
از 21 آگوست تا 10 سپتامبر، روزهايي كه دورهاي از يك بحران سخت بينالمللي را تشكيل داد. حمله شيميايي به منطقه غوطه شرقي از حومه دمشق در روز 21 آگوست اتفاق افتاد و از آن زمان مبدل به موضوع اول رسانههاي جهان و رفتار دولتها شد تا اينكه باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، با نطق عمومي خود در 10 سپتامبر به طور علني از موضع قبلي خود براي حمله نظامي به سوريه عقبنشيني كرد. جبهه غربي ـ عربي بعد از 21 آگوست صفبندي جديدي عليه نظام سوريه تشكيل دادند و حتي ناوگان دريايي و اسكادرانهاي هوايي خود را نيز به منطقه اعزام كردند. اين صفبندي باعث شد تا براي نخستين بار در طول حدود دو سال و نيم از بحران سوريه، حمله ائتلاف خارجي به سوريه از حدس و احتمال خارج شود و به صورت جدي به مرحله اجرايي دربيايد. موضوع آن قدر جدي بود كه وليد معلم، وزير خارجه سوريه، از شنيدن طبل جنگ بگويد و دولت اسرائيل هم اقدام به پخش يك سري اقلام احتياطي بين ساكنين مشرف به مرزها با سوريه كند.
شرايط در اين سه هفته تنها در صفبندي نظامي جبهه غربي ـ عربي خلاصه نشد بلكه جبههاي در مقابل آن نيز به تكاپو افتاد تا مانع از بروز جنگ ديگري مثل جنگ عراق 2003 يا جنگ ليبي 2011 در منطقه شود و در اين بين، برخي از كشورها نيز در بين دو جبهه قرار گرفته بودند و نقشي ميانه را به عهده گرفتند. جبهه ضد جنگ و از اين جهت، جبهه ضدغرب به طور عمده از دو كشور روسيه و ايران و تا اندازهاي چين تشكيل شده بود؛ بر اساس اين منطق كه حمله سوريه در هر صورتي كه باشد تنها مربوط به اين كشور نميشود بلكه امنيت منطقهاي و حتي جهاني را به مخاطره مياندازد. به همين دليل بود كه ديدگاه افكار عمومي جهاني به مسئله اقدام نظامي ائتلاف غربي به روسيه رفته رفته تغيير شكل داد به نحوي كه نگاه نخست افكار عمومي به اين قضيه بيشتر به خود سوريه مربوط ميشد اما بعد عبارتي شبيه جنگ جهاني سوم بيشتر بر سر زبانها افتاد و حمله به سوريه از مقوله جنگ جهاني سوم ديده شد. اين روند از رشد تلقي افكار عمومي نسبت به ماهيت و پيامدهاي حمله به سوريه هيچ تناسبي با ائتلاف يا جبهه غربي به رهبري امريكا نداشت و بر عكس اين، جبهه مقابل از همان موضعگيري در برابر حمله به سوريه هماهنگ با افكار عمومي جهاني بود. بنابراين، افكار عمومي جهاني در اعتراضها و تجمعات خود بر محور حمله به سوريه به عنوان تهديد امنيت جهاني هماهنگ با جبهه ضدغربي بود و اين هماهنگي موجب ميشد تا جبهه ضدغربي ضدجنگ بهتر از جبهه مقابل جنگافروز ديپلماسي خود را پيش ميبرد.
به اين ترتيب، 21 آگوست باعث شد تا دو جبهه مقابل بينالمللي بر سر سوريه به مرحله تازهاي وارد شوند كه هر كدام بر محور قدرتي متفاوت با ديگري رفتار كردند. جبهه غربي سعي داشت تا از 21 آگوست بهانهاي براي حمله بسازد و به همين جهت طبيعي بود كه بر قدرت نظامي خود تكيه كند. در مقابل، جبهه ضدغربي تلاش ميكرد تا در صحنه بينالملل مبناي جنگافروزي طرف مقابل را نقض كند و به همين جهت بود كه بر قدرت ديپلماسي خود تكيه داشت. سفرها و ملاقاتهاي سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، به كشورهاي اروپايي يا ديدارهايش با طرفهاي خارجي در مسكو و سفر هيئت ايراني به سرپرستي علاءالدين بروجردي، رئيس كميسيون امينت ملي مجلس شوراي اسلامي، به دمشق و لبنان و تماسها و سفرهاي خارجي محمد جواد ظريف، وزير امور خارجه ايران، در جهت پيشبرد قدرت ديپلماسي اين جبهه انجام گرفت. البته اين جبهه واقعيت موجود را ناديده نگرفت و تنها به قدرت ديپلماسي خود تكيه نداشت بلكه قدرت نظامي را براي احتمالات آينده مد نظر داشت و به همين جهت بود كه روسيه ناوهاي خود را به درياي مديترانه و تقويت پايگاه نظامياش در بندر سوريهاي طرطوس را در دستور كار قرار داد و فرماندهان نظامي ايران نيز در مورد حمله امريكا به سوريه موضعي قاطع و روشن گرفتند و به وضوح پيامدهاي آن را به امريكا و متحدينش گوشزد كردند.
به هر حال، 21 آگوست قدرت نظامي ائتلاف غربي به رهبري امريكا را در برابر قدرت ديپلماسي جبهه ضدغربي قرار داد و چيزي كه در اين تقابل به جبهه ضدغربي كمك قابل توجهي كرد هماهنگي ديپلماسي دولتي آن با رويكرد افكار عمومي جهاني نسبت به اصل حمله به سوريه و عواقب آن بود. ديپلماسي دولتي در جبهه ضد غربي با اين هماهنگي توانست يك اجماع ضمني جهاني عليه جنگافروزي امريكا و متحدين آن به دست آورد و همين امر نيز باعث شد تا امريكا و تبليغات رسانهاي آن نتواند افكار عمومي را براي حمله به سوريه اقناع كند. امريكا و متحدينش بيش از يك دهه است كه توانسته از قدرت نظامي در منطقه خاورميانه براي دسترسي به اهدافش استفاده كند اما اين بار تركيبي از قدرت نرم ديپلماسي طرف مقابل و افكار عمومي جهاني موجب شد تا بتواند قدرت سخت امريكايي را به عقب براند. كشوري كه در اين ميان بيشترين بهره را برد روسيه بود به عنوان يك از كانونهاي اصلي جبهه ضدغربي به اوباما اجازه نداد تا از اجلاس جي 20 سنپترزبورگ براي تشكيل ائتلاف گسترده جهاني عليه نظام سوريه استفاده كند. روسيه به اين ترتيب و بعد از يك دهه تاختوتاز نظامي امريكا توانست قدرت سخت نظامي امريكا را مجبور به پذيرش راه حل ديپلماتيك خود كند و با اين كار پيروزي استراتژيكي در برابر جنگافروزي امريكا و قدرت نظامي آن به دست آورد.