزان خود مدعياند ساز و كار بازار بايد نرخ ارز را تعيين كرده و بخش خصوصي بايد نقشآفريني نمايد و... از اين شعارها، اما به اينجا كه ميرسد تمام قد براي دخالت در ساز و كار بازار اسبهايشان را زين ميكنند! آيا اگر همين دلار به سير هولناك صعودي سابقش باز گردد- كه گويا از صدقه سر شما چنين شده- جنابعالي توان بازگرداندن آن را به همان نرخي كه از نظر شما متعادل است، داريد؟ يا آنجا فقط سوختن مردم را تماشا ميكنيد و هزار و يك دست پيدا و پنهان و توطئه داخلي و خارجي را در افزايش قيمت آن دخيل ميدانيد و خود را كنار ميكشيد؟
جناب رئيس كل بانك مركزي ! هفته گذشته براي دومين بار مركز پژوهشهاي مجلس هشدار داده كه 50 درصد وامهاي قرضالحسنه بانكها تقديم كارمندانشان ميشود! ميفهميد اين يعني چه؟ با هزار وعده معنوي و اجر اخروي پول مردم را براي حساب قرضالحسنه و به بهانه رونق توليد و كمك به كسب و كار جامعه ميگيرند و با اين تورم در واقع پس از يك سال يك سوم آن را به صاحبان حسابها برميگردانند ولي به جاي توليد و كارآفريني آن را با نرخهاي آنچناني تقديم كارمندان و نورچشميهاي خودشان ميكنند. آيا بهتر نيست به جاي آنكه جوش كاهش قيمت دلار و قوي شدن پول ملي را بخوريد، به فكر جلوگيري از اين دزديهاي آشكار در حوزه مديريتتان باشيد؟ با كلام گهربارتان دلار به بالاي 3 هزار تومان برگشت، حالا بفرماييد سوءاستفاده از حسابهاي قرضالحسنه چه وقت جلويش گرفته خواهد شد؟