دولت اوباما كه ميخواست رهبري اقدام نظامي به سوريه را به اتهام كاربرد سلاح شيميايي در غوطه شرقي برعهده بگيرد، پس از ناكامي در كسب موافقت كنگره و استقبال روسيه و سوريه از اظهارات جان كري وزير امور خارجه امريكا درباره اعمال كنترل بر تسليحات شيميايي سوريه از تصميم خود صرفنظر كرد و بدين ترتيب فيتيله جنگ عليه سوريه پايين كشيده شد.
اكنون بحثها و اختلافنظرها بر سر نحوه اجراي طرح كنترل تسليحات شيميايي سوريه متمركز شده است و در اين راستا در حالي كه روسيه بر تدافعي بودن ماهيت تسليحات شيميايي در برابر تسليحات كشتار جمعي رژيمصهيونيستي اعم از اتمي و شيميايي تأكيد دارد و چاره كار را بر ايمن كردن اين تسليحات درسوريه و نظارت بينالمللي بر آن ميداند، در مقابل طرفهاي غربي دريك تقسيم كار حساب شده در پي فرصتسازيهاي جديد از وضعيت پيش آمده هستند و درصدد تصويب قطعنامهاي بر اساس فصل هفت منشور ملل متحد هستند كه البته روسيه و چين با آن مخالفند.
هر چند امكان دارد كشورهاي غربي و رژيمصهيونيستي نتيجه حاصله از اجراي سياست «لبه پرتگاه» مبني بر موافقت سوريه با الحاق به كنوانسيون منع توليد و استفاده از سلاحهاي شيميايي را يك دستاورد و پيروزي براي خودشان بدانند، اما به اعتقاد ناظران ابتكار به موقع سوريه و روسيه ضمن جلوگيري از جنگ منطقهاي جديد بارديگر زمينه را براي لزوم مقابله با تسليحات كشتار جمعي رژيمصهيونيستي فراهم كرده است، به خصوص آنكه اين رژيم علاوه بر كنوانسيون منع توليد و استفاده از سلاحهاي شيميايي، معاهده منع توليد و تكثير سلاحهاي اتمي موسوم به انپيتي را نيز امضا نكرده است.
از اين ديد با وجود اينكه رژيمصهيونيستي يكي از بازيگران پشت پرده تحريك امريكا به حمله نظامي به سوريه بوده است، اما ممكن است آثار و پيامدهاي حاصل از سناريوي اخير در سوريه دير يا زود دامن اين رژيم را نيز بگيرد، چراكه اكنون تنها رژيمي است كه به هيچ يك از كنوانسيونهاي منع توليد و كاربرد سلاحهاي كشتار جمعي در نيامده است. از اين رو ميتوان از اين پس دو رويكرد متقابل را براي آينده پيشبيني كردكه بر اساس آن از يكسو سوريه و حاميان آن خواهند كوشيد كشورهاي غربي و سازمان ملل را به لزوم پيگيري سلاحهاي كشتار جمعي رژيمصهيونيستي متقاعد و مجبوركنند و درصورت مقاومت، رويكرد تبعيضآميز آنها را به چالش بكشند و از ديگر سو تلآويو با استفاده از لابيهاي ذي نفوذ خود در كشورهاي غربي و سازمان ملل نهايت تلاش خود را به كار خواهد گرفت تا با طرح مسائل بحثانگيز و غيرقابل پذيرش، روند اجراي توافق اخير را با چالش مواجه كند.
به نظر ميرسد اين رژيم ابتدا بر خروج و نابودي سلاحهاي شيميايي سوريه تأكيد و اصرار خواهد كرد تا در كوتاه مدت از فراهم شدن فرصتي براي در سيبل قرار گرفتن سلاحهاي هستهاي و شيميايي خود جلوگيري كند و از ديگر سو، ضمن آسودگي خيال خود از خطرات اين سلاحها مقدمات اجراي سناريوي عراق و ليبي را در سوريه فراهم كند.
در واقع اين دو كشور بعد از آن مورد حمله قرار گرفتند كه صدام حسين و معمر قذافي مشت خود را براي غرب باز كردند و آنها بعد از كسب اطمينان از نبودخطرات ناشي از كاربرد سلاحهاي شيميايي در زمان حمله به اقدام نظامي عليه اين دو كشور دست زدند. اما در صورتي كه سوريه و حاميان منطقهاي و بينالمللي آن ابتكار عمل را درخصوص لزوم مقابله با تسليحات كشتار جمعي رژيمصهيونيستي در دست بگيرند، ميتوانند هم اين رژيم را در مرحله تدافعي قرار دهند و هم اينكه زمينه را براي برقراري موازنه منفي بين سوريه و اسرائيل در خصوص تسليحات شيميايي فراهم كنند و مانع از اين شوند كه بعد از موافقت سوريه با پيوستن به معاهده منع توليد و كاربرد سلاحهاي شيميايي، موازنه به نفع تلآويو تغيير يابد.