کد خبر: 613887
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۳۰
«زن تراز جمهوري اسلامي ايران» در گفت‌وگو با دبير ستاد ملي زن و خانواده مطرح شد
«زن تراز جمهوري اسلامي ايران» الگويي متعالي از زن ايراني است؛ زني كه در كنار توجه به تعالي شخصيت وجودي خود، ضمن ايفاي نقش مادري و همسري در اجتماع نيز حضوري فعال و بر محور ارزش‌هاي انساني و اسلامي دارد و مي‌تواند به خوبي در سرنوشت كشورش دخيل باشد.
زهرا چيذري |  چنين زني از هرگونه افراط و تفريط درباره خود، خانواده و حضور اجتماعي‌اش پرهيز مي‌كند و حركتش بر خط تعادل و محور توازن است. چارچوب و كليات اين الگوي متعالي در بيانات مقام معظم رهبري هويداست. ايشان همواره بر رسيدن زنان جامعه اسلامي ايران به جايگاه زن تراز جمهوري اسلامي تأكيد ويژه دارند و همين مطالبه حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مقدمه‌اي شد بر تدوين منشور حقوق و تكاليف زن در جمهوري اسلامي ايران. منشور حقوق و تكاليف زن در جمهوري اسلامي ايران، سندي است كه تلاش نموده است تا تصويري از زن تراز جمهوري اسلامي ايران را ارائه كند اگرچه اين منشور كه مهر تأييد و تصويب مجلس شوراي اسلامي را نيز دارد نه فقط از سوي زنان جامعه اسلامي ايران بلكه حتي از سوي بسياري از مسئولان حوزه زن و خانواده شناخته شده نيست. اين در حالي است كه تاريخ تصويب اين قانون مربوط به سال 83 است و امروز وارد هشت سالگي مي‌شود. زن تراز جمهوري اسلامي ايران اما يك مطالبه پابرجاست، شماي كلي از زن مسلمان ايراني كه مي‌خواهد به عنوان شاخصي تمام عيار مطالبه ايران اسلامي از غرب را در مسئله زن به رخ آنها بكشد. با اين وجود چقدر براي عرضه اين الگو در جامعه كار شده است ؟ آيا چنين ترازي ‌ دست يافتني است؟ يا اينكه اين جايگاه الگو آنقدر والا و بالاست كه دست هيچ زني به دامان آن نمي‌رسد. در نگاه ساير كشورهاي جهان به ايران زن ايراني در چه جايگاهي ايستاده است؟ اينها سؤالاتي است كه براي بررسي آن به سراغ دكتر فريبا حاجي علي، عضو هيئت علمي دانشگاه الزهرا و دبير ستاد ملي زن و خانواده رفته‌ايم و با وي در باره اين موضوع به گفت‌وگو نشسته‌ايم.
 
 

«زن تراز جمهوري اسلامي ايران » يكي از مهم‌ترين مطالبات مقام معظم رهبري است. از نگاه دكتر حاج علي به عنوان يكي از بانوان فعال و صاحبنظر در عرصه زن و خانواده از چنين زني چه تصويري مي‌توان ارائه كرد؟

در يك نماي كلي، آن چيزي كه حضرت آقا در سومين نشست انديشه‌هاي راهبردي بر آن تأكيد داشتند دو نقش محوري زنان يعني مادري و همسري بود. به بيان ديگر ايشان با بيان اين ويژگي‌ها، يك نماي كلي از زن الگو و تراز جامعه اسلامي ارائه فرمودند و ملاك‌ها و معيارهاي ديگر بايد با توجه به اين دو نقش و دو شاخص شكل بگيرد.

اما نگاه ريزبينانه‌تر و مشخص كردن جزئيات اين الگو در حال حاضر در ستاد ملي زن و خانواده در حال بررسي است و جلسات متعددي براي ارائه الگو از زن تراز جمهوري اسلامي ايران برگزار شده است. اگرچه هنوز به نتيجه قطعي نرسيده‌ايم و چيز قابل عرضه‌اي وجود ندارد اما در عين حال براي ارائه زن تراز جمهوري اسلامي ايران، بايد ابعاد ديگر حضور فرهنگي، اجتماعي و سياسي زنان و حتي نقش آفريني اقتصادي‌شان كه در مسائل كلان نظام بسيار تعيين كننده است نيز مد نظر قرار گرفته و به آن ابعاد هم پرداخته شود. با اين وجود نقش محوري زن در خانواده موضوعي است كه ما هم تأكيد ويژه‌اي بر آن داريم و بالاترين نقش زن را در ايفاي همين مسئوليت مي‌بينيم. در واقع زن تراز جمهوري اسلامي ايران نقش كليدي در خانواده دارد و مفهوم متعالي زن ايراني را نمي‌توان از خانواده جدا كرد.

ظاهراً در همين راستا منشوري تحت عنوان « منشور حقوق و تكاليف زن در جمهوري اسلامي ايران» نيز وجود دارد.

بله منشور حقوق و تكاليف زن در جمهوري اسلامي ايران» در سال 83 تصويب شده است و يك آينه تمام نما از الگوي زن مسلمان را براي ما ترسيم مي‌كند. البته اين منشور نياز به اصلاحاتي هم دارد و ما در ستاد ملي زن و خانواده مشغول تدوين آئين‌نامه‌هاي اجرايي منشور هستيم تا الگوي ارائه شده از زن ايراني عملي شود و در حد بيان ايده‌ها و شعار نباشد.

من اين منشور را مطالعه كرده‌ام. منشور در سه بخش و پنج فصل و 148 بند و مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كه مجلس شوراي اسلامي نيز آن را به تصويب رسانده اما من فكر نمي‌كنم هيچ كدام از بانوان ايراني از وجود چنين منشوري با خبر باشند. اين در حالي است كه مطابق تبصره ذكر شده در همين منشور، شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان مكلف بوده است هر دو سال يك‌بار، نسبت به ارزيابي وضعيت زنان ايران اقدام نموده و گزارش ارزيابي درخصوص پيشرفت‌هاي موجود در راستاي تحقق آن و همچنين موارد نقض حقوق زنان را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي منعكس نمايد. آيا اين گزارشات و ارزيابي‌ها صورت گرفته است؟

بايد هر دو سال يك‌بار گزارشي مبني بر اينكه كار تا چه مرحله‌اي اجرايي شده است به شوراي فرهنگي - اجتماعي زنان ارائه مي‌شد اما متأسفانه به دليل اينكه آئين‌نامه‌ اجرايي منشور هنوز تدوين نشده، اجراي آن با مشكل مواجه شده است.

خانم دكتر! آيا قرار نيست آئين‌نامه‌ اجرايي اين منشور پس از هشت سال تدوين و ابلاغ شود؟

چرا، به همين منظور مركز زنان و خانواده با همكاري شوراي فرهنگي - اجتماعي زنان به طور مشترك در حال بررسي و تدوين آئين‌نامه‌ اجرايي اين منشور هستند تا بر اساس اين آئين‌نامه‌ تقسيم كار دستگاه‌ها براي اجرايي شدن اين مصوبه به آنها ابلاغ شود. از آنجايي كه اين منشور به تصويب مجلس شوراي اسلامي نيز رسيده است پس قانون به حساب مي‌آيد و اگر شاخص‌هاي ذكر شده در اين سند بخواهد به برنامه اجرايي تبديل شود و در سطح دستگاه‌ها به اجرا در بيايد، نيازمند بررسي و جمع آوري نظرات تخصصي در حوزه‌هاي مختلف هستيم تا دريابيم براي تحقق و ارتقاي شاخص‌ها و معيارهاي زن تراز جمهوري اسلامي ايران چه اقداماتي را مي‌توانيم انجام دهيم.

در حال حاضردر چه مرحله‌اي از كار قرار داريم؟

ما فعلاً در مرحله بررسي، تحقيق و برگزاري نشست‌هاي تخصصي هستيم و داريم از دستگاه‌هاي متولي استعلام‌هاي لازم را مي‌گيريم اما هنوز اين آئين‌نامه‌ اجرايي به نتيجه نهايي براي انتشار نرسيده است.

چندي پيش خانم اصلاني رئيس بسيج جامعه زنان از انتشار 35 شاخص زن تراز جمهوري اسلامي ايران خبر داد، آيا اين شاخص‌هاي زن تراز جمهوري اسلامي ايران در راستاي همين تدوين آئين‌نامه‌ اجرايي منشور حقوق و وظايف زن در جمهوري اسلامي است؟

يكي از نهادهايي كه مي‌تواند در اين زمينه به كمك ما بيايد بسيج و به خصوص بسيج جامعه زنان است كه ما حتماً از نظراتشان استفاده مي‌كنيم ولي قاعدتاً مي‌توان شاخص‌هاي بيشتري را براي زن تراز جمهوري اسلامي ايران طراحي كرد و در نظر گرفت. چون اين شاخص‌ها براي الگو‌سازي، مجموعه‌هاي متعددي را شامل مي‌شود، بنابراين ما عدد خاصي را اعلام نمي‌كنيم ولي اگر بخواهيم يك تصوير كلي از زن شاخص جمهوري اسلامي ايران داشته باشيم، قاعدتاً اين شاخص‌ها مي‌تواند خيلي بيشتر از اين باشد.

در برابر مسئله زن ما با دو نگاه غالب مواجهيم؛ يكي ديدگاه فمنيستي كه زن را از خانواده جدا مي‌كند و با رويكردي افراطي نقش مادري زنان را كمرنگ جلوه مي‌دهد و نگاه غالب ديگر نيز رويكردي تفريطي را در پي مي‌گيرد به گونه‌اي كه قائل به خانه‌نشيني زن است و هرگونه حضور زن در عرصه‌هاي اجتماعي را منع مي‌كند. بي‌ترديد زن تراز جمهوري اسلامي ايران بايد داراي شاخص‌هايي متفاوت از اين دو نگاه باشد، اين طور نيست؟

رويكرد ما هم دقيقا همين است و ما به دنبال يك نگاه متعادل به مسئله زن هستيم و همين ديدگاه متعادل و متوازن است كه مي‌تواند يك الگوي مطلوب ارائه دهد. بنابراين در تدوين برنامه‌هاي اجرايي زن تراز جمهوري اسلامي ايران تلاش كرده‌ايم بين نقش‌هاي مختلف فردي، اجتماعي و خانوداگي زنان توازن و تعادل برقرار كنيم.

ما حتي با در نظر گرفتن ابعاد فردي زن در جامعه اسلامي ايران، نقش آفريني زنان در سه عرصه فردي، خانواده و اجتماع را در ترسيم اين الگو لحاظ كرده‌ايم. به بيان ديگر ما معتقديم در عرصه فردي زنان بايد به تكامل برسند. زن به عنوان يك انسان، نيازمند دستيابي به اين تكامل است و اين رشد در تمامي ابعاد وجودي يك زن اعم از ابعاد روحي و فرهنگي و فارغ از ارتباط وي با خانواده و جامعه خواهد بود. در بعد خانوادگي نيز لازم است زنان يك نقش تعادلي را ايفا كنند. زن موجب تعادل و توازن جايگاه خانواده مي‌شود و مركز ثقل خانه و خانواده است. علاوه بر بعد فردي و دروني و تعادل خانوادگي و مديريت داخل خانه و خانواده، زنان ما مي‌توانند در اجتماع نيز نقشي تعيين كننده داشته باشند. در واقع حضور ارزش‌مدار زن در جامعه موجب تعالي و حاكميت ارزش‌ها در آن جامعه خواهد شد. بر عكس اگر زنان حضور نامناسبي در جامعه داشته باشند عاملي ويرانگرند و باعث بروز مفاسد اجتماعي مي‌شوند. پس در اين سه عرصه و با در نظر گرفتن اهداف تكامل فردي، تعادل خانوادگي و تعالي اجتماعي بايد به ارائه شاخص‌هاي زن تراز جمهوري اسلامي ايران نظر كرد.

خانم دكتر!مصاديق اين افراط و تفريط چيست؟

يك رويكرد افراطي اين است كه فردي نه ازدواج كند و نه حضور اجتماعي داشته باشد برود گوشه مسجد بنشيند و فقط وقت خود را صرف عبادت‌هاي فردي كند، به طور مسلم اين رفتار ايده‌آل نيست. اگر هم فردي خود را تنها در خانواده منتفع كند بدون آنكه به تكامل خودش يا حضور و مسئوليت‌هاي اجتماعي‌اش فكركند اين فرد نيز منزوي است. يا كسي كه فقط در اجتماع فعاليت مي‌كند و به هيچ وجه به فكر تعالي ذاتي يا مسئوليت‌هاي خانوادگي‌اش توجه ندارد؛ اين هم بعد ديگري از افراط است. بنابراين تعادل و توازن ميان اين سه بعد است كه مي‌تواند مطلوب تلقي شود.

شكي در اسوه بودن الگوهايي نظير حضرت زهرا(س) نيست. اما نكته‌اي كه اينجا مطرح مي‌شود آن است كه حضرت زهرا داراي عصمت بودند در حالي كه زنان ما معصوم نيستند، از سوي ديگر نيز شرايط جامعه امروز با شرايط جامعه در دوران حضرت زهرا متفاوت است با اين وجود چگونه مي‌توان به اين الگوها دست يافت؟ آيا شخصيت اين بانوي بزرگوار براي زنان ما دست يافتني است؟

حركت در جهت به روزرساني و معاصر‌سازي اين الگوها در ابعادي كه بتوانيم ايده‌ها، آرمان‌ها و معيارها را پياده‌سازي و الگو‌سازي كرد، آن چيزي است كه ما وظيفه داريم بينديشيم و الگوي مناسبي را كه با اين الگوهاي متعالي منطبق باشد ارائه دهيم.

ببينيد سؤال من هم دقيقاً بر همين نكته تمركز دارد؛ اين به روز رساني و تفهيم اين نكته كه چنين الگوهايي آسماني در جامعه امروز و براي زنان و مردان امروزي هم قابل دستيابي است چگونه امكانپذيرخواهد بود؟

آسماني بودن چنين الگوهايي مربوط به ابعاد فردي آنهاست و من بحث سه بعد رشد انساني را به منظور رفع همين شبهه مطرح كردم. وقتي مي‌گويند اين الگوها فرا زميني و فراجهاني هستند، عمدتاً در فضائل و ملكاتي است كه آنان در ابعاد فردي خود دارد اما همه انسان‌ها در همه زمان‌ها اگر بخواهند الگوي ثابتي داشته باشند كه آن الگو تا آخر زمان بدرخشد، چنين شاخصي حتماً بايد يك افق وسيعي را پوشش دهد و بايد به راستي فراتر از زمان و مكان باشد تا بتواند تا قيامت به عنوان يك الگو و نقطه اوج و آرمان انسان‌ها در زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف باشد. بنابراين ويژگي الگو بودن همين است كه تا حدودي هم آرماني و دست نيافتني باشد. زيرا بشر در حال تكامل است و اگر الگوي ساده‌اي داشته باشد، اين الگو براي مدت زمان محدودي قابليت الگو و اسوه بودن خود را حفظ خواهد كرد. همچنين به دليل تكامل انسان بعد از مدت زمان معيني افراد آنقدر رشد مي‌كنند كه از آن الگو فراتر مي‌روند و آن الگو ديگر جهاني و براي همه انسان‌ها و همه زمان‌ها نخواهد بود. پس لازم است كه ابعاد فرا زميني و ويژگي عصمت در الگو ملاحظه شود و ويژگي‌هايي كه در اسوه‌هايي نظير حضرت زهرا (س) ملاحظه مي‌كنيم، لازمه الگوي يك انسان كامل است ولي در عين حال اين مسئله منافاتي هم با رشد فردي ما ندارد به اين معنا كه ما هم مي‌توانيم درسطح خودمان برخي از برجستگي‌هاي شخصيتي اين افراد را پياده كنيم. در بعد خانوادگي و اجتماعي اما اين الگوها كاملاً دست يافتني هستند. به طور مثال سيره حضرت زهرا (س)در پشتيباني از ولايت و حضور سياسي ايشان در جامعه به هيچ وجه آسماني و دست نيافتني نيست. يا سيره و روش زندگي ايشان در حيطه خانواده، الگوهاي كاملاً ملموسي است كه ما مي‌توانيم در شرايط كنوني خودمان و با توجه به ويژگي‌هايي كه در حال حاضر مطرح است شاخص‌هاي كلي را احصا كنيم و آنها را به عنوان معيارهايي در زندگي خود پياده‌سازي كنيم.

خانم دكتر حاج علي! مي‌شود كمي مصداقي‌تر در اين باره توضيح دهيد.

به طور نمونه عشق به همسر يك معيار است كه در زندگي خانوادگي حضرت زهرا (س) متجلي شده است. همين معيار مي‌تواند با ويژگي‌هاي ديگري در زندگي خانوادگي‌ما تجلي پيدا كند و به هيچ وجه عامل زمان مانع دستيابي ما به اين ويژگي از زندگي اين بزرگوار نيست. آن چيزي كه دست يافتني نيست ابعاد ملكوتي شخصيت اين بزرگان است كه اين موضوع نيز لازمه الگو بودن آنهاست. بازهم تأكيد مي‌كنم لازمه اسوه و الگو آرماني بودن است و براي اينكه انسان در راه رسيدن به الگو تلاش بكند هميشه بايد فاصله وجود داشته باشد. پس آسماني بودن مانع از اين نمي‌شود كه ما بتوانيم به اين اسوه‌ها اقتدا كنيم.

شما از تكامل فردي، تعادل خانوادگي و تعالي اجتماعي بانوان براي دستيابي به تراز انقلاب اسلامي ياد كرديد. به نظر مي‌رسد هر كدام از اين مراحل پله‌اي براي صعود به مرحله بعدي باشد. يعني اگر فرد در تكامل فردي موفق باشد نقش بهتري را در عرصه خانوادگي و اجتماعي مي‌تواند ايفا كند، درست است؟

دقيقاً همين طوراست. اگر خانمي در عرصه اجتماع فرد موفقي باشد اين نشان مي‌دهد كه ديد بهتري نسبت به مسائل اطراف خود دارد و در خانواده هم بهتر مي‌تواند نسبت به خانمي كه هيچ شناختي از مسائل روز جامعه‌اش ندارد عمل كند. از سوي ديگر نيز خانمي كه پيوندهاي خانوادگي محكم تري دارد در جامعه حضوري موفق تر دارد چون از حمايت همسر و اعضاي خانواده‌اش برخوردار است و هر دوي اينها تحت پوشش شخصيت فردي زن هستند كه اگر انساني متعالي باشد و از ارزش‌هاي انساني برخوردار باشد، به طور يقين در خانواده و اجتماع بهتر مي‌تواند حضور و ايفاي نقش داشته باشد. به بيان ديگر اينها لازم و ملزوم يكديگرند. پس اگر ما از الگو و زن تراز صحبت مي‌كنيم، منظورمان شخصيتي است كه بتواند توازن و تعادل بين اين سه عرصه را برقرار كند و اين تنها در صورتي امكان پذير است كه ابعاد فردي، اجتماعي و خانوادگي حمايت كننده هم باشند ولي افراط و تفريط مي‌تواند اين توازن را به هم بزند.

خانم دكتر! به نظر شما بانوان ما در جامعه امروز چقدر به اين الگو و اين توازن دست يافته‌اند؟

در جامعه اسلامي ما رويكرد غالب رسيدن به اين الگوست و نگاه‌هاي افراط و تفريط نگرانه در يك قشر كمي از افراد وجود دارد ولي اكثر خانم‌ها اين آگاهي را دارند و اطلاع رساني در اين حوزه خوب بوده است. اما اينكه تا چه ميزان در به سرانجام رساندن اين تعادل و توازن موفق بوده‌اند جاي تأمل دارد. بر همين اساس نياز است تا يكسري تمهيداتي صورت بگيرد تا زنان ما بتوانند در هر سه عرصه موفق عمل كنند و اين مسئله، دغدغه ارائه زن تراز جمهوري اسلامي ايران است. در كشور ما خوشبختانه آگاهي وجود دارد و كسي مخالف برقراري تعادل و توازن ميان اين سه بعد شخصيتي نيست و رويكردهاي افراطي موجود در برخي جوامع در كشور ما وجود ندارد و سياست‌هاي كلان و رويكرد نظام در برنامه‌ريزي دستگاه‌ها و آن چيزي كه به آن معتقدند چنين الگويي است ولي اينكه اين الگو تا چه حد عملي باشد اين موضوع محل تامل است.

به نظر مي‌رسد جامعه ما در حال حاضر به سمت تفكرات افراطي فمنيستي پيش مي‌رود، اين مسئله حتي در سينما و رسانه ملي هم رسوخ نموده است، آيا نفوذ تفكر افراطي فمنيسم در ميان زنان جامعه ما نمي‌تواند ما را از رسيدن به الگوي متعالي زن تراز جمهوري اسلامي دور كند؟

فمنيسم به آن معنا و مفهومي كه در غرب وجود دارد به هيچ وجه وارد جامعه ما نشده است و هرگز فرهنگ ما چنين رويكردي را نمي‌پذيرد و هضم نمي‌كند. اگرچه در برابر تفريطي كه در گذشته نسبت به زنان وجود داشت و مطابق فرموده مقام معظم رهبري ظلم مضاعفي كه نسبت به زنان بوده است بعد از انقلاب فضا باز شد و به زنان جامعه توجهي صورت گرفت و بعضا اين فضاي باز به فمنيسم تعبير مي‌شود در حالي كه اين رويكرد افراطي در بحث آزادي زنان در قوانين و مسائل فرهنگي - اجتماعي ما به عنوان رويكرد غالب ديده نمي‌شود. هر چند ممكن است تبليغات در اين خصوص زياد باشد اما اينها در حد يك شعار است و نمي‌توان گفت فمنيسم در ايران ريشه دوانده ومطالبه اكثريت زنان ايران است. البته برخي گرايشات مطرح مي‌شود و تأثير تبليغات سبب اين گرايشات است اما درمقابل نيز روشنگري لازم توسط مبلغان و روشنفكران وجود دارد و جاي نگراني نيست. در عين حال هم نبايد غافل شد چراكه اگر روشنگري و پاسخگويي صحيحي نسبت به اين مسئله نداشته باشيم بعيد نيست در درازمدت تأثيرات منفي خود را بر جامعه داشته باشد.

رهبر فرزانه انقلاب مطالبه ايران از دنيا در مسئله زن و خانواده را مطرح فرمودند. بي‌ترديد براي ارائه چنين مطالبه‌اي ما بايد بتوانيم زن ايراني را به عنوان يك تراز به دنيا معرفي كنيم. زن ايراني چه تصويري را در ذهن ديگر ملل تداعي مي‌كند و آنها چقدر و با چه نگاهي زنان ما را مي‌شناسند؟

اين مسئله بر مي‌گردد به ميزان تبليغات ما. ما بايد به اين نكته اذعان داشته باشيم كه در بحث تبليغات براي دستاوردهاي انقلاب و جمهوري اسلامي يك مقداركوتاهي كرده‌ايم. به هر حال ما در معرفي دستاوردهاي انقلاب، خيلي عميق و جدي كار نكرده‌ايم و شايد در خيلي از كشورها هنوزصداي ما آشكار نيست و در اين مكان‌ها نيازمند معرفي خودمان هستيم؛ اينكه بگوييم ايران ما اين است و زنان ما بسيار موفقند. وقتي با نمايندگان ساير كشورهاي جهان برخورد مي‌كنيم و جاهايي كه درباره وضعيت زنان كشورمان گزارش مي‌دهيم، آنها از پيشرفت‌هاي زنان ما بسيار متعجب مي‌شوند و اين نشان مي‌دهد ما در زمينه تبليغات خوب عمل نكرده‌ايم و معرفي خوبي نداشته‌ايم. بنابراين اگر بخواهيم زن مسلمان ايراني به عنوان الگو و نمونه كاملي براي جهان معرفي شود بايد بتوانيم اين الگو را به جهانيان بشناسانيم. به خصوص اينكه با توجه به تبليغات منفي و هجمه بسيار گسترده عليه ايران خيلي از كشورها شناخت خوبي نسبت به ما ندارند و اين مسئله نيازمند تلاش مضاعف و مشاركت خانم‌هاي متعهد كشور براي معرفي دستاوردهاي انقلاب به خصوص دربخش پيشرفت و تعالي زن وخانواده است.
 
آيا چنين چيزي امكانپذير است كه زنان ما هم در جامعه حضور فعال داشته باشند و هم بر محور ارزش‌ها حركت كنند و از سوي ديگر نيز با طي مراحل ترقي فردي و دروني، نقش خود را در تعادل و توازن خانواده ‌ به خوبي ايفا كنند؟

به طور يقين اين موضوع امكانپذير است. ما با بررسي الگوهاي اسلامي در مي‌يابيم زنان برجسته زيادي هستند كه تمامي اين ابعاد را در كنار هم حفظ كرده‌اند. الگوهايي مانند حضرت خديجه (س) و حضرت زهرا(س) دقيقا همه اين ابعاد را در كنار يكديگر حفظ كرده‌اند. اگر روش زندگي و سيره اين بزرگواران را بررسي كنيد مي‌بينيد آنها در تمامي عرصه‌هاي فردي، خانوادگي و اجتماعي، گوي سبقت را از ديگران ربوده‌اند و به گونه‌اي عمل كرده‌اند كه اگر زن ايراني با عنايت به مقتضيات زمان و مكان و توجه به شرايط كنوني به دنبال الگويي باشد، بي‌شك اين افراد بهترين الگو هستند كه در زمان خودشان و از نظر اجتماعي در شرايط خاص جامعه‌شان افرادي بسيار مؤثر بودند و تأثيرات شگرفي به لحاظ پيشرفت اهداف و دستيابي به اهداف عملي و اسلامي داشته‌اند. از منظر خانوادگي هم بر اساس روايات در مي‌يابيم خانواده‌هايي اسوه و الگو حول محور وجودي اين زنان در تاريخ شكل گرفته است. همچنان كه از نظر فردي، رشد و تكامل معنوي، فكري و اعتقادي زني مانند حضرت زهرا (س)، ايشان را به الگويي تمام عيار نه فقط براي زنان جهان بلكه براي مردان جهان نيز تبديل نموده است. پس اين كار شدني است.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۳
حدیث
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
0
3
با سلام
خیلی عالی بود . واقعا استفاده کردیم.
ممنون
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۰۵
1
0
برداشت های غلط از زن و جامعه که باعث شده ما به این وضع فلاکت بار دچار بشیم
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۲/۱۵
0
1
جامعه جهانی تشنه سیره زهرای اطهر سلام الله علیها است . امید وارم در نشر آن مفید بوده باشیم . یا علی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار