زهرا چيذري | هر از چندگاهي وقتي با هياهو و صداي خنده انرژي بخش كودكان در پارك مواجه ميشوي يا حتي با ديدن كودكاني كه در گيمنتها ساعتها پاي بازيهاي رايانهاي مينشينند و گذر زمان را در هيجان بازي كردن گم ميكنند، تصوير بازيهاي شاد و پرتحرك روزگار كودكي خودت پيش چشمانت رژه ميرود. بازيهايي كه براي شكلگيريشان تو نياز به همبازي داشتي و همين سبب ميشد تا براي تداوم بازي هم كه شده كمي بيشتر هواي همبازيات را داشته باشي؛ درست شبيه همان ارزشهايي كه در سبك زندگي ايراني - اسلامي بر آن تأكيد ميشود.
همبازيهايي مجازي!
عقربههاي ساعت بارها به هم رسيده و دوباره از يكديگر دور شدهاند اما او همچنان در دنياي ديگر سير ميكند. آنقدر در ايفاي نقش يك قهرمان افسانهاي غرق شده است كه اين چند ساعت حتي فرصت پلك زدن هم نداشته است. چشمهايش ميسوزد و از آنها اشك جاري ميشود اما باز هم به روي خودش نميآورد.
براي آنكه گيماور نشود بايد سريعتر بكشد و راحتتر جنايت كند.
كليد عبور از هرمرحله و رسيدن به مرحله بعدي كشتن، زدن و خلاف كردن است. انگار عضلات كمرش سفت و سنگي شده است.
دستانش كه ساعتهاست دستههاي بازي را فشار داده، حالا گزگز ميكند. هيچ يك از اين علائم اما او را از پاي رايانه بلند نميكند. حتي صداي هياهو و جيغ و داد دوستان همسن و سالش كه در حياط آپارتمان مشغول فوتبال بازي كردن هستند. كمتر به سراغ گروه دوستانش ميرود يا اگر هم برود براي مبادله بازي رايانهاي است و همه اينها باعث شده تا اگر چه در دنياي مجازي بازيها براي خودش يك قهرمان است اما در دنياي حقيقي چندان دوست و دوستداري ندارد.
حياطهايي براي حيات
هفت سنگ، الك و دولك، زو، آسياب بچرخ، يه قل دو قل، كش بازي، قايم باشك، ليلي و ... بازيهايي هستند كه بخش مهمي از خاطرات دوران كودكي اغلب ما را به خود اختصاص ميدهند. روزهايي كه ساختمانهاي سربه فلك كشيده و آپارتمانهاي قوطي كبريتي كمتر پيدا ميشد و خانهها حتي اگر كوچك بود بازهم به اندازه يك غربيل هم كه شده حياط داشت و در همين حياطهاي كوچك و بزرگ بود كه حيات، نشاط و خيلي از مهارتهاي زندگي و نقش پذيري اجتماعي را به ما ياد ميداد. به تعبير محمد پيروي خامنه روانشناس و مدرس دانشگاه هم اكنون اما پيچيدگي جوامع و كوچك شدن محيطهاي زندگي در شهرها و اصولاً افزايش شهرنشيني نسبت به روستانشيني سبب شده تا همه چيزهاي اين دور و زمانه با دوران كودكي ما يا پدر و مادر و مادر بزرگ و پدر بزرگ از زمين تا آسمان فرق كند و بازيهاي رايانهاي جانشين بازيهاي پرنشاط، پرتحرك و دسته جمعي شود، بازيهايي كه صرفنظر از هر خوبي يا بدي ديگر بومي نيست و خيلي وقتها نه فقط با ارزشها و سبك زندگي ما همخواني ندارد، بلكه با آنها در تضاد و تقابل جدي است و ميتواند ابزاري براي انتقال فرهنگ و سبك زندگي كشورهاي صاحب تكنولوژي و سازنده خود باشد. در كنار اين نميتوان اين نكته را ناديده گرفت كه بازيهاي رايانهاي كمتر نياز به همبازي دارند و همبازيها اغلب خود در فضاي مجازياند.
نگاهي منصفانه به بازيهاي سنتي و مدرن
خامنه اما نگاهي منصفانه به بازيهاي رايانهاي دارد و ميگويد: اين بازيها هم مزايا و معايبي دارند و اگر از طراحي خوب و اصولي برخوردار باشند ميتوانند حتي در رشد و پرورش هوش و شخصيت كودكان نقش مؤثري ايفا كنند اما اگر بازيهاي مناسبي براي كودك و نوجوان انتخاب نشود و پدر مادرها نظارت خوبي بر انتخاب و خريد اين قبيل بازي نداشته باشند كه معمولاً هم اينگونه است، فضاي خشن و پر التهاب موجود در اين بازيها ميتواند زمينههاي خشونت، بزهكاري و جرم را در كودك تقويت كند.
اين استاد دانشگاه اما درباره بازيهاي بومي و سنتي كه در مناطق مختلف كشورمان براساس خرده فرهنگها و ويژگيهاي بومي و محلي برگزار ميشود به «جوان» ميگويد: بازيهاي سنتي ايراني اغلب بر پايه تشكيل گروه طراحي شدهاند و همين امر موجب ميشود تا كودكان با حضور در كنار دوستان و همسالان، صحبت كردن، بحث كردن و به نتيجه رسيدن را تجربه كنند و اين تجربه در تقويت شخصيت بچهها نقش اساسي دارد. به باور وي تعاملات اجتماعي و تجربه نقشهايي كه كودكان در بزرگسالي قرار است در آنها ظاهر شوند همه و همه از مزايايي است كه امروز با تغييرات سبك زندگي جامعه و پديدههايي كه موجب اين تغييرات شدهاند، اين مزيتها نيز دچار چالش شده و كودكان ما به دليل شرايط تازه در زندگي شهرنشيني و آپارتماني، اعم از نداشتن فضاي مناسب و كمرنگ شدن تعاملات گروهي و خانوادگي و حتي چالشهاي اقتصادي موجود در جامعه به جاي گرايش به بازيهاي بومي محلي، به سمت و سوي بازيهاي رايانهاي و گيمنتها روي آوردهاند.
وقتي اقتصاد بر سر راه بازي هم مانع ميگذارد
خامنه درباره ارتباط مسائل اقتصادي با انتخاب بازيهاي كودكان و نوجوانان اينگونه توضيح ميدهد: وقتي پدر و مادر هر دو شاغلند و ناگزيرند ساعات طولاني از فرزندشان دور بمانند ترجيح ميدهند تا با ابزاري سرگرمكننده كودكان خود را سرگرم كنند و خودشان به كارشان برسند! به باور اين روانشناس همچنين تغيير ساختار خانواده از گسترده به مسئلهاي موجب ميشود تا اعضاي خانواده و فاميل هم كمتر دور هم جمع شوند و بر همين اساس زمينه شكلگيري بازيهاي گروهي هم كاهش مييابد. از سوي ديگر همسايهها و اهالي محل هم ديگر همچون گذشته با هم ارتباط صميمانه ندارند و گاهي وقتها حتي همسايههايي كه در دو واحد كنار هم زندگي ميكنند يكديگر را نميشناسند وهمه اينها زنگ خطري است بر تغيير سبك زندگي مردم ما كه حتي شيوه بازيهاي كودكان را هم تحت تأثير قرار داده است.
بازيهاي سنتي؛ ميراثي در حال فراموشي
حالا بياييد به زمينهاي خاكي و آسفالتي كوچه و خيابان و محلات و حياط مدرسه و بازيهاي بومي و سنتي بازگرديم، بازيهايي كه به گفته رضا فارسي دبير و پژوهشگر بازيهاي بومي محلي خراسان شمالي، بازتابي از زندگي اجتماعي هستند و يادگيري بسياري از مهارتهاي زندگي، چابكي و چالاكي، تمرين هوشي و حتي خصلتهايي همچون ايثار و شجاعت را در دل خود جاي دادهاند. اين كارشناس در گفتوگو با «جوان» با دستهبندي بازيهاي اين منطقه به بازيهاي آرام و پر تحرك ميافزايد: بازي جنگل، دريا ساحل، شمع، گل، پروانه، صندلي بازي، طناب بازي، قايم باشك، خروس بازي، كمربندبازي، هفت سنگ، هرنگهرنگ، عموزنجيرباف، كش بازي، گرگم و گله ميبرم يا بازيهاي كم تحركي مانند اسم فاميل، تخممرغ بازي و سنگ، كاغذ، قيچي بازيهاي مرسوم در خراسان شمالي و بسياري از مناطق ديگر كشورند كه جزو ميراث و بخشي از فرهنگ و سبك زندگي مردم ما محسوب ميشوند.
تحريك هيجان؛ كليد موفقيت بازيهاي رايانهاي در برابر بازيهاي سنتي
حالا بياييد برگرديم به گوشه اتاق و پاي ميز رايانه و با در دست گرفتن دستههاي پلياستيشن وارد دنياي مهيج بازيهاي رايانهاي شويم. به باور خامنه اغلب بازيهاي رايانهاي براساس تحريك هيجانات افراد طراحي ميشوند. انسان هم هيجان را دوست دارد و از آن لذت ميبرد و طراحان بازيهاي رايانهاي با سوءاستفاده از اين حس توانستهاند ميليونها كاربر را ساعتها پشت صفحه مانيتور نگه دارند تا جايي كه براساس مطالعات صورت گرفته اين بازيها عامل بروز بسياري از بيماريهاي اسكلتي هستند. علاوه بر اين خشك شدن چشم به دليل پلك نزدنهاي طولاني و در نهايت بروز برخي عوارض چشمي در كمين كودكان، نوجوانان و حتي بزرگسالان طرفدار و به عبارت بهتر معتاد به بازيهاي رايانهاي نشسته است. اين روانشناس با اشاره به اينكه برخي بازيهاي رايانهاي هم به گونهاي طراحي شدهاند كه امكان بازي گروهي را به افراد ميدهند، ميافزايد: ما نميخواهيم و نميتوانيم به طور كامل بازيهاي رايانهاي را نفي كنيم زيرا همگام با پيشرفتهاي جامعه امروزي و ورود به دنياي تكنولوژي و پيشرفت خواهناخواه حتي شيوههاي بازي هم تغيير ميكند اما در عين حال بايد بازيهاي سنتي و بومي را هم حفظ كرد و توجه داشت اگر بر بازيهاي رايانهاي نظارت مناسبي صورت نگيرد، اين بازيها براي تقويت زمينههاي منفي در كودكان و نوجوانان در نهايت در سطح جامعه بسيار قوي و محكم عمل ميكنند و انسانهاي ضدبشري كه در تمامي اعصار حضور داشتهاند با طراحي برخي از بازيهاي رايانهاي و تحريك هيجانات منفي در افراد، چنين اهدافي را دنبال ميكنند.
چرايي گيماور شدن بازيهاي بومي و سنتي
اگر به سراغ بچههاي امروزي برويد شايد به سختي بتوانيد آنها را از پاي رايانه جدا كرده و به بازيهاي داراي تحرك تشويق كنيد. خيلي از كودكان ما تجربه چنداني از بازيهاي بومي و سنتي ندارند زيرا مسئولان فرهنگي جامعه در اين زمينه كمكاري كردهاند و آموزش و پرورش و آموزش عالي نيز براي حفظ اين بازيها به عنوان بخش مهمي از سبك زندگي و خرده فرهنگهاي جاري در جاي جاي اين مرز و بوم نقش خود را ايفا نكردهاند. در حالي كه جا دارد بازيهاي بومي- محلي با نگاه روانشناختي و جامعهشناختي به عنوان يك رشته درسي در دانشگاهها جاي باز كند و حتي به كتابهاي دوران مدرسه هم راه يابد تا اين بازيها در رقابت با بازيهاي رايانهاي به طور كامل از حافظه فرهنگي و بومي كودكانمان حذف نشوند. در اين ميان هرچند بازيهاي بومي- محلي حتي فدراسيون هم دارند و هر از چندگاهي برايشان مسابقه و جشنواره هم برگزار ميشود اما اين كارها آنقدر ضعيف و ناچيزند كه اخبارشان حتي صدايش به منطقه بومي برگزاركننده هم نميرسد. اين در حالي است كه بسياري از ورزشهايي كه امروز در دنيا شناخته شده، به المپيك راه يافتهاند و برايشان مسابقات جهاني برگزار ميشود. بيترديد بازيهاي بومي- محلي ايراني هم در صورت توجه و برنامهريزي مسئولان جامعه قابليت جهانيشدن دارند.