کد خبر: 612631
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۵:۴۹
اين روزها سلول‌هاي جامعه با هم غريبه‌اند
اين روزها از كنار هم بي‌تفاوت رد شدن و ساعت‌ها كنار هم در اماكن عمومي بودن در عين بي‌خبري از همديگر، به اپيدمي در جامعه مبدل شده است؛ گويي ضرب‌المثل «كلاه خودت سفت بچسب، باد نبرد» بخش مهمي از سبك زندگي امروزه ما را تشكيل مي‌دهد.

رضا فرخي | گاهي حادثه‌هايي مثل ميدان كاج، كوچك‌ترين خللي در اين سبك زندگي اين روزهاي جامعه ما ايجاد نمي‌كند. روزگار مي‌گذرد و هرچه بيشتر پيش مي‌رويم تب تند مدرنيته به اين ماجرا دامن مي‌زند. از يك طرف، روزبه‌روز شكاف‌هاي ارتباطي ميان شهروندان بيشتر مي‌شود و از طرف ديگر، كالبد فضاي جامعه براي برخي‌ها هر روز بيشتر به سمت وارونگي و دگرگوني پيش مي‌رود. همه اين ماجراها سؤالات متعددي را به وجود مي‌آورد. پرسش‌هايي كه بي‌درنگ بايد براي آنها پاسخي يافت و از دل اين پاسخ‌ها راه‌حلي بيرون كشيد چراكه زود، دير مي‌شود.

تصور«من هم از اين جامعه‌ام» رنگ باخته است

پيمان عسگري، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در اين‌باره با اشاره به ناهنجار بودن اين وضعيت مي‌گويد: شايد زماني اين نوع از نگرش به مسائل اجتماعي و به نوعي خزيدن در زندگي خانوادگي در جامعه ما عيب محسوب نمي‌شد و حتي در دسته آسيب‌هاي اجتماعي قرار نمي‌گرفت. اين مسئله مربوط به زماني بود كه جامعه در مواقع لازم واكنش جدي از خود نشان مي‌داد يا به سرنوشت افراد اجتماع بي‌تفاوت نبود اما آنچه امروز مشاهده مي‌كنيم از جنس يك فرهنگ منفي است كه يك سبك زندگي را مي‌سازد؛ سبك زندگي‌اي كه در آن جايي براي فكر كردن به مسائل كلان اجتماعي براي بعضي‌ها وجود ندارد و كل بودن و عضويت در جامعه رنگ مي‌بازد.

يك جامعه زنده و پويا از چنين سبك زندگي پيروي نمي‌كند چراكه پويايي اين جامعه در تشكيل نهادهاي مردمي و زنده بودن ارتباطات جامعه و افراد با يكديگر تحقق مي‌يابد. نگراني اعضاي جامعه در مقابل سرنوشت همديگر نشان از پيروي آن اجتماع از يك سبك زندگي خاص دارد. نگرش حاكم بر اين سبك زندگي اين خواهد بود كه براي داشتن جامعه‌اي امن و سالم، كليت جامعه بايد در آرامش حداقلي باشند اما آنچه امروز در رفتار بعضي اعضاي جامعه شاهد هستيم اين نيست.

نگاه به اين زنگ خطرها با چشمان بسته

اظهارات اين استاد دانشگاه در حالي مطرح مي‌شود كه اخيراً ميزان جرائم اجتماعي رشد داشته است. حادثه نظام‌آباد تهران كه طي آن فردي با قمه چندين نفر از رهگذران را زخمي كرد يكي از اين جرائم است؛ حادثه‌اي كه به جاي آن 10 نفر كه اتفاقي از آنجا عبور مي‌كردند هر عضوي از جامعه مي‌توانست باشد و درگير اين اتفاق و حاشيه‌هاي آن شود. پيمان عسگري با نگاهي به اين واقعه مي‌گويد: وقتي جامعه در مقابل مسائلي مانند اعتياد و بحران‌هاي گوناگون عاطفي ديگر اعضا بي‌تفاوت باشد، ديگر افراد عادي جامعه نبايد انتظار تأمين امنيت كامل در سطح جامعه را داشته باشند. سبك زندگي جمع‌گرايانه سبب مي‌شود كه ما هميشه جامعه را مدنظر داشته باشيم و اگر بحراني وجود داشته باشد روي آن تمركز كنيم. منظور از كمك حتماً بحث مالي نيست كه عده‌اي بخواهند آن را بهانه كنند. منظور، حس مسئوليت است كه در اثر اين حس جمعي، دولت‌ها و مسئولان مجبور به توجه به حل يك بحران و موضوع خاص در جامعه مي‌شوند چراكه يك خواست عمومي از دولت شكل مي‌گيرد.

