
در طول تاريخ انسانها هميشه در تكاپو بودند و براي كسب و رزق و روزي مدام در حال جابهجايي بودند. از شهري به شهر ديگر و حتي از كشوري به كشور ديگر، كمكم براي گذراندن اوقات فراغت و تفريح كردن در حال جابهجايي هستند، در اين ميان مكانهايي هم وجود دارند چه از لحاظ تاريخي، زيارتي و مذهبي، اقتصادي يا از لحاظ درماني و كسب سلامتي اين افراد را به سمت خود جذب ميكنند.
صنعت توريسم براي خيلي از كشورها منبع اصلي درآمد محسوب ميشود و ميتوان گفت درآمدي كه از راه جذب توريسم كسب ميشود بيشتر از سود تجارت نفت است. يكي از منابع پردرآمد توريسم، توريسمدرماني است كه متأسفانه در كشور ما زياد شناخته شده نيست.
انسانها براي بهبود وضعيت روحي، جسماني، دوري از استرس و حتي درمان اقدام به مسافرت ميكنند.
در حالي كه توريسم درماني در بسياري از كشورها نقش مهمي در ارزآوري دارد و هر ساله 40 تا50 ميليارد دلار درآمد ارزي از طريق توريسم درماني عايد كشورهاي غربي ميشود اما در ايران اين صنعت جايگاه خود را باز نيافته است.
عواملي كه ممكن است در جذب توريسم درماني مؤثر باشد ميتوان از نمك، لجن، چشمههاي آب معدني و چشمههاي آب گرم نام برد كه خوشبختانه طبيعت ايران شامل اين عوامل ميشود و به دليل عدم همكاري ارگانهايي مثل سازمان گردشگري، سازمان ميراث فرهنگي، وزارت بهداشت و درمان، سازمان مديريت منابع طبيعي و نداشتن يك نظر مشترك نميتوان از اين نعمتهاي الهي به درستي استفاده كرد.
كم بودن هزينههاي درمان در برخي از كشورهاي جهان سوم عامل مهمي براي افرادي كه در منطقه امريكا و اروپا زندگي ميكنند، محسوب ميشود. مثلاً در پاناما انجام عمل جراحي 40 تا 70 درصد ارزانتر از امريكا ميباشد و همينطور كم بودن هزينههاي مراقبت و گذراندن دوران نقاهت اين افراد را به سوي خود ميكشاند. هند، سنگاپور و تايلند از ديگر كشورهاي جاذب توريسم درماني ميباشند. مثلاً در سنگاپور به دليل پايين بودن عملهاي جراحي و زيبايي و بالا بودن كيفيت اين عملها اين افراد را از اروپا و امريكا به سنگاپور ميكشاند اما پيشبيني ميشود هند و دوبي در رديف رقباي اصلي سنگاپور قرار گيرند.
در منطقه خاورميانه نيز در سال 2012 حدود 52 ميليون نفر توريسم درماني بودند كه البته به دليل تنشها و انقلابهاي منطقه نسبت به سال قبل 5 درصد كاهش داشته است.
به طور كلي ميتوان جذب توريسم درماني را به دلايلي مثل كم بودن هزينههاي درمان، بالا بودن كيفيت درمان، استفاده از منابع طبيعي و معدني اطلاق كرد.
اما آنچه مسلم است ايران با داشتن دانش و مهارت لازم پزشكي و برخورداري از متخصصان برجسته در همه رشتههاي پزشكي و پيراپزشكي ميتواند در اين صنعت موفق شود.
به عنوان مثال در مركز كشور، شهر يزد داراي يكي از بهترين مراكز ناباروري است كه اين مركز از سوي وزارت بهداشت به عنوان قطب علمي ناباروري شناخته شده است. شهر شيراز باسابقه تاريخي ديرينهاش براي بيشتر توريستهاي جهان كه به ايران سفر كردهاند شناخته شده است.
وجود بيمارستانهاي مجهز و مطابق با استانداردهاي جهاني و پزشكان ماهر در بيشتر شاخههاي علم پزشكي، رشتههايي چون چشم پزشكي، جراحيهاي زيبايي، قلب، فك و صورت و پيوندهاي كبدو كليه و... شيراز را به مركز درماني بزرگي تبديل كرده است.
توريسم درماني باعث ارزآوري، ايجاد فرصتهاي جديد اشتغال براي جوانان، ايجاد فرصتهاي كسب و درآمد، جذب سرمايهگذار خارجي، رونق اقتصاد كشور ميشود.
اما با وجود پتانسيل كشور در جذب توريسم درماني ولي همچنان اين روند با چالشهاي جدي روبهرو است. نبود برنامه جامع هماهنگ بين دستگاههاي مرتبط با گردشگري، وجود بعضي از محدوديتها براي گرفتن ويزا و گذرنامه، عدم شناسايي جاذبههاي توريستي درماني براي گردشگران خارجي، تبليغات منفي از سوي برخي كشورهاي غربي عليه ايران و نبود سرمايهگذاريهاي خصوصي كافي براي اين صنعت باعث شده است كه ايران از لحاظ جذب گردشگر سلامت عقب بماند.