چند روز پيش بود كه نوشتيم خيرين و عابر بانكهاي ورزش اسكناس براي موفقيت ورزش كشور خرج نميكنند، آنها اگر هم دست به جيب ميشوند فقط و فقط براي اين است كه نام خودشان را مطرح كنند، آنها دلشان با ورزش نيست و براي آن نيز دلسوزي نميكنند، خرج ميكنند تا بگويند ما هستيم و خوب هم ميدانند كه كجا بايد خرج كنند جايي مثل فوتبال و كشتي كه كاملاً در ديد باشد.
جالب اينجاست كه حتي در همين موارد نيز دچار اشتباه ميشوند و خيلي زود دستشان براي همه رو ميشود. خبري كه ديروز بعد از ظهر به سرعت در شهر پيچيد مويد اين مسئله بود. اعضاي تيم ملي كشتي فرنگي و كادر فني آنها به دليل آنچه تبعيض ناميدند خانه كشتي را ترك و اعلام كردند در مسابقات قهرماني جهان كه قرار است هفته آينده در مجارستان انجام شود شركت نميكنند. هر چند كه بحث تبعيض بين كشتي فرنگي و آزاد مسئلهاي است كه مربوط به فدراسيون ميشود اما سؤال اينجاست كه چرا امروز كه قهرمانان فرنگي كار كشور با مشكل و معضل روبهرو شدهاند خيري پيدا نميشود تا هزينه آنها را متقبل شود؟
همان زمان كه جناب عابر بانك ناگهان دل نگران كشتي شد و در خانه كشتي دست به جيب، شنيده شد كه وي به واسطه يكي از مربيان تيم ملي كشتي آزاد اين كار نمايشي و تبليغاتي را انجام داده، خيليها هم بر اين باور بودند كه اين پول تنها مصرف تيم ملي آزاد ميشود و فرنگي كاران در برداشت از آن سهمي ندارند به طور حتم پرداختن به اين موضوع در آن زمان حساسيتهاي زيادي را برميانگيخت اما امروز كه حقيقت ماجرا فاش شده راحت ميتوان از آن گفت و دربارهاش قلم زد. عابر بانك معروف و عابربانكهاي اين روزهاي ورزش به راحتي ميآيند و خود را مطرح ميكنند و اين مديريت ضعيف ورزش ما در بخشهاي گوناگون است كه اين فرصت را به آنها ميدهد.
چند سالي ميشود كه ضعف مديريت در بدنه كشتي به وضوح خود را نشان داده. اما هر چه گفته ميشود و مدرك رو ميشود چيزي عايد كشتي نميشود. ادامه اين مديريت ضعيف و بيبرنامه بيترديد ضربهاي جبران ناپذير به كشتي كشور ميزند، امروز كه ضعف مديريت كشتي در مسئله تبعيض بين رشتههاي فرنگي و آزاد به وضوح نمايان شده شايد بهترين فرصت باشد براي اينكه سكان هدايت ورزش اول كشور به دست شخص توانمند ديگري سپرده شود. به طور حتم تا اين معضل يعني فقدان مديريت موفق و و كاربلد در ورزش و امروز به ويژه كشتي وجود داشته باشد امثال عابر بانك ها ميآيند و در آنجا كه خود ميپسندند سرمايهگذاري ميكنند و به اسم كار خير از آن به سود خود بهرهبرداري ميكنند.
ديروز يك بار ديگر ثابت شد كه نه برخي مديران ورزش ما كار بلد هستند و نه اين خيرين بيدرد دغدغه ورزش را دارند، اميد آنكه مسئولان بلند پايه ورزش هم اين مسئله را درك كند.