دسترسي راحت و آسان به مخدرهاي صنعتي و روانگردان طي ساليان اخير يكي از علل اصلي گرايش نسل جوان جامعه به سمت استفاده از اين مخدرهاي كشنده است. متأسفانه روانگردانها همچون نقل و نبات در اختيار بسياري از جوانان قرار گرفتهاند و هرچند پليس و ديگر مسئولان تلاش زيادي براي جمع آوري و جلوگيري از پخش اين مواد داشتهاند اما اكنون اين خطر جدي يكي از مهمترين چالشهاي حوزه جوانان شده است. با نگاهي به پاركها و مكانهاي خلوت به خوبي ميتوان فروشندگان اين نوع مواد روانگردان را يافت كه همگي نيز خود از نفرات سوم و چهارم پخشكننده به حساب ميآيند. توهم ناشي از ايجاد شادي و نشاط در بين جوانان يكي از علل اصلي سوء مصرف اين مواد است.
متأسفانه بسياري از جوانان تصور ميكنند كه به واسطه استفاده از اين گونه مواد شادي و نشاط آنها تامين ميشود اما آنها غافل از آن شدهاند كه همين مواد هرچند براي ساعتي سرخوشي را براي افراد به ارمغان خواهد آورد اما پس از چند ساعتي اين سرخوشي تبديل به يك قصه دراماتيك خواهد شد.
اينگونه افراد پس از نخستين مصرف قرصهاي روانگردان و در صورتي كه بدنشان به اين مواد واكنش نشان ندهد و دچار مرگ مغزي نشوند، بايد ابتدا به صورت هفتگي و سپس روزانه اينگونه مواد را مصرف كنند. در نتيجه عادت اين افراد به قرصهاي روانگردان نوعي اعتياد خطرآفرين و توهم را بهوجود ميآورد.
متأسفانه به رغم تلاشهايي كه در جهت جلوگيري از ورود مواد مخدر به كشور صورت ميگيرد و اطلاعرسانيهايي كه در زمينه اثرات سوء مصرف روانگردانها از سوي مسئولان مربوطه صورت ميگيرد اما همچنان شاهد افزايش آمار گرايش به مخدرهاي صنعتي از سوي جوانان هستيم. موضوعي كه تا حدودي با اظهار تاسف و در عين حال اعلام زنگ خطر از سوي كارشناسان مسائل اجتماعي نيز همراه بوده است.
اثرات روانگردانها به فرد محدود نميشود
متأسفانه اثرات اين مواد روانگردان تنها براي فرد نيست و اين مواد در كوتاه مدت تمام زندگي فرد و اطرافيانش را تحت تاثير قرار ميدهد. تصورش را بكنيد كه چنين فردي بايد در تمامي مهمانيهاي نامتعارف شركت كند. شب زندهداريها او را به فردي فراري از خانه تبديل ميكند. در نتيجه اين فرد به دليل شب زندهداريهاي پياپي مجبور است تا روزها بخوابد و پس از مدتي به فردي تبديل ميشود كه تنها سربار خانواده بوده و ديگر كمتر كسي ميلي به ارتباط با وي دارد. يعني به سادگي هرچه تمامتر سبك زندگي اين فرد تغيير پيدا ميكند و در نتيجه اين فرد روي به زندگي غربي ميآورد و به همان روش ادامه زندگي ميدهد. روشي كه هر روزه در حال گسترش بوده و متأسفانه تبعات جبران ناپذيري را براي فرد و خانواده و البته جامعه به همراه ميآورد.
متأسفانه قرصهاي روانگردان و توهمزا فعلا راه درمان و جايگزين ندارد و پزشكاني هم كه ادعا ميكنند، ادعايشان به تجربه نرسيده و جامعه علمي هم نه در ايران و نه دنيا آن را نپذيرفته است، لذا نياز هرچه ضروري جامعه متمركز شدن فعاليتها در پيشگيري از ازدياد اين مواد و همچنين پايهگذاري فرهنگسازي است تا جوانان و حتي نوجوانان ما به سمت اين مواد پيش نروند. همچنين با توجه به اينكه قرصهاي روانگردان از فرمولهاي متعددي ساخته ميشود، متأسفانه هنوز وسايل آشكار ساز مناسب براي كشف آنها نيز بهوجود نيامده و در نتيجه توليد آنها به صورت روزانه در حال افزايش است.
گمرك تشخيص نميدهد!
جاي تاسف دارد كه گمرك كشور نيز هنوز اين مواد را از داروهاي معمولي تشخيص نميدهد؛ دليل آن هم اين است كه وسيلهاي براي شناسايي اين مواد در اختيار گمرك نيست و همين، ورود اين مواد را به همراه قرصها بيشتر از قبل خواهد كرد.
با توجه به نوظهور بودن اين مواد در كشور، متأسفانه جامعه آگاهي لازم را از مضرات آن ندارد و تصور ميشود كه اين قرصها براي لذتهاي زودگذر است و آثاري هم بر جا نميگذارد؛ در حالي كه موادمخدر صنعتي اعتيادآور است و كسي هم كه معتاد شد اگر مصرف نكند دچار افسردگيهاي شديد و وابستگي روحي، رواني و حتي جسمي ميشود و همانگونه كه گفته شد ادامه اين روش سبك زندگي آن فرد، خانواده و جامعه را تحت تاثير قرار ميدهد.
بي ترديد بايد گفت كه قرصهاي شيميايي و صنعتي روانگردان تنها با هدف نابودي نسل جوان و البته نوجوان راهي بازارهاي كشور شدهاند و عدهاي منفعتطلب در پي آن هستند تا از اين طريق جوانان و نوجوانان ما را در دام زندگي مخرب غربي قرار دهند. قرصهاي روانگردان نيز براي تخريب مغز استفادهكنندگان طراحي شده به گونهاي كه پس از مدتي قدرت اراده و تصميمگيري به صورت كامل از فرد معتاد گرفته ميشود و اين فرد حتي اگر خودش نيز اراده به بازگشت دوباره داشته باشد ديگر توان اين كار را نخواهد داشت.
مرگ تدريجي
بزرگترين مشكل مصرفكنندگان روانگردانها، پايان سرخوشي اوليه است؛ زيرا با از بين رفتن تاثير اين مخدرها، افسردگي شديد و عميق بروز ميكند. افسردگي همراه با عوارض ديگر مانند بيقراري، اضطراب، خستگي و كوفتگي عضلات، همچنين بيانگيزگي و بيتفاوتي شديد در زندگي روزمره فرد را تحت تاثير قرار ميدهد و به نوعي ميتوان گفت كه زندگي چنين فردي آرام آرام رو به زوال ميرود. در كنار اين موارد ميل مفرط و شديد به مصرف مجدد مواد نيز در فرد به وجود ميآيد كه ممكن است اولين قدم و همچنين قدم تعيينكننده در راه وابستگي رواني به موادمخدر باشد. تمام اين موارد دست به دست هم ميدهند تا آن فرد حتي از نان شب خود نيز بگذرد و براي دسترسي به مواد روانگردان ساير خلافها را نيز تجربه كند.
در واقع، اين پيامدهاي ناگوار ناشي از توزيع و مصرف روانگردانها در يك شهر و اجتماع نوعي مرگ تدريجي براي نسل جوان آن جامعه خواهد بود. بيشك برخلاف آنچه عدهاي از ساير مواد مخدر تصور دارند، مواد روانگردان حتي يك بار مصرف آن براي امتحان نيز بسيار خطرناك بوده و ممكن است عوارض جبران ناپذير طولاني مدت و حتي مرگ را به همراه داشته باشد.
اختلال در هوشياري
روانگردانها زماني كه به بدن وارد شدند افزون بر اينكه اختلالاتي در هوشياري فرد ايجاد ميكند، سيستم دفاعي بدن را نيز از حالت اوليه خودش خارج كرده و در نتيجه قدرت دفاعي بدن در مقابل هرگونه ويروس و ميكروب را كاهش خواهند داد. در چنين شرايطي فرد به راحتي هرچه تمامتر بيمار ميشود و شايد با يك عفونت ساده آن فرد زندگي خود را بر باد رفته ببيند. به اعتقاد كارشناسان خارجي اگر ساير مواد مخدر مرگ تدريجي را به همراه داشته باشند، مواد روانگردان «خودكشي آني» است. چنين افرادي كه از اين مواد روانگردان استفاده ميكنند نسبت به رفتاري كه در موقعيت هايي خاص از خود نشان ميدهند بسيار بيتفاوت هستند و همين مسئله ميتواند پيامدهاي ناگواري همچون انتقال بيماريهاي عفوني از طريق تماس جنسي نادرست را به دنبال داشته باشد.
بي ترديد اگر نسل جوان را از عوارض ناگوار مصرف روانگردانها آگاه نسازيم، در آيندهاي نه چندان دور جوانان 17 تا 31 ساله در معرض ابتلا به بيماريهاي عفوني قرار ميگيرند و در نتيجه اين ميتواند براي جامعه ايراني به يك بحران تبديل شود.