
چندي پيش رسانهها از تجهيز آسمان روسيه به ايستگاههاي رادار موشكي نسل جديد خبر دادند. بر مبناي اين خبر، يكي از اين ايستگاههاي جديد در جنوب اورال و ديگري در نزديكي درياچه بايكال قرار دارد. بنا به گفته نظاميان روس تا سال 2018 شبكهاي از ايستگاههاي رادار بهوجود خواهد آمد كه تمامي خطرات موشكي براي روسيه تحت كنترل قرار خواهد گرفت.
تجهيز نيروي دفاعي روسيه به اين نسل جديد از رادارها، يادآور دوران صلح مسلح سالهاي جنگ سرد است. امري كه نشان دهنده تلاش ايالات متحده و روسيه براي زورآزمايي نظامي در مقابل هم و تهديد سرزمين يكديگر با وجود فروپاشي دوران ايدئولوژيهاي رقيب است. مقامات امريكا در ابتداي دهه 90 قرن بيستم و پس از تجزيه امپراتوري اتحاد جماهير شوروي و برجاي ماندن فدراسيون روسيه با اقتصادي كاپيتاليستي، از شروع دوراني تازه براي امريكا و آغاز عصري امريكايي سخن گفتند. اما باگذشت تنها يك دهه از تاريخ رخداد مذكور، سران روس نشان دادند كه از ميدان رقابت با امريكا خارج نشدهاند.
به ويژه آنكه پوتين با انديشههاي احياي قدرت سالهاي جنگ سرد، در انتخابات از سوي مردم روسيه مورد استقبال واقع شد و روي كار آمد. در قرن جديد اگرچه روسيه از لحاظ بودجه اقتصادي و نظامي فاصله زيادي با ايالات متحده دارد، اما نوع تقابل اين دو كشور همچنان نشان دهنده تلاش براي منكوب كردن ديگري است.
در اين راستا امريكا در طول دو دهه از اضمحلال شوروي، به انحاي مختلف تلاش كرده است مقابل قدرتنمايي و ظهور مجدد قدرت روسيه بايستد:
استقرار سپر دفاعي موشكي در كشورهاي چك و لهستان، گسترش ناتو در ميان كشورهاي آسياي مركزي، برقراري روابط نظامي دو جانبه ايالات متحده با جمهوريهاي تازه استقلال يافته قفقاز و آسياي مركزي، انجام مانورهاي مشترك با كشورهاي هم مرز با روسيه در شرق آسيا، ايجاد پيوند نظامي با همسايگان اروپايي روسيه مانند كشورهاي بالتيك و اسكانديناوي مواردي هستند كه مقامات امريكايي در اين رابطه انجام دادند.
همچنين ايالات متحده با برنامهاي هدفمند، در پي آن است كه قدرت رقيب ديرينه خود را در محدوده دورتر از مرزهاي جغرافيايي اين كشور، مانند خاورميانه تحديد كند. تقابل آنها در بحران سوريه در اين راستا قابل تحليل است. در مقابل روسيه نيز تلاش كرده است با تجديد رابطهاش با كوبا به خصوص پس از فوت هوگو چاوز و ارسال كشتيهاي جنگياش به سواحل اين كشور، انجام رزمايشهاي مشترك با كشورهاي اسكانديناوي و ابراز مخالفت با عضويت فنلاند در ناتو، تقويت سيستم دفاعي خود و بهرهگيري از پايگاههاي نظامي كشورهاي آسياي مركزي مثل قبله و آستارخان و گسترش روابط سياسي، اقتصادي و نظامي با كشورهاي اين منطقه واكنش نشان دهد. با اين اوصاف، مسئله قابل تأمل اين است كه مقامات دو كشور به مثابه سالهاي جنگ سرد براي مذاكره پيرامون كنترل تسليحات متعارف و دفاع ضد موشكي پشت يك ميز مينشينند. اين درحالي است كه همانگونه كه اذعان شد، قدرت نظامي و اقتصادي دو كشور در حال حاضر به طرز فاحشي نامتقارن است.
بنا بر اطلاعات صندوق بينالمللي پول توليد ناخالص داخلي امريكا در سال 2013 746/16237 و روسيه در همين سال 737/2640 پيش بيني شده است. رقمي كه روسيه را در رتبه ششم جدول ميزان توليد ناخالص داخلي قرار داد و ايالات متحده امريكا با رقم بيش از ۱۳ تريليون دلار يعني حدود ۲۰ توليد ناخالص جهان، نخستين اقتصاد بزرگ جهان است. مقايسه ارقام به خوبي نمايانگر تفاوت قدرت اقتصادي دو كشور و در نتيجه توان بازي در معادلات سياسي محيط بينالملل است.
در همين رابطه و بنا بر آمار سازمان سيا در سال 2011، روسيه از لحاظ توان نظامي در رتبه دوم جهان و پس از امريكا قرار دارد اما تفاوت اين دو كشور به شكل محسوسي زياد است. امريكا بزرگترين نيروي نظامي را در خدمت دارد و بودجه اين نيرو بالاترين بودجه در بين نيروي نظامي جهان است. ارتش امريكا به تنهايي 48 درصد از كل هزينه نظامي مصروف در جهان را به خود اختصاص داده است. براساس آمار منتشره ميزان مخارج نظامي امريكا در سال 2012، 682,478,000,000 يعني با صرف 7/4 درصد از كل توليد ناخالص داخلي اين كشور در جايگاه اول قرار گرفت و روسيه در همين سال با هزينه 90,749,000,000 دلار و احتساب 4/4 درصد از توليد ناخالص داخلي خود، رتبه سوم پس از چين را به خود اختصاص داده است.
روسيه پس از اضمحلال شوروي، دچار افت اقتصادي زيادي شد و بحران اقتصادي 1998 نيز بر آن دامن زد. بر اين اساس بود كه قدرت اقتصادي و به تبع بودجه نظامي اين كشور رو به افول رفت. چنانكه در سال ۱۹۹۹ توليد ناخالص ملي روسيه ۲۴۰ ميليارد دلار برآورد شد كه در سطح توليد ناخالص ملي سوئد، تايوان و آرژانتين قرار گرفت. اين تحولات بر بودجه نظامي ـ دفاعي روسيه نيز تاثير مستقيم گذاشت.
اما با آغاز قرن بيست و يكم و هدايت اين كشور توسط پوتين، روسيه به سمت رشد و توسعه حركت كرد. برنامههاي اقتصادي پوتين باعث شروع رشد اقتصادي و به تبع بودجه نظامي شد.
بر اين اساس بود كه پوتين اعلام كرد ظرف يك دهه آينده ۲۳ تريليون روبل (معادل ۷۷۰ ميليارد دلار) صرف هزينههاي نظامي در روسيه ميشود. همچنين رئيسجمهوري روسيه افزود: طي ۵ تا ۱۰ سال آينده قصد تجهيز ارتش و نوسازي تجهيزات نظامي و ناوگان دريايي روسيه را داريم و برنامه ما اين است كه تا سال ۲۰۲۰ بيش از ۷۰ درصد ارتش را به تسليحات جديد مجهز كنيم. وي گفت: براساس برنامه نوسازي، ارتش روسيه تا سال ۲۰۲۰ به هشت زيردريايي اتمي، ۶۰۰ فروند جنگنده و هزار فروند بالگرد و يكصد ناوچه جنگي جديد به ارزش ۶۵۰ ميليارد دلار مجهز خواهد شد. در بودجه سال ۲۰۱۳ روسيه، درآمدهاي بودجه حدود ۴۱۴ ميليارد دلار (معادل ۸۶/۱۲ هزار ميليارد روبل) و هزينهها نيز ۴۳۲ ميليارد دلار (معادل ۳۸/۱۳ هزار ميليارد روبل) پيش بيني شده است.
با اين اوصاف و با توجه به توان نامتقارن دو قدرت، به نظر ميرسد مسابقه تسليحاتي جاري ميان آنها، اين فرصت را به ايالات متحده ميدهد تا با ادامه اين مسابقه در دوران جديد ضمن كاستن از توان اقتصادي روسيه، از بروز خطر مجدد آن جلوگيري به عمل آورد. از طرف ديگر اين رقابت و تلاش امريكا براي محدود كردن حوزه نفوذ و توسعه قدرت روسيه در دنيا، نشان از همپايگي بالقوه اين كشور با ايالات متحده ميدهد. مقامات امريكايي تجربه سهلانگاري و كوتاه آمدنشان را در مقابل استالين و نقشههاي او براي تقسيم جهان از ياد نبردهاند. امري كه باعث شد قريب به 45 سال سياست خارجي و داخلي امريكا تحت تاثير قرار بگيرد.
از سويي ديگر اگرچه بايستي روسيه بتواند منابع خود را طوري مديريت كند كه در اين مسابقه تسليحاتي بازنده نباشد و اين مسئله بخشي از بودجههاي اقتصادي را صرف خود ميكند اما در بعد سياسي اين بازي نظامي ـ دفاعي ميتواند نمايانگر جايگاه روسيه در استراتژي امريكا باشد. روسيه درصدد آن است قدرت خود را چون گذشته پاياپاي با امريكا در محيط بينالملل نشان دهد و به اين طريق با همترازي با تنها ابرقدرت، پرستيژ سابق را بازيابد. صرف هزينههاي مادي و سياسي امريكا براي كنترل توان نظامي روسيه در واقع به نوعي مؤيد قدرت روزافزون اين كشور است.