صالح سليماني| بشر هميشه تشنه دانستن بوده و همين عطش باعث شده تا در مواجهه با يك پديده ناآشنا، صداي غيرطبيعي، واكنش راديكالي و هر عنصر با رفتار متعارف يا غيرمتعارف، از خودش بپرسد... چرا؟ در دنياي امروزي ديگر كمتر اختراعي ما را به حيرت واميدارد و به نظر ميرسد اين عطش سيريناپذير است. اما نبايد از ياد برد كه يك كشف، هر چند كوچك و پيش پا افتاده، باز به نوبه خود داراي اهميت است و هيچ كس نميداند كه بياهميتترين چيزها ممكن است روزي آينده را شكل بدهد. به همين دليل، عموماً چشماندازي براي اختراعات در نظر گرفته ميشود و هر اختراع، به چشم پلهاي براي دستيابي به يافتههاي بيشتر نگاه ميشود. در ادامه شش ايده آمدهاند كه شايد به راحتي بتوان آنها را به ترتيب اهميت در كنار يكديگر چيد اما دوباره نگاه كنيد. آيا واقعاً به راحتي ميتوان ميان آنها تمايزي به لحاظ اهميت قائل شد؟
شمارش معكوس براي سوخاري شدن
دستپاچه نشويد. هر چند تهديد بزرگتان ممكن است نزديكتر از آن چيزي باشد كه دانشمندان فكر ميكنند. شايد براي شروع امروزتان هيچ نگراني به دلتان راه نداده باشيد ولي بالاخره در يك نقطهاي، با گرم شدن تدريجي سياره زمين، بسترهاي يخزده دائمي قطب شمال گداخته خواهند شد و آن زمان، مادر طبيعت گازهايي را نشر خواهد كرد كه پس از آن، ديگر هيچ چيز مثل سابق نخواهد بود: سرعت گرم شدن سياره ما بيشتر خواهد شد، هواي فجيع فاجعهانگيزتر و هزينه سنگيني براي بشريت خواهد بود. برخي دانشمندان گمان ميكنند كه اين فرآيند از سرعت چندان بالايي برخوردار نخواهد بود و مردم هزاره بعد بايد فكري به حال آن بكنند اما اگر پروفسور پيتر وادهامز اشتباه نكرده باشد، امروز بايد اقدام كرد. او در مجله علمي طبيعت به مباحثه ميپردازد كه نقطه عطف گرم شدن زمين ميتواند به زودي سال 2015 ميلادي برسد، زماني كه يخ درياي قطب شمال در طول ماه سپتامبر از صحنه روزگار محو ميشود. تا سال 2035، طبق مطالعات او و همكارانش در سواحل سيبري، ممكن است در شش ماه از سال خبري از يخ نباشد. او در گفتوگو با گاردين عنوان كرده است كه آب شدن تدريجي يخ درياها ميتواند منجر به گرم شدن بستر درياها شود كه ذوب شدن يخبندانهاي دائمي ساحل درياها را به دنبال خواهد داشت. اين كمك به آزاد شدن متان و در نهايت گرم شدن زمين ميكند. ادامه ماجرا تاريخ را رقم خواهد زد.
آسايش به دور از خانه
اگر كشاورزان رانده شده از سرزمينهايي چون سومالي يا بوتان در اردوگاه پناهندگان دوام بياورند، خيلي خودشان را خوششانس ميدانند و استقرار يافتن در يك كشور ديگر به معناي رسيدن به كمال است. انجمن بينالمللي نجات (IRC) كه با ميليونها پناهنده در سراسر جهان همكاري ميكند، متوجه شد كه براي خيلي از آنان پيوندشان با خاك و آنچه از آن ميرويانند خيلي سخت شكسته ميشود. برنامه IRC كه در حال حاضر در 14كشور فعال است، پركردن اين شكاف عاطفي را هدف خود قرار داده است. در نمونهاي، خرابه پر از آشغالي در محله برانكس نيويورك اكنون با باغچه سبزيجات تزئين و شكوفه شