کد خبر: 610715
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۸
با گسترش وسايل ارتباط‌جمعي فرهنگ استفاده و كاركرد اصلي آن را هنوز بلد نيستيم
حرف اول: دوران دانشجويي يك كلاس چهار واحدي مهم داشتيم كه قبولي يا عدم قبولي در آن تأثير بسيار زيادي بر معدل و كارنامه دانشجويان مي‌گذاشت.

احمد محمدتبريزي| يك روز سر كلاس نشسته و غرق در صحبت‌هاي استاد بوديم كه ناگهان صداي ريتميك موبايل يكي از دانشجويان، كلاس را از حال و هواي جدي خود خارج كرد. همه حواس‌ها به آهنگ گوشي و صاحب آن رفت.

در كلاس براي چند دقيقه‌اي همهمه افتاد. استاد با خونسردي تمام اجازه داد بچه‌ها حرف‌هايشان را بزنند تا او دوباره رشته كلامي كه پاره شده بود را به دست بگيرد اما آنچه در اين ميان باعث شگفتي بيشتر بچه‌هاي حاضر در كلاس شد اين بود كه صاحب گوشي خيلي راحت و آرام موبايل خود را مقابل ديدگان استاد و در حضور ديگر دانشجويان جواب داد و مشغول صحبت با آن شد. اين كار دانشجو خيلي براي استاد سخت و سنگين تمام شد. در ميانه حرف‌هاي دانشجو بود كه استاد به او گفت خيلي سريع كلاس را ترك كند.

استاد برافروخته شده بود. حالِ چند دقيقه قبل و چند دقيقه بعدش هيچ شباهتي به هم نداشت. بعد از اخراج دانشجوي خاطي درباره اين موضوع با افسوس صحبت مي‌كرد كه ‌اي كاش وقتي وسيله‌اي به ايران مي‌آيد، فرهنگ استفاده از آن هم وارد كشور شود. مردم ياد بگيرند كاركرد اصلي آن وسيله كجاست و براي چه منظوري ساخته شده. حركت آن جوان باعث شد تا استاد كاملاً موضوع اصلي درس را فراموش كند و تا پايان كلاس درباره فرهنگِ استفاده از كالاهايي كه به كشور وارد مي‌شوند، صحبت كند.

حرف دوم: در خانه پاي برنامه‌هاي تلويزيون نشسته‌ام كه كليپ‌هاي ساخته شده توسط راهنمايي و رانندگي پخش مي‌شود. كليپ‌ها درباره آسيب‌هاي صحبت و پيامك دادن با تلفن همراه در هنگام رانندگي است. با ديدن كليپ‌ها به اين فكر مي‌كنم كلي وقت و هزينه شده تا يكي از اولي‌ترين و بديهي‌ترين مسائل مربوط به تلفن همراه از تلويزيون پخش شود و به مردم ياد بدهد كه در هنگام رانندگي نبايد پيامك‌بازي كنند و تلفن‌همراه را جواب دهند.

در كنار تبليغات تلويزيوني، راهنمايي و رانندگي از راه‌هاي ديگري براي انتقال پيام مثل نصب بنر و تابلو و ديوار نوشته غافل نشده است. در تمام اين پيام‌رساني‌ها فقط مي‌خواهد بگويد كار كردن با تلفن همراه در زمان رانندگي آخر و عاقبت ندارد. باز در كنار اينها جريمه را براي كساني كه از اين طرح تعدي مي‌كنند در نظر گرفته تا شايد جريمه‌ها حكم بازدارندگي از تكرار عمل خلاف پيدا كنند.

حرف‌هاي استادم مانند زنگ در سرم مي‌چرخد. توضيح مي‌داد كه در بسياري از كشورهاي پيشرفته، وقتي مردم قصد استفاده از وسايل ارتباطي جمعي را دارند و وقتي استفاده از اين وسايل فراگير شد كلاس‌هاي زيادي براي عموم مردم و دانش‌آموزان و دانشجويان گذاشته مي‌شود و مزيت و معايب آن گفته مي‌شود.

حرف سوم: استاد پير و سالخورده‌اي داشتم كه فرزندانش او و همسرش را ترك كرده و ساكن يكي از كشورهاي اروپايي شده بودند. يك روز با هيجان و شگفتي بسياري از ديدن دخترش در كامپيوتر مي‌گفت و تعريف مي‌كرد كه نوه‌هايش را بر صفحه مانيتور ديده است.

خيلي خوشحال بود كه دوباره و پس از مدت‌ها مي‌تواند چهره فرزندان و نوه‌هايش را ببيند اما همه چيز خيلي سريع براي او عوض شد. تمام آن جذابيت‌هاي اوليه رنگ باخت و ديگر خبري از خوشحالي و ذوق استاد نبود. ديگر از ديدن نوه‌هايش بر صفحه مانيتور بر سر ذوق نمي‌آمد. يك روز هنگامي كه خيلي گرفته و ناراحت بود برايمان مي‌گفت اگر من هر روز و هر دقيقه هم فرزندان و نوه‌هايم را در اينترنت ببينم، جاي يك دقيقه ديدن از نزديكشان را نمي‌گيرد. من آنها را مي‌خواهم كه در كنارم باشند و وجودشان را حس كنم نه اينكه چهره آنها را روي صفحه سرد مانيتور ببينم.

بعدها بعد از فارغ‌التحصيلي همراه چند نفر از دوستان قديم مي‌خواستيم به استاد سري بزنيم و احوالي بپرسيم. اما متوجه شديم استاد به رحمت خدا رفته است. آن لحظه ياد حرف‌هايش درباره بچه‌هايش افتادم. به اين فكر كردم كه پيرمرد چقدر تنها بوده و در غربت مرده است.

اينكه غصه نبودن بچه‌هايش را خورده و با حسرت نبودن آنها در كنارش مرده است. دلم خيلي گرفت. بعد از آن بود كه متوجه شدم تكنولوژي هيچگاه نمي‌تواند جاي ارتباطات انساني را بگيرد. وسايل ارتباط جمعي هر چقدر هم پيشرفته باشند اما باز جلوي ارتباطات ساده انساني كم مي‌آورد.

حرف چهارم: چند وقتي مي‌شود كه با گسترش فضاي مجازي و دنياي ارتباطات، پديده‌اي به نام زيارت اينترنتي باب شده است. زيارتي كه در آن فرد پاي كامپيوتر مي‌نشيند و از طريق اينترنت به دوربين‌مكان‌هاي زيارتي وصل مي‌شود و هر آنچه آن لحظه اتفاق مي‌افتد را مي‌بيند. با اينكه ذات كار، ايده قشنگ و خوبي دارد اما عده‌اي براي استفاده از اين روش افراط و تفريط مي‌كنند. چنين افرادي با وصل شدن مداوم از طريق اينترنت خود را از لذت زيارت واقعي محروم مي‌كنند.

آنها مي‌خواهندخود را از جنبه‌هاي چنين سفرهاي تأثيرگذاري معاف كنند.

نمي‌دانم اگر فردي مانند ناصر خسرو كه زندگي‌اش در سفر متحول شد امروزمان را مي‌ديد با خود چه مي‌انديشيد.

حالا بسياري از كارهاي ما شبيه زيارت كردنمان شده است. يكي از اين گوشي و تبلت‌‌هاي جديد بازار را در دست گرفته‌ايم و اداي با هم بودن را در مي‌آوريم. مدام از طريق اينترنت و موبايل و برنامه‌هاي آن با هم صحبت مي‌كنيم و هر روز دور‌تر از قبل مي‌شويم. چراكه انسان به رفتن و ديدن و شنيدن همديگر نياز دارد. انسان به همين روابط ساده اجتماعي نياز دارد تا بتواند ادامه حيات دهد، افسرده نشود و نميرد. حالا هر كدام از ما با داشتن يكي از اين وسايل در حال كندن گورهاي دسته‌جمعي براي خود هستيم. تنها و بي‌كس در گوشه‌اي از اين شهر شلوغ افتاده‌ايم و دلمان خوش است كه ارتباطات مجازي داريم.

حرف آخر: نظريه‌پردازان عصر جديد نظريه‌اي به نام «شيء گشتگي» را مطرح مي‌كنند كه طبق اين نظريه انسان عصر جديد برده اشيايي كه دارد مي‌شود. انسان مدرن بنا به پيشرفت‌هاي روزافزون جهان خود را ملزم مي‌كند تا با اين پيشرفت‌ها همگام شود و سعي كند از قافله عقب نماند. اين انسان روز و شب كار و تلاش مي‌كند تا بتواند كالاهاي جديدي كه به بازار مي‌آيد را تهيه كند.

بعد از خريد كالا، به جاي اينكه فرد بر وسيله‌اي كه خريده حكمراني كند، آن وسيله به او دستور مي‌دهد كه مي‌تواند چه كارهايي را انجام بدهد و چه كارهايي را انجام ندهد. فرد زندگي خود را بنا به نيازهاي دستگاه پيش مي‌برد.

اگر وسيله‌اي كه دارد پيشرفته‌تر باشد و بتواند نيازهاي كاذب او را بيشتر ارضا كند او فردي خوشحال و با اعتماد به نفس در جامعه خواهد بود ولي زماني‌كه فرد كمي از اين دنياي محصور شده در چنگ كارخانجات بزرگ عقب مي‌افتد احساس سر‌خوردگي و ضعيفي به او دست مي‌دهد.

امروز وقتي به رفتار و حركات بسياري از مردم شهر ريز مي‌شوم و با دقت نگاه مي‌كنم بيشتر به حرف آن روز استادم پي مي‌برم. افراد زيادي را مي‌بينم كه صبح و شب، در خيابان و مترو، غرق در صفحه موبايل و تبلت خود هستند. از جهان پيرامون خود غافلند و در دل يك جهان ساختگي و مصنوعي پناه ‌برده‌اند. در دنياي امروز اگر فرهنگ استفاده از چيزي را نداشته باشيم نابود مي‌شويم و جامعه را به تباهي مي‌كشانيم. جامعه انساني امروز بيش از هر چيزي به ارتباط‌هاي انساني و اجتماعي مؤثر و سازنده نياز دارند.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
مهسا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۲
0
0
مطلب بسیار پر محتوایی نوشته اید ممنونم .
و امیدوارم به آینده ای که افرادی با اندیشه ی شما را در خود خواهد داشت . سپاس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها