اين نوع نگاه، نوع نگاهي بازدارنده است؛ يعني از آن جايي كه والديني از اين دست، خريد اسباببازي را دور ريختن پول ميدانند، در اوقاتي كه جبر خريد اسباببازي آنها را در معذورات قرار ميدهد، در نهايت ارزانترين، غيرقابل استفادهترين و البته ارزانترين اسباببازي را كه به راحتي ميتوان در ميان اسباببازيهاي وارداتي كشور چين تهيه كرد براي فرزند خود خريداري كنند.
به نظر ميرسد نوع نگاه والديني از اين دست، ميتواند زاويه ديد شخصي و عاري از اشكال قلمداد شود، اما بايد اذعان كرد كه متأسفانه اينطور نيست و اين نوع نگاه و عملكرد والدين كه متأسفانه در ميان هموطنان ما به وفور يافت ميشود، باعث ايجاد بحرانهايي ميشود كه تمام مناسبات منطقي و فرايند طبيعي توليد اسباببازي را با چالش مواجه ميكند و اوضاع نابساماني كه امروز شاهد آن هستيم را طوري رقم ميزند كه به راحتي نميتوان موضع ضعف در اين مبحث را شناسايي و براي رفع آن اقدام نمود.
چراكه اگر روي خط توليد تا فروش و رسيدن اسباببازي به دست مخاطبان واقعي خود كه همان كودكان هستند تمركز كنيم درمييابيم كه نحوه توليد سادهترين اسباببازيها در كشورمان به طريق نادرستي شكل ميگيرد و در پروسه و صنفي غيرمرتبط با توليد اسباببازي توليد ميشود. در حالي كه در كشورهايي مانند كشور چين، كه توليداسباببازي را به صنعتي پويا و پولساز تبديل كردهاند، توليد به واسطه همكاري دو قطب كه «طراح» و«توليدكننده» كه مكمل يكديگر هستند صورت ميگيرد.
به اين صورت كه طراح اسباببازي با ورود به دانشگاه و تحصيل در رشتههايي چون طراحي صنعتي كه گستره وسيعي از توليدات حوزه صنعت مرهون اين رشته پر كاربرد است، در ابتدا توانايي خود را بالا ميبرد و از سوي ديگر، با شناختي كه از فرهنگ و جهان بيني مخاطبان خود كه عمدتا كودكان هستند، مقدمات طراحي يك اسباببازي را فراهم ميكند و با اتودهاي اوليه و توليد چند نمونه ابتدايي توسط توليدكننده به نقد آن ميپردازد و پس از عيبيابيهاي اوليه به رفع نقص پرداخته و در مرحله بعدي خط توليد محصول را راهاندازي ميكند و در شمار بسيار زيادي اقدام به توليد ميكند. اين كار گذشته از هزينه سنگين ابتدايي كه توليدكننده بايد متحمل شود، نقاط قوت زيادي دارد كه در پيشبرد اهداف سازندگان اسباببازي بسيار مؤثر است.
يكي از مهمترين مزيتهايي كه توليد به چنين شيوهاي دارد اين است كه توليد با حجم زياد باعث ميشود كه توليدكننده اسباببازي در نرخگذاري محصولات خود انعطاف بيشتري نشان دهد و با قيمت پايين اقدام به صادرات محصول نمايد كه اين كار با توجه به اينكه بازار جهاني را تا حد زيادي قبضه ميكند بلكه در رسيدن به سودهاي سرشار نيز موفق عمل مينمايد. چراكه توليد و فروش بالا و گرفتن سود كم، در نهايت سود زيادي براي توليدكنندگان اسباببازي به همراه ميآورد. اينگونه عملكرد باعث ميشود كه در مدت محدودي كشورهاي مصرفكننده به محصولات چنين كشورهايي كه در توليد اسباببازي سبك و سياق خاصي دارند اقبال نشان دهند و اين رويه در نهايت موفقيت را براي طراحان و سازندگان در پي دارد.
حال اگر رويه توليد اسباببازي در كشورمان را با توليد چنين كشورهايي مقايسه كنيم، در همان ابتدا متوجه خواهيم شد كه اكثريت قريب به اتفاق طراحان و توليدكنندگان اسباببازيهاي محدودي كه در كشور ساخته ميشوند، قابليت اين كار را ندارند. به اين معنا كه در اولين گام طراحي اسباببازيهاي وطني از ظرافت مورد نيازي كه باعث پيوند و گرايش كودك به خريد اسباببازي ميشود، بيبهره هستند و در گام بعدي اگر به توليد (نه خط توليد) اسباببازي توجه كنيم خواهيم ديد كه اغلب اسباببازيها در شركتهاي كوچكي كه به توليد ظروف پلاستيكي اشتغال دارند، توليد ميشود كه همين امر حجت موجهي است بر دافع بودن اسباببازيهاي وطني!
البته جاي خوشحالي دارد كه در سالهاي اخير حركتهاي اميدواركنندهاي در زمينه توليد به شكلي كه توضيح داده شد، صورت گرفته است كه نياز به حمايت مردم و مسئولان دارد.