کد خبر: 611656
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۵:۱۳
پاي بعضي حرف‌ها كه به ميان مي‌آيد، مو لاي درزش نمي‌رود كه استاد استاديم و نفر اول صف. طوري كه صف به دليل كثرت نفرات اول آن، افقي مي‌شود نه عمودي. اما وقت عمل كه مي‌شود، ديدني مي‌شود لنگ زدن‌هايمان. لنگ زدن‌هايي كه البته دامنه توجيه آن بس وسيع است و غير قابل انكار.
  دنيا حيدري | احترام گذاشتن به ديگران و رعايت حق و حقوق شخصي آنها يكي از اين موارد مهم است. موضوعي كه كمتر كسي را مي‌توان يافت كه به رد آن اعتراف كند.
بحث احترام گذاشتن به ديگران كه مطرح مي‌شود، بادي به غبغب مي‌اندازيم و تعريف‌ها مي‌كنيم از خط و مرزي كه براي خود در اين زمينه ترسيم كرده‌ايم و داستان‌ها داريم از احترام‌هايي كه گذاشته‌ايم. اما هنوز نمي‌دانيم و مي‌توانيم موارد مختلف اين احترام گذاشتن را نام ببريم؟ البته فقط نام ببريم. حال بماند كه آيا مي‌توانيم آنهايي را كه نام برده‌ايم و نام نبرده‌ايم را به مرحله اجرا درآوريم يا نه!
صادق اگر باشيم، خيلي از ما، بيشتر به همفكرانمان احترام مي‌گذاريم. البته آن هم فقط در حد توان. اگر حالمان خوب باشد، سرحال باشيم، از جايي دلخوري چيزي نداشته باشيم و سگرمه‌هايمان درهم نباشد، آن وقت آنقدر احترام مي‌گذاريم كه اگر ركورد بگيرند مي‌شويم محترم‌ترين آدم دنيا كه از احترام گذاشتن به احدي دريغ نمي‌كند و البته از احترامي هم كه به ديگران مي‌گذاريم كلي به خود افتخار كرده و مغرور هم مي‌شويم!
در اين مواقع البته چشمانمان هم خوب تيزبين مي‌شود و رفتار همه را زير نظر مي‌گيريم و كوچكترين بي‌احترامي و حقي كه از كسي توسط ديگري ضايع مي‌شود از نظرمان پنهان نمي‌ماند و بابت هر كدام كلي ابرو درهم مي‌كشيم و طرف را پيش وجدان قاضي شده خودمان مجازات و توبيخ مي‌كنيم! طوريكه اگر خودش در اين محكمه حاضر باشد، از شرمندگي توان بالا گرفتن سرش را هم در خودش نمي‌بيند!
اما اين در واقع تعارفي بيش نيست با خودمان. يك تعارف و البته به رخ كشيدن آنچه فكر مي‌كنيم احترام گذاشتن به ديگران است. نه اينكه نخواهيم، نه! اما بيشتر از آنكه بخواهيم انجام دهيم اين حركت قابل تقدير را، اداي انجام دادنش را در مي‌آوريم. براي همين هم است كه دلمان مي‌خواهد ديگران ببينند اين احترام گذاشتن‌هايمان را. گواه اين تظاهر هم اين است كه وقتي حالمان كمي خوش نيست، وقتي خيلي سرحال نيستيم، وقتي سگرمه‌هايمان درهم است و عصبي هستيم، يا وقتي با كسي برخورد مي‌كنيم كه حرف‌ها، رفتارها، باورها و اعتقاداتش شبيه يا حتي نزديك به ما نيست، به كل فراموش مي‌كنيم بحث احترام گذاشتن را و با دادن حق به خودمان، هر رفتاري از خود نشان مي‌دهيم. رفتارهايي كه شايد اگر كمي صادقانه و بيطرفانه در خلوت خود به آن بينديشيم، حتماً از بروزشان شرمنده خواهيم شد. البته اگر كمي صادق باشيم، حداقل با خودمان.
اما بسياري از ما با خودمان هم صادق نيستيم، چراكه هميشه خودمان را محق مي‌دانيم و همين مسئله باعث مي‌شود نتوانيم آنطور كه بايد و حتي آنطور كه خودمان مي‌خواهيم و شعارش را مي‌دهيم به ديگران و عقايدشان با هر تفكري كه دارند و مختص خودشان است احترام بگذاريم در حاليكه احترام گذاشتن به ديگران، البته به همه. نه تنها آنهايي كه شبيه ما هستند و شبيه ما فكر و زندگي مي‌كنند. بلكه احترام گذاشتن به همه صرف نظر از شكل، ظاهر، رفتارها، باورها و تفكراتشان باعث مي‌شود كه از تعداد روزها و ساعت‌هايي كه حالمان خوب نيست و سرحال نيستيم كم شود، چراكه اين بي‌احترامي و بي‌تفاوت بودن نسبت به ديگران و حقوق آنهاست كه باعث ايجاد تنش بين ما و آنها و حتي بين ما و خودمان مي‌شود. تنش‌هايي كه باعث مي‌شود حالمان خوب نباشد. اما با رعايت يك فرمول ساده احترام گذاشتن به ديگران، هم باعث گرفتن يك احترام متقابل مي‌شويم و هم مي‌توانيم در كنار يكديگر با خوشي و شادي زندگي كنيم. روزهايي كه كمتر در آن حالمان خوب نيست و سرحال نيستيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها