عصر دوشنبه در جريان رايزنيهايي كه در ارتباط با صفبنديهاي مخالفان و موافقان اقدام نظاني عليه سوريه در جريان بود، تحولي صورت گرفت كه خطر اقدام نظامي عليه سوريه را موقتاً از بيخ گوش دمشق رد كرد.
ماجرا از آنجا آغاز شد كه جانكري در مصاحبه مطبوعاتي خود با همتاي انگليسياش در لندن در پاسخ به سؤالي درباره اينكه در چه صورتي امكان جلوگيري ازحمله وجود دارد، گفت: «در صورتي كه سوريه ظرف يك هفته سلاحهاي شيميايي خود را تحويل دهد» البته جدا از نظر فني نابودي اين سلاحها ظرف يك هفته امكانپذير نيست، اما نفس اين پيشنهاد بلافاصله از سوي سرگئي لاوروف وزير امور خارجه روسيه و سپس از سوي وليد معلم وزير امور خارجه امريكا كه در مسكو به سر ميبرد مورد استقبال قرار گرفت و بلافاصله تاثير خود را روي تحولات گذاشت و به اصطلاح فتيله جنگ فروكش كرد.
نخستين تاثير در كنگره امريكا ظاهر شد و مجلس سنا تصميمگيري درباره دادن مجوز حمله به دولت اوباما را تا زمان نامعلوم به تعويق انداخت. البته همزماني اين موضوع با مباحث مربوط به كسري بودجه دولت امريكا نيز در اين تصميم تأثيرگذار بود و در واقع طرح اقدام نظامي عليه سوريه نوعي حاشيه امن را براي مباحث مربوط به كسري بودجه دولتي ايجاد كرده بود و شايد اين يكي از رموز پيشتازي دولت اوباما در اصرار بر جنگ عليه سوريه و در مقابل عدم همراهي معنادار جمهوريخواهان حاكم بر مجلس نمايندگان باشد. در واقع در ماجراي اخير جاي كنگره و كاخ سفيد عوض شد چرا كه پيش از اين، اين كنگره بود كه به لحاظ نقش و حضور لابيهاي صهيونيستي و به خصوص آيپك در آن از اقدام نظامي حمايت ميكرد و برعكس دولت در برابر آن ميايستاد. از اين رو ميتوان از همراه نشدن كنگره با دولت به عنوان يكي از عوامل عقبنشيني آبرومندانه امريكا از عملي كردن تهديد خود به لزوم جنگ عليه سوريه نام برد. از اين ديد به نظر ميرسد سؤالي كه در جريان مصاحبه مطبوعاتي جان كري با همتاي انگليسي خود مطرح شد، مديريت شده بود.
اما نكته مهم ديگري كه در جريان ماجراي اخير روشن شد آشكار شدن ابعاد پنهان و اعلام نشده سناريويسازي اخير عليه سوريه و متهم كردن آن به استفاده از سلاح شيميايي عليه مخالفان در غوطه شرقي بوده است. به عبارت روشنتر، اكنون مشخص شده است كه يكي از اهداف سناريوي اخير به خصوص از سوي اسرائيل وادار كردن سوريه به امحاي سلاحهاي شيميايي خود است. البته رژيمصهيونيستي و امريكا از «نابودي» سلاحهاي شيميايي و روسيه و سوريه از كنترل نظارت بينالمللي بر آن سخن ميگويند كه اين دو با يكديگر متفاوت است. در نگاه امريكا و اسرائيل با «نابودي» سلاحهاي شيميايي سوريه زمان حمله گرچه به عقب ميافتد، اما بيش از پيش دست امريكا و اسرائيل را براي حمله باز ميگذارد و اين تجربهاي بود كه در عراق و ليبي روي داد. شايد همين مسئله روسيه و سوريه را به احتياط وادار كند.
حال كه ابعاد پنهان تهديد به جنگ عليه سوريه آشكار شده ميتوان اين نتيجه را نيز گرفت كه از همان ابتدا هدف تهديد لزوماً جنگ نبود (ظاهراً سياست بردن سوريه به لبه پرتگاه در دستور كار بود) بلكه وادار كردن حريف به اعطاي امتياز به خصوص در زمينه سلاحهاي شيمايي است كه سوريه از آن در چارچوب منطق بازدارندگي در قبال سلاحهاي هستهاي رژيمصهيونيستي استفاده ميكرد و با امتناع از اجراي معاهده منع توليد و تكثير سلاحهاي شيميايي ميخواست اين رژيم را به امضاي معاهده ان پي تي مجبور كند. از اين بحث ميتوان دستكم دو نتيجه را گرفت. نخست اينكه با وادار شدن سوريه به اجراي معاهده سلاحهاي شيميايي هم خاطر امريكا و اسرائيل براي حملات آتي (شايد چند ماه يا حتي چند سال ديگر) آسوده ميشود و هم اينكه قدرت مانور اسرائيل در امتناع از امضاي معاهده انپيتي بيشتر خواهد شد و از اين لحاظ كشورهاي عربي با مشاركت در سناريوي اخير به خودزني دست زدند چرا كه همه كشورهاي عربي سلاحهاي هستهاي رژيمصهيونيستي را تهديد جدي براي خود ميدانند.