وفاق عمومي، دولت را پاي كار مي‌آورد

بايد اشاره كرد كه معمولاً دولت‌ها نسبت به وفاق افكار عمومي روي موضوعي خاص حساس هستند. به همين دليل فشار جامعه زنده و پويا بر يك مسئله و شكل‌گيري نهادهاي خصوصي كاملاً در نگرش‌ها دولت‌ها مؤثر است.

پيمان عسگري درباره اهميت شكل‌گيري وفاق اجتماعي ضد سبك زندگي فردگرايانه خاطرنشان مي‌كند: جامعه امروز با مشكلات گسترده‌اي روبه‌رو است؛ اعتياد، اشتغال، افزايش سن ادواج، آمار بالاي طلاق و افزايش زندانيان جرائم از اين دست مسائل محسوب مي‌شوند اما تا به امروز برخي شهروندان جامعه در كنار دولت آنچنان كه بايد واكنش عمومي نشان نمي‌دهند. براي گروهي از خانواده‌ها همين كه فرزندشان زندگي خوبي داشته باشد و فرزندشان با مشكلات نام برده روبه‌رو نباشد كافي است. اين اتفاق به ضرر همه جامعه خواهد بود.

از شادابي جامعه تا ميدان دادن به جوان‌ها

با همه اين مسائل و مشاهده روند امروز وسبك زندگي موجود فعلي جامعه كه بيش از پيش به سمت زندگي فردگرايانه گام برمي‌دارد واقعاً راه چاره كجاست؟ پيمان عسگري در پاسخ به اين سؤال به چند راه‌حل اشاره مي‌كند:

1- افزايش سطح نشاط عمومي از طريق مختلف: غمگيني يك جامعه سبب فرو رفتن سرها به گريبان مي‌شود و هركس به كنج خلوت خود و خانواده‌اش مي‌خزد.

2- فرهنگ‌سازي وفاق عمومي: اين هم بايد از طريق رسانه‌هاي فراگير صورت بگيرد تا مردم از اين طريق متوجه شوند كه نمي‌توانند با يك رويكرد خودگرايانه جامعه‌اي آرام و امن وخالي از آسيب‌هاي اجتماعي داشت.

3- تلاش براي كاهش شكاف‌هاي شغلي و اجتماعي: سال‌هاست كه در جامعه، برخي شكاف‌ها اعم از عناوين بعضي شغل‌ها و اختلاف درآمدها باعث دور شدن اعضاي جامعه از هم شده و همين موضوع به بي‌تفاوتي افراد جامعه به سرنوشت يكديگر دامن مي‌زند.

4- فضا دادن به قشرهاي فعال: قشر جوان موتور تغيير اين نوع سبك زندگي در اجتماع است. قشر جوان مي‌تواند با تشكيل گروه‌ها و نهادهاي خصوصي وجمعي موتور وفاق و سبك زندگي همگرايانه را روشن كند. بايد به اين بخش انگيزه داد و به نوعي فضاي فعاليت‌هاي اينچنيني را براي آنها تسهيل كرد.

حالا همه چيز با شهروندان جامعه است. آنها بايد تصميم بگيرند كه آيا مي‌خواهند با يكديگر مشكلات جامعه را حل كنند؟ آيا مي‌خواهند در كنار هم، جامعه‌اي سالم و بدون آسيب‌هاي اجتماعي داشته باشند؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار