کد خبر: 612712
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۲ - ۲۱:۲۳

بحث پيشنهاد روسيه براي تحت نظارت بين‌المللي درآمدن تسليحات شيميايي سوريه كه آن را به خارج كردن از كشور يا نابودي سلاح‌ها مي‌كشاند و موافقت امريكا با اين طرح كه گفته مي‌شود عاملي شد تا امريكا به سوريه حمله نكند، سؤال ها، تحليل‌ها و مسائل مختلفي را به وجود آورده است.

ابتدا اينكه اصلاً باراك اوباما از ابتدا تمايلي به حمله نداشت. كنگره نيز اين مسئله را مي‌دانست و به سمتي حركت مي‌كرد كه رأي به حمله ندهد تا رئيس‌جمهور امريكا بيش از اين دچار چالش نشود. اما براي باز كردن اين گره به دنبال راه‌حلي بودند كه پيشنهاد ولاديمير پوتين به دادشان رسيد و آنها را از بن بست به وجود آمده رها كرد و به قولي راه فرار اوباما را كه در منگنه قرار گرفته بود، باز كرد. مسئله ديگر كه اين روزها زياد به آن پرداخته مي‌شود خلأ سلاح (شيميايي) سوريه براي بازدارندگي مقابل اسرائيل است كه به گونه‌اي توازن را بار ديگر به نفع تل آيو تغيير مي‌دهد. اين مسئله مهمي است كه روسيه به عنوان ارائه‌دهنده اين طرح بايد مراقب توازن قدرت متحد مديترانه‌اي خود باشد تا در بحران‌ها و كنش‌هاي سياسي بعدي با مشكل مواجه نشود. اين توازن مي‌تواند از طريق در اختيار قرار دادن تسليحات تأثيرگذار انجام شود. در غيراين صورت روسيه بازنده توازن قواي تسليحاتي بين متحد خود و متحد بي‌چون و چراي امريكا خواهد بود كه به نظر نمي‌آيد روسيه آن را درك نكند. اما مهم‌ترين مسئله‌اي كه در اين بين وجود دارد اينكه وراي توازن منطقه‌اي بايد به توازن بين‌المللي قدرت‌ها انديشيد. مدت‌ها است كه گفته مي‌شود امريكا در حال خروج از خاورميانه و متمركز كردن خود در شرق و جنوب شرق آسيا است. اين مسئله را حتي بندر بن سلطان رئيس امنيت ملي عربستان در ملاقات با پوتين گفته بود. وي كه به دنبال تغيير سياست در سوريه به نفع عربستان است در ملاقات با رئيس‌جمهور روسيه تأكيد كرده بود كه اگر روسيه با تمايلات عربستان موافقت كند و دست از حمايت دولت بشار اسد بردارد در خروج امريكا از خاورميانه به گونه‌اي عمل خواهد كرد كه روسيه جايگزين آن در منطقه شود.

مسئله بعدي كه دقيقاً مربوط به همين موضوع است، به ميزان قدرت امريكا باز مي‌گردد. چند ماه پيش نهادهاي اطلاعاتي امريكا اعلام كردند كه تا سال 2030 چين به لحاظ قدرت به توازن با امريكا خواهد رسيد. شايد رأي پارلمان انگليس براي حمله نكردن به سوريه در همين رابطه قابل تفسير باشد. يعني انگليس به نمايندگي از اروپا به اين درك رسيده است كه قدرت امريكا در حال افول است، بنابراين در اولين فرصت ممكن خود را از امريكا جدا كرد، در حالي كه در حملات پيشين همواره به عنوان متحد سنتي و حتي پيشتاز حملات عمل مي‌كرد. از اين منظر بايد اين رأي پارلمان انگليس را «تاريخي» و معنادار خواند كه آثارش در سال‌هاي بعد مشخص خواهد شد. امريكا به هر جهت با پس زدن اروپا به ويژه انگليس پس از جنگ دوم جهاني، رهبري يك قطب از دنيا را در اختيار گرفت؛ مسئله‌اي كه اروپايي‌ها آن را فراموش نمي‌كنند و در زمان مناسب به دنبال تغييرش هستند. از اين رو حتي مي‌توان گفت امريكا در تغيير شيفت از خاورميانه به سمت شرق و جنوب شرق آسيا دستاورد چنداني نخواهد داشت، به اين دليل كه جايگاهش حتي در ميان متحدان سنتي در حال از دست رفتن است.

در كنار همه اين مسائل آنچه امريكا در قبال سوريه انجام داد، به ميزان و نوع رهبري اين كشور در دنيا تأثير گذاشت. واشنگتن كه در دوران پساكمونيسم بسيار علاقه داشت تا نظام بين‌الملل را به سمت تك قطبي شدن پيش ببرد و به همين منظور پس از 11 سپتامبر كاملاً يكجانبه و زورمدارانه عمل كرد، در قبال سوريه كاملاً همه بافته‌هايش پنبه شد. امريكا براي اولين بار در اين دوره 20 ساله رهبري يك بحران بزرگ و تأثيرگذار را به ناچار در اختيار كشور رقيب گذاشت تا روسيه بعد از اين بيشتر سياست‌هاي كلان امريكا را به چالش بكشد. روس‌ها جداي از تحركات انفرادي به شكل بازي‌هاي منطقه‌گرايي و گروه سازي‌هاي بين‌المللي نيز به دنبال شكاف در تلاش‌هاي تك قطبي‌سازي امريكايي در عرصه بين‌المللي هستند كه سازمان همكاري‌هاي شانگهاي در حوزه منطقه‌اي و گروه بريكس در حوزه فرامنطقه‌اي از جمله آنها است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار