علي خدايي بيجاري | روشنتر آنكه برخي، خاصه آقايان در محيطهاي اجتماعي با پوششهاي زننده، با هر حركتي بخشي از اندامهاي خود را در معرض ديد قرار ميدهند و به اين وسيله خواسته يا ناخواسته ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي ما را تحت الشعاع تقليدهاي كوركورانه خود از مد و شيوه پوشش غربيها قرار ميدهند و به اين واسطه عملا به فرهنگهاي بيگانه تأسي ميجويند. اجتماع و مردم ما مخالف شيكپوشي و استفاده از لباسهاي زيبا نيست اما لباسهايي كه با فرامين و نص صريح قرآن و حيا و عفت عمومي در تعارض باشد و پيامد اين پوششهاي نابجا فاصله بين زن و مرد را از ميان بردارد، بايد مورد بازنگري دقيقتري قرار بگيرد.
اين روزها در اماكن عمومي و در خيابان، دانشگاه، مدرسه، بازار، مغازه، اداره و اماكن مختلف افراد به ويژه جوانهايي را ميبينيم كه به واسطه پايبندي به مد و مدگرايي فشن و با خم شدن و تغيير حالت، بخشهايي از بدن خود را به عمد در معرض ديد ناظران و مردم پيرامون خود قرار ميدهند. اين صحنه زننده بيشك مورد تقبيح مردم قرار گرفته و با اصول اخلاقي ما ايرانيان به شدت در تضاد است و از سوي ديگر اقدامات فرهنگي و بازدارندهاي كه مشكل را تا حد قابل قبولي حل كند، در اين رابطه صورت نگرفته است.
پروفسور حسين باهر، جامعهشناس و استاد دانشگاه در گفتوگويي در اين باره با اشاره به اين نكته كه نحوه پوشش جوان ها، چه دختر و چه پسر در مقاطع مختلف متفاوت است، عنوان ميكند: گاهي اين نحوه پوشش غيرمتعارف است و به اصطلاح لباسهاي يك نفر يا يك گروه خاص به اصطلاح اجق وجق و پاره پوره به نظر ميرسد و اين مسئله در تهران و شهرها و روستاهاي مختلف مشابه است. اين مسئله يك پديده ناشايست است كه در ابتدا از مرزهاي كشور ما وارد شده است. اين نوع پوشش بيشتر در مقطع سني بين 15 تا 25 سال ديده ميشود. لباسهاي اين افراد مقداري بدن نما است و گاهي هم آنقدر تنگ و كوتاه است كه با هر حركتي و بيشتر با خم شدن بخش هايي از بدن و لباسهاي زير افراد ديده ميشود. اين مورد بيشتر در مورد نحوه پوشش آقايان صدق ميكند. در مقابل برخي خانمها هم گاهي لباسهايي ميپوشند كه تنگ و نازك است. براي نمونه همين نوع پوششي است كه در شلوارهاي جين ديده ميشود و اين شلوارها گاهي آنقدر پاره پوره هستند كه اگر فرد آن شلوار را نپوشد سنگينتر است. جالب است كه اين فرهنگ برهنگي از خارج براي اين جوانان وارد شده است و برخي جوانان ما كه در خواب به سر ميبرند ممنون حضرات خارجي هستند كه در اين آشفته بازار به فكر سر و وضع و رخت و لباس آنها هم هستند! درحالي كه نميدانند در پس اين لباسهاي به زعم آنان زيبا، چه خوابي براي آنها و فرهنگشان ديده شده است.
بهرهكشي از كژتابها
پروفسور باهر در بخش ديگري از اظهاراتش ميگويد: از طرفي، پديده مخربي كه زمينه را براي استفاده از اين نوع لباسها و استقبال از فرهنگ برهنگي كه خود سوغات جوامع غربي است، مهيا ميكند، پديده شوم ديگري است به نام «كژتابي» يا «كجتابي». كژتابي به نوعي يك عصيانگري است كه تنها به ايران مربوط نميشود و در فرهنگهاي ديگر، به ويژه در فرهنگ كشورهاي جهان سوم به وفور يافت ميشود. در اين ميان، افراد پيرو مد كه غالبا هم افرادي خام هستند و راه درست و اصلي زندگي را گم كردهاند به چنين طرح هايي روي خوش نشان داده و افراد استثمارگر را در به انجام رسيدن طرح هايشان ياري ميكنند و در اين راه تقليد از هم به سرعت قبح يك مسئله را ميشكند و شما ميبينيد كه در زمان بسيار كمي مدي مانند فشن فراگير ميشود و مورد استقبال قرار ميگيرد. حتي كساني كه در ابتدا خود منتقد اين نوع پوشش بودهاند، به تدريج با آن كنار آمده و عاقبت خود نيز به اين غائله پيوند ميخورند!
اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اينكه اين شيوه تقليد و شيوه رفتار اشتباه بزرگي است، چراكه در اين روزگار جوانان ما الگوهاي خود را از دست دادهاند و تقليدي كه انجام ميدهند از روي ناآگاهي است و در واقع ضد ارزش محسوب ميشود، ميافزايد: در حالي كه در قديم جوانان ما از انسانهايي چون ورزشكاران، از جمله ورزشكاران با اخلاقي چون مرحوم تختي و پورياي ولي، كه شأن انساني بالايي داشتند و داراي جايگاه بالايي به لحاظ اجتماعي بودند، تقليد ميكردند. بعد از اين مقطع، جوانان از هنرمندان تقليد ميكردند و امروزه در روزگار ما تقليدها و الگوبرداريها از افرادي صورت ميگيرد كه متأسفانه خودشان هيچ چيز براي ارائه ندارند؛ مثل بازيگران هاليوودي. بنابراين طبيعي است كه در اين ميان مشكلات زيادي براي خود اين افراد و جامعه آنها، به خصوص جوامعي مانند ايران كه خانوادهها در آن به اصول ارزشي خاصي معتقد هستند بهوجود بياورند.
صادرات مد از غربيها، تقليد از ما!
مشكل ديگري كه گرايش به ناهنجاريها را در جامعه تشديد ميكند، اين است كه، افراد پيرو مد و مدگرايي خودشان آدمهاي درون تهي و خام فكري هستند كه همه امور نظام هستي را به ظاهر و سر و وضع خودشان مربوط ميدانند و قدرت تشخيص خوب از بد را ندارند. به ويژه در كشورهايي چون كشور ما كه تمام اين كاستيها موقعيتي را رقم ميزند كه كشور ما بازاري شود براي ارائه مد و مدگرايي. در حالي كه صاحبان سالنهاي مد كه عموما غربي هستند و خودشان جوامع پيشرفتهاي دارند، كارشان در كشور خودشان پيش نميرود. چراكه مردم خودشان تابع مد نيستند و فقط صادركننده مد هستند. اين است كه بدون هيچ هزينهاي افراد پيرو مد و مدگرايي را در كشورهاي ديگر مدل خود ميكنند و بدون هيچ هزينهاي در جامعه ميچرخانند كه به اين واسطه تبليغات تام و تمامي انجام دهند و ديگران را هم وارد اين ميدان كذايي كنند، تا خودشان سودهايي با مبالغ نجومي به جيب بزنند و كشورهايي چون كشور ما را به مصرفكنندهاي صرف تبديل كنند و به اين واسطه سلامت كار و تجارت خود را بيمه كنند. اين تنها يك بخش قضيه است در حالي كه در اين بازي به دهها هدف استثماري خود نيز نائل ميشوند.