
مصر اين روزها به رغم آنكه با تحولات گستردهاي همراه است اما به دليل معطوف شدن جامعه جهاني به مسئله سوريه عملا در حاشيه قرار گرفته است.
در اين ميان دشمنان مردم مصر و بيداري اسلامي تلاش دارند تا از اين شرايط براي رسيدن به منافع خود بهرهبرداري كنند.
روند تحولات نشان ميدهد كه آنها مجموعهاي از مولفهها را در دستور كار قرار دادهاند كه در نهايت به يك اصل ختم ميشود و آن تحقير مردم مصر و در نهايت كل جهان عرب براي دور ساختن آنها از بيداري اسلامي است.
سرنگونسازي دولت برآمده از رأي مردم هر چند كه در اداره كشور ناتوان بوده است و تلاش براي احياي رياست جمهوري نظاميان، انحلال پارلمان برآمده از رأي مردم، آزادسازي مبارك در حالي كه خواست اصلي مردم محاكمه و مجازات وي بوده است، مقابله با اسلامگرايي در كشور بهگونهاي كه حتي روحانيون نيز ديگر حق منبر رفتن و سخنراني را ندارند، رويكرد به همراهي با صهيونيستها عليه فلسطين، همگرايي با كشورهاي مرتجع عربي، همكاري با غرب به ويژه امريكا و. . . از جمله تحولات اخير مصر است. نكته بسيار مهم آنكه دشمنان مصر تلاش كردهاند تا با ايجاد چند دستگي و چند صدايي در كشور عملا اتحاد مردم را متزلزل سازند. تقسيم مردم ميان حاميان مرسي و اخوان، طرفداران و مخالفان مبارك، حاميان ساير جريانهاي سياسي از جمله سكولارها و مليگرايان، تقسيم به حاميان و مخالفان ارتش از جمله اين رفتارهاست. آنها چنان طراحي كردهاند كه عملا مردم نتوانند در يك ظرف واحد قرار گيرد. نتيجه اين امر نيز ناتواني مردم براي مقابله با دشمنان انقلاب و بيداري اسلامي خواهد بود.
مجموع اين رفتارها نشان ميدهد كه دشمنان مردم مصر و بيداري اسلامي تلاش دارند تا حقارتي سنگين را به مردم اين كشور و در نهايت پيروان بيداري اسلامي تحميل نمايند كه محور آن را بينتيجه بودن اقدام عليه استبداد و استعمار تشكيل ميدهد. در اين فرايند تلاش شده تا همزمان حاكميت استبداد دروني يعني ارتش بر مردم تحميل گردد و از سوي ديگر استعمار يا همان غرب و نظام سلطه را محور تصميمگيري در مصر عنوان دارند. آنها با مجموع اين رفتار برآنند تا مردم را از ادامه روند بيداري اسلامي دلسرد و آنها را به سمت خانهنشيني سوق دهند. سناريوي آنها چنان است كه در كنار ايجاد شكاف در صفوف مردم و تقسيم آنها به حاميان طيفهاي مختلف از حاميان مرسي و اخوان گرفته تا حامي ارتش و جريانهاي برجاي مانده از دوران مبارك و حتي حاميان خود مبارك و نيز موافقان و مخالفان روابط با غرب و صهيونيستها، مردم را به سمتي هدايت نمايند كه در فرايند زمان از خيابانها خارج و به كنار نهادن آرمانها وادار سازند.
هدف اين سناريو آن است كه در نهايت به مردم چنان القا گردد كه قيام و مقابله با استبداد و استعمار دستاوردي ندارد و مردم هرگز توان مقابله با آنها را ندارند لذا بايد پذيرنده شرايط موجود باشند. آنها با اين رفتارها در كنار حذف مردم از صحنه تلاش دارند تا در نهايت از حضور انقلابيون در پاي صندوقهاي رأي در انتخاباتهاي پيش روي جلوگيري نمايد تا بتوانند پارلمان و حتي رئيسجمهوري مطابق با خواست و نظر خود انتخاب نمايند در حالي كه در ظاهر ادعاي رويكردهاي دموكراتيك و برگزاري انتخابات را سر ميدهند.
با توجه به اين شرايط ميتوان گفت كه مردم مصر اكنون گرفتار توطئهها و طراحيهاي واحد استبداد داخلي و استعمار خارجي شدهاند كه هدف از آن نيز حذف ارزشها از جامعه و حتي تبديل آن به ضد ارزش است. آنها برآنند تا چنان القا سازند كه ارزشي به نام حضور مردم در صحنه وجود ندارد بلكه با حضور آنها شرايط سختتر خواهد شد و در حالي كه در نهايت نيز مردم توان تحقق خواستههاي خود را ندارد. آنها چنان رفتار ميكنند كه در نهايت مردم مصر نتوانند پيگيري اهداف انقلابي خود باشند و در نهايت خود را تسليم خواستههاي مخالفان انقلاب و بيداري اسلامي نمايند. آنچه امروز قيام مردم مصر را تهديد ميكند بيش از درگيريهاي داخلي توطئهها و طرحهايي است كه براي تحقير ملت مصر اجرا ميگردد كه تاثير آن نه تنها در مصر بلكه بر كل منطقه خواهد بود. آنها برآنند تا در نهايت چنان عنوان سازند كه مردم مصر با آن عظمت در نهايت تسليم شده و به گذشته بازگشتهاند پس ملتهاي ساير كشورها گزينهاي جز پذيرش اين راه ندارند و عملا بايد فرايند انقلاب عليه استبداد و استعمار را رها سازند و به خواست دشمنان داخلي و خارجي انقلاب خود تن دهند.