کد خبر: 613522
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۹
گفت‌وگوي«جوان» با نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
وقتي طبل جنگ در آخرين روز شهريورماه سال1359 زده شد تمام مردم داوطلبانه براي رفتن به جبهه و دفاع ازخاك ايران عازم جبهه‌ها شدند
احمد محمدتبريزي
  وقتي طبل جنگ در آخرين روز شهريورماه سال1359 زده شد تمام مردم داوطلبانه براي رفتن به جبهه و دفاع ازخاك ايران عازم جبهه‌ها شدند. طولي نكشيد كه جبهه‌ها مملو از مردان و زناني شد كه عاشقانه جان و مال خود را پاي مذهب و كشورشان گذاشتند. در ميان قشرهاي مختلفي كه در دوران دفاع مقدس حضور پيدا مي‌كردند روحانيون حضوري پررنگ و تاثيرگذار در صحنه‌هاي نبرد و رزم داشتند. روحانيت به دليل كاركرد تبليغاتي خود هم در پشت جبهه‌ها فعاليت داشت وهم در خط مقدم به فعاليت‌هاي‌ رزمي و فرهنگي مي‌پرداخت. از اين رو براي آشنايي بيشتر با نقش روحانيت در دفاع مقدس به سراغ حجت‌الاسلام علي سعيدي نماينده ولي‌فقيه در سپاه پاسداران رفتيم تا در گفت‌وگو با وي علاوه بر اين موضوع، به پرسش‌هايي در خصوص نحوه پايان جنگ، پذيرش قطعنامه و همچنين ماهيت مسائلي كه با عنوان «ناگفته» طرح مي‌شوند، بپردازيم. متن زير ماحصل اين گفت‌وگو يك ساعته‌است كه پيش رو داريد.

به طور كلي حضور روحانيون در دفاع مقدس چه مواردي را شامل مي‌شد؟
در مورد روحانيون بايد ابتدا نوع ورود روحانيون به جبهه را دسته‌بندي كنيم. ما حضور روحانيون را در سه نوع مي‌بينيم. يك نوع روحانيوني كه از راه‌هاي مختلف مثل تيپ 83 امام صادق(ع) يا دفتر تبليغات حوزه علميه قم يا از حوزه‌هاي علميه سراسر كشور به جبهه اعزام مي‌شدند كه حجم قابل توجهي از حضور روحانيون را در برمي‌گرفت. اينها به يگان‌ها اعزام مي‌شدند و در يگان‌ها وظايفي كه بر عهده‌شان گذاشته مي‌شد را انجام مي‌دادند. نوع دوم علما و بزرگاني بودند كه در مقاطع مختلف به جبهه مي‌رفتند و در جمع رزمندگان شهر و روستايشان شركت مي‌كردند. ائمه محترم جمعه، علماي بزرگ، شخصيت‌هاي بزرگ و شهداي محراب همچون آيت‌الله مدني، ‌دستغيب، اشرفي اصفهاني و صدوقي و ديگر روحانيوني كه داراي نفس رحماني بودند و تاثيرشان در رزمندگان خيلي بالا بود را مي‌توان نام برد. حضور اين بزرگواران در تقويت روحيه رزمندگان خيلي مؤثر بود. نوع سوم اين حضور به روحانيوني كه در ساختار نيروهاي مسلح تعريف شده بودند معطوف مي‌شد. ما در جاي جاي سپاه نمايندگي داريم كه از بخش‌هاي مأموريتي مثل عقيدتي و فرهنگي تا در سطح مديران، روحانيون حضور دارند و همراه يگا‌ن‌شان به صورت نوبتي به جبهه اعزام مي‌شدند. در كنار اينها تيپ 83 امام صادق(ع) به عنوان يك تيپ اختصاصي حوزه علميه قم و مشهد تحت عنوان رزمي- تبليغي نقش تعيين‌كننده و فعالي در جبهه داشت. شخص آقاي ذوالنور در طول 20 سال خدمتش در فرماندهي تيپ، بيش از 85 ماه جبهه دارد.
روحانيون معمولا چه مأموريت‌هايي را در جبهه‌ها انجام مي‌دادند؟
مأموريت‌هايي كه روحانيون در جبهه داشتند ابعاد گوناگوني داشت. بخشي از روحانيون در جايگاه نظامي كار مي‌كردند. يعني از فرمانده گردان و تكاور و حتي راننده تانك را شامل مي‌شدند. يكسري از روحانيون بودند كه اينها آموزش نظامي ديده بودند و مهارت داشتند و در بخش نظامي كار مي‌كردند. يك بخشي هم در جايگاه ستادي و فرماندهي بودند، مثل شهيد رداني‌پور يا بشردوست كه الحمدلله در سپاه حضور دارند و آن زمان جانشين ستاد قرارگاه بودند و نقش مديريت داشتند.
اما فعاليت عمده روحانيون نقش هدايتگري، توجيه، معنويت‌افزايي، فرهنگي و تبليغي بود. همان نقشي كه يك روحاني در روستا و شهر و محله دارد را در يگان‌ها هم داشتند. كارهايي مثل اقامه نماز جماعت، سخنراني، بيان احكام، برگزاري مراسم دعا، روضه، توسل و پاسخگويي به نيازهاي عمومي رزمندگان از قرارگاه تا خط مقدم را روحانيون انجام مي‌دادند. آمار شهداي روحانيت نشان از نقش علما در اين عرصه دارد. امروز بيش از 4هزار روحاني شهيد را شناسايي كرده‌ايم كه پرونده دارند و هنوز تفحص براي پيداكردنشان ادامه دارد. خيلي از روحانيون تحت عنوان رزمنده در جبهه‌ها شركت كردند و هويت روحاني‌شان آنجا مطرح نبوده و با لباس معمم حضور نداشته‌اند. بعدها معلوم شده اينها روحاني و طلبه بوده‌اند كه بعد شناسايي شدند و در قالب آمار روحانيون قرار گرفتند.

در زمينه رزم روحانيون در جبهه‌هاي جنگ نام تيپ رزمي امام صادق(ع) جايگاه ويژه‌اي دارد. اين تيپ چگونه شكل گرفت و چه اهدافي را دنبال مي‌كرد؟
تقريبا سال‌هاي اوليه جنگ آقاي محمد عراقي محضر امام و به خصوص مقام معظم رهبري كه عنايت بيشتري به اين موضوع داشتند رفتند و پيشنهاد تشكيل اين تيپ را دادند. پيشنهاد اين بود كه يك تيپ در مشهد و قم در قالب رزمي- تبليغي و دو منظوره كه افراد هم توان رزمي داشته باشند هم توان تبليغي به وجود بيايد. حالا ممكن است يك فرد هر دو را در جبهه داشته باشد كه خيلي بهتر است. يك طلبه معمم كه راننده تانك شود، يا طلبه معممي كه مسئوليت تيربار را به عهده بگيرد يا فرمانده گردان شود تأثيرش خيلي بيشتر از فردي است كه فقط يك عنصر نظامي است.
بيشتر هدف تيپ اين بود كه بتواند در مشهد و قم افرادي كه در توانايي‌هاي مختلف استعداد دارند را شناسايي كند. افراد را در قالب نيروهاي رزمي و تبليغي يا هر دو مورد ساماندهي كند و در اختيار يگان‌ها قرار دهد. اين تيپ مسئوليت ساماندهي نيروهايي كه بتوانند در يگان‌ها توزيع شوند و نيازهاي يگان‌ها را تأمين كنند را بر عهده داشت.

يكي از سؤالاتي كه همواره در خصوص دفاع مقدس مطرح است نحوه و چگونگي پايان جنگ است. آيا در ماجراي پذيرش قطعنامه اصل عزتمداري كشور رعايت شد؟
اينجا چند مسئله وجود دارد كه بايد آنها را از هم تفكيك كرد. مسئله اول اين است كه چرا حضرت امام قطعنامه را پذيرفت. بايد بررسي شود چه علل و عواملي باعث شد امامي كه شعار جنگ، ‌جنگ تا رفع فتنه از عالم مي‌دادند، راضي به پذيرش قطعنامه و نوشيدن جام زهر به تعبير خودشان شد. مسئله ديگر اين است كه چه كساني دنبال پايان جنگ بودند و چرا چنين هدفي را دنبال مي‌كردند. آيا مسئولان و سياستگذاران در مورد جنگ نرم در آن دوره با اسلام اختلاف مبنايي داشتند يا واقعا شرايط كشور ايجاب مي‌كرد كه جنگ به پايان برسد. مسئله ديگر عدم توفيق رزمندگان در اين مقاطع اخير چه بوده. چرا ما در نبرد در مقاطع آخر پيروزي شاياني نداشتيم. اينها بايد از هم تفكيك شود.
في‌الجمله عرض مي‌كنم كه آن روز جناب آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان جانشين قرارگاه، جانشين فرمانده كل قوا و مسئول جنگ بودند. او سه دليل را براي ضرورت پايان جنگ بيان مي‌كند. يكي از دلايل پايين بودن روحيه رزمندگان و عدم توان ما در اينكه بتوانيم يك پيروزي درخشان به دست بياوريم. دومين علت خستگي مردم و عدم آمادگي براي اعزام فراگير به جبهه، عامل سوم هم به عدم امكان پشتيباني دولت به لحاظ شرايطي كه در كشور حاكم بود برمي‌گردد و دولت نمي‌توانست پشتيباني لازم از جبهه و جنگ را به وجود بياورد. اينها دلايل آقاي هاشمي است. البته در طرف مقابل اشخاص ديگري اين دلايل را رد مي‌كنند و مي‌گويند هيچ‌كدام از اين سه مورد دليل قانع ‌كننده‌اي نيست. مي‌گويند ما در شرايط سخت‌تري توانستيم جنگ را اداره كنيم. هم مردم براي اعزام آمادگي داشتند هم دولت در سخت‌ترين شرايط جبهه را پشتيباني كرده و هم رزمندگان از روحيه بالايي برخوردار بودند. اين دلايل در جواب نقطه نظرات آقاي هاشمي است. اين مورد نياز به يك كار پژوهشي و كارشناسي دارد تا نقطه‌نظرات طرفين بررسي شود و ببينيم كدام مطلب درست است. آنچه نتيجه مي‌گيريم اين است كه حضرت امام به نقطه‌اي رسيدند و احساس كردند كه ادامه جنگ به ضرر انقلاب است. چون هدف امام جنگيدن نبود. هدف ادامه جنگ به هر قيمتي نبود. هدف امام حفظ انقلاب چه در شروع و چه در پايان جنگ بود.
در شروع جنگ امام احساس كردند دشمن براي نابودي اسلام جنگ را آغاز كرده است. همين باعث شد تا امام با تمام توان وارد عرصه شدند و جنگ را مديريت و فرماندهي كردند. در شرايطي هم احساس كردند ادامه جنگ باعث ضربه به نظام و اسلام مي‌شود. اين تاكتيك در اختيار ولي‌فقيه و رهبري الهي است كه اگر احساس كردند عِده و عُده پاسخگو نيست يا شرايط ديگري تحميل مي‌شود تاكتيك را تغيير ‌دهند و انقلاب را حفظ كنند. ما چنين خصوصيتي را در سيره و سنت همه رهبران الهي شاهد بوده‌ايم. ليكن يكي از علل و عوامل تغيير تاكتيك رهبران الهي و به تعبير ديگر نرمش و در نتيجه نوشيدن جام زهر، عدم ظرفيت مديران سطوح عالي در جهت همراهي با رهبري در تحقق اهداف و آرمان‌هاست. اما چه عواملي امام را به اينجا رساند، قابل بحث است. دلايل زيادي را ذكر مي‌كنند. اولين دليل مي‌گويند تغيير جبهه نبرد بوده است. قبل از فتح خرمشهر صدام ماهيت تهاجمي داشت ولي بعد از فتح خرمشهر ماهيت تدافعي به خود گرفت. زمين را مسلح و از سلاح‌هاي شيميايي استفاده كرد و امريكا پشت صدام آمد و به صورت مستقيم اسكله‌هاي ما را زدند. جملاتي را از ريگان و رؤساي آن زمان داريم كه به شدت از سقوط صدام احساس خطر مي‌كردند و همين شد به صورت مستقيم وارد جنگ شدند. مانند همين نقشي كه امروز در سوريه ايفا مي‌كنند و به صورت مستقيم ورود پيدا كرده‌اند. مي‌خواهند نگذارند معارضان و آشوبگران شكست بخورند. آن زمان هم همين اتفاق افتاده بود. جبهه صدام، ارتجاع عرب، اتحاديه اروپا و امريكا مستقيم وارد جنگ شدند تا صدام سقوط نكند.
 از طرفي هم آقاي هاشمي از فرماندهان سپاه و ارتش نامه‌هايي گرفته بودند كه امروز در تاريخ مضبوط است. كه شرايط تداوم عمليات در آن درخواست‌ها بيان شده بود. در نامه فرمانده كل سپاه آمده بود كه اگر بعد از پايان سال 70 ما داراي 350 تيپ پياده، 2 هزارو 500 تانك، 3 هزار توپ،  300 هواپيماي جنگي و 300هلي كوپتر كه از ضروريات جنگ در آن موقع هست داشته باشيم مي‌توانيم به جنگ ادامه بدهيم. در آخر آقايان به رغم همه اين درخواست‌ها مي‌گويند باز هم بايد بجنگيم ديگر شعاري بيش نيست. امام در برابر درخواست‌هايي قرار گرفته بودند كه احساس كردند اين تغيير تاكتيك و استراتژي است. امام احساس كردند آن روز با تكيه بر سلاح معنويت و ايمان و باور مردم مي‌جنگيدند ولي امروز با تكيه بر سلاح‌هاي فيزيكي بايد بجنگند. تأمين آن تجهيزات براي كشور ممكن نبود لذا امام ترجيح دادند قطعنامه را بپذيرند و جنگ را به پايان ببرند كه باعث ضربه به اسلام و انقلاب نشود. البته فرماندهان وقت پاسخ مي‌دهند و مي‌گويند نمي‌دانستيم نامه‌اي را كه آقاي هاشمي از ما خواست، مي‌خواهد به امام بدهد. تصورمان اين بود كه نامه را مي‌نويسيم، درخواست‌هايمان را در شوراي عالي دفاع مطرح مي‌كنيم وقتي بررسي و كارشناسي ‌شود مي‌گويند اين تعداد قابل تأمين است و اين تعداد قابل تأمين نيست. نمي‌دانستيم قرار است نامه را به امام بدهند و اگر چنين چيزي را مي‌دانستيم نامه را اينگونه نمي‌نوشتيم و اينگونه درخواست نمي‌كرديم. تصور امام اين بود كه ما فقط با اين سلاح‌ها مي‌توانيم بجنگيم و اگر اين سلاح‌ها نباشد نمي‌توانيم بجنگيم.

پس از پايان جنگ بعضي چهره‌هاي نظامي و سياسي كه از بدنه نظام جدا شده‌ بودند شروع به صحبت‌هاي جنجالي درباره ناگفته‌هاي جنگ مي‌كردند. نظر شما در خصوص اين ناگفته چيست؟
ناگفته‌هاي جنگ، جعبه سياه نحوه پايان جنگ است. هر كسي به شكلي آن را تفسير مي‌كند. من ضرورت مي‌بينم كه گروهي زيرنظر ستاد كل اين قضيه را به سامان برساند و اين جعبه رمز شده را باز كند. روزي بايد اين روشن شود. هر كس به گونه‌اي برداشت مي‌كند و گناه را گردن ديگري مي‌اندازد. خيلي از افراد و مجموعه‌ها در پيروزي و شكست سهم دارند. همانطور كه در يك انتخابات كه يك عمليات سياسي است، بسياري در پيروزي‌ها و شكست‌ها سهم دارند. در عمليات نظامي هم همين طور هست. حالا اينكه بعضي‌ها ناگفته‌هايي دارند نمي‌دانم منظورشان از ناگفته‌ها چيست و شايد نتوانند علني بر ملا كنند و در بررسي كارشناسي شايد آنجا قابليت بيان باشد. كتاب در اين زمينه زياد منتشر شده كه مستندات زيادي هم دارد مثل كتاب نيمه پنهان مؤسسه كيهان كه خيلي از زواياي نحوه پايان جنگ را مورد بررسي قرار داده است. اين نياز به يك كار كارشناسي دارد. اسناد زيادي در اختيار مركز آثار حضرت امام است و اسناد ديگري در اختيار دفتر جنگ است. اين اسناد بايد يك‌جا مورد بررسي قرار بگيرد و ماهيت علل و عوامل آن راكه امام به اين نتيجه رسيدند كه بايد جنگ را به پايان ببرند چه بوده، در بياورند.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
زهرا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۲
0
0
سلام،بیشترین تعداد شهید و پدر شهید از روحانیون معظم هستند، اما نمیدانم چرا رسانه ها به این مسئله توجه نمی کنند؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار