محسن جعفري | يكي از راههاي مهم ايجاد ارتباط با جامعه هدف نيز نگاه به اكثريت جمعيت چنين مكانهايي است. در چنين شرايطي مديريت بر يك سازماني كه اكثريت اعضاي آن را جوانان تشكيل دادهاند بيترديد بايد از قشري باشد كه خود نيز بتواند اين جوانان را به خوبي درك و حتي پا به پاي آنها راهي گود شود. هرچند چنين مقولهاي به ندرت در شرايط كنوني يافت ميشود اما بازهم هستند ارگانهايي كه با اعتماد متقابل به جوانان راندمان و بازده كاري نيروهاي خود را افزايش دادهاند. مدير جوان، مديري است كه روحيات، خلقيات و حتي تك تك رفتارهاي گاه و نا گاه يك جوان را ميشناسد و چون خود نيز با چنين مواردي در طول روز به ندرت مواجه ميشود، در نتيجه ميتواند خدماتي همسو با قشر خود را در جامعه هدفش پياده كند. اين روزها شايد براي بسياري از شهروندان پيش آمده باشد كه بر اثر حجم زياد كارهايشان ورزش كردن را از ياد برده باشند و حتي لحظاتي نيز براي توجه به يكي از نيازهاي ضروري بدن خود خم و راست شوند، حجم زياد كار يا فشارهاي مالي موجود در جامعه باعث شده كه مردم از مديران ارشد گرفته تا پرسنل يك مجموعه، به صورت يك ماشين برنامهريزي شده (روبات) عمل كنند. در اين حالت خصوصيات انساني از جمله آرامش، صميميت، صداقت، عزت نفس و خصوصيات زيباي انساني ديگري مثل عشق كمرنگ و در مواردي ناپديد شده است و در بعضي موارد روابط ناسالم و حيواني بيشتر ديده ميشود. همچنين توجه مراكز آموزش به آموزشهاي مربوط به تكنولوژي، سبب شده تا ارتباط زيباي انساني به حداقل كيفيت خود تنزل پيدا كند و حتي به مقوله شور و نشاط اجتماعي و فردي نيز در بسياري از مواقع پرداخته نشود. در بسياري از كشورهاي مدرن، نقش مدير تنها در آمدزايي نيست و يكي از آموزشهاي بسيار مهم و ارزشمند هم از نظر معنوي و هم از نظر مادي ايجاد شور و نشاط در بين كارمندان است. بديهي است دور شدن از فضاي معنوي، ورزشي و البته فرهنگي و تمركز بيش از حد بر مسائل مربوط به تكنولوژي، مانع از بيدارسازي روحي شاد و با نشاط در محيط كار ميشود. در نتيجه بسياري از كارمندان دچار روزمرگي خواهند شد و پس از مدتي نيز راندمان كاري هم پايين خواهد آمد. ميز رويايي! اما جالب است كه بدانيد گاهي با يك ميز پينگ پنگ ساده ميتوان در يك نهاد، اداره يا سازمان چنان شور و نشاطي را در بين كارمندان به وجود آورد كه شايد تصورش نيز غير ممكن باشد. شايد شما هم شنيده باشيد كه بسياري ميگويند كارمندان پس از 45 دقيقه پشت ميز نشستن سرجاي خود دقايقي را ورزش كنند اما به اعتقاد بسياري از كارشناسان اين حرف چندان نميتواند از ريشه مشكلات دروني و البته نشاط اداري و اجتماعي افراد را برانگيزد. اما در چنين شرايطي يك ميز پينگ پنگ، دو عدد راكت، يك توپ و تور و چهار پايه آهني به خودي خود، يك مجموعه را وادار به تحرك، بازي، خنده و نشاط خواهد كرد. هرچند شايد بسياري اين گفتهها را قبول نداشته باشند اما در روزنامه «جوان» اين آزمايش با موفقيت انجام شده است. ماجرا از جايي شروع ميشود كه روابط عمومي روزنامه با همكاري يكي از دوستان يك ميز پينگ پنگ و مخلفاتش را به اعضاي روزنامه هديه ميدهد. طولي نميكشد كه از آبدارچي روزنامه گرفته تا ساير اعضاي فني و تحريريه پايشان به سالن مسابقه پينگپنگ باز ميشود. هرچند در ابتدا مانند بسياري ديگر از عادات ايراني بودنمان در استفاده نابجا از پينگ پنگ صداي مسئولان را در آورديم اما با محروميتي دو ماهه بسياري يادشان آمد كه ورزش در محيط كار زيادش هم زيانآور است!نمونه ديگر از اين موارد يك دارت ساده بود كه موفق شد بسياري از مسئولان اين روزنامه را هم پاي سالن پرتاب بياورد. اين ايدهها شايد در ديگر نهادها هم مورد استفاده قرار گرفته باشد اما تجربه چند ماهه ورزش و البته لاغر كردن مجاني بسياري از كارمندان كه به همت روابط عمومي و مديران اين روزنامه صورت گرفت، نشان داده كه بسياري از كارمندان جدا از نزديكي به يكديگر در اين محيطهاي ورزشي، با ابزارهاي خنده، شوخي، نشاط و البته سلامتي بدن دست و پنجه بايد نرم كنند. محمد يكي از دبيران روزنامه در همين ارتباط ميگويد: شايد اگر صد سال ديگر نيز به من ميگفتند كه به فلان مكان از تهران برو و ورزش مجاني انجام بده، من نميرفتم. در صورتي كه من راضي به رفتن نيز ميشدم بيترديد به دليل مسافت، ترافيك و البته زماني كه براي اين كار صرف ميكردم، پس از مدتي از اين تصميم خود صرف نظر ميكردم. اما اكنون نوعي ابزار تخليه جسمي و ايجاد شور و نشاط در درون من بهوجود آمده است. البته اين صحبتها تنها مختص به يك فرد نيست و جالب است كه برخي از اعضاي روزنامه در طول روز كارهاي عقب مانده و روزمره خود را هرچه زودتر انجام ميدادند تا هرچه زودتر راهي سالن مسابقه شوند و دقايقي را ورزش رايگان انجام دهند. بيترديد بسياري از سازمانها ميتوانند با الگو قرار دادن چنين موضوعي جدا از ايجاد نشاط در اداره خود، سلامتي كارمندان خود را نيز بيمه كنند. متأسفانه زندگي ماشيني امروز چنين ورزشهاي نطلبيدهاي را ميطلبد. از آنجايي كه نيروي انساني يك سازمان ارزشمندترين سرمايه آن سازمان محسوب ميشود گسترش فرهنگ سالم انديشي، قدرداني و تقويت روحيه و ايجاد نشاط متقابل لازم است كه در برنامهريزي آموزشي و فرهنگي سازمانها در نظر قرار گيرد. به نظر ميرسد با گسترش فرهنگ پيشگيري و درك مفاهيم روح و روان و ايجاد نشاط نيروي انساني ميتوان از ايجاد بسياري از ناراحتيهاي عصبي و رواني و به دنبال آن بيماريهاي جسمي و ذهني و دردهايي كه از ورزش نكردن زياد بهوجود ميآيد، جلوگيري كرد. در چنين شرايطي يك مدير جوان كه درك متقابلي را از اعضاي زيرمجموعهاش داشته توانسته به خوبي به يكي از نيازهاي اساسي كارمندان جوان خود پاسخ بدهد. بيترديد نگاه مديران به مديريت زمان بايد نگاه كيفي محور باشد، يعني شايد در ادارهاي كار مفيد انجام شود اما متأسفانه كار خوب صورت نميگيرد. بيترديد تنها يك مدير جوان است كه ميتواند درك متقابلي را نسبت به قشري كه در زيرمجموعه وي كار ميكند، داشته باشد. مدير يك مجموعه، ميتواند با انديشههاي سالمش محيطي شاد، بانشاط و با بهرهوري بالا را بهوجود آورد و همين مدير ميتواند با انديشههاي تنگ نظرانه يا به دور از عزت نفس، افسردگي، اضطراب و در پي آن سردردهاي ميگرني، زخم معده، بدخوابي، حملههاي قلبي و حتي سرطان را در زير مجموعه خود پديد آورد. پس به ياد داشته باشيم كه گاهي با يك ميز پينگ پنگ هم بهار ميشود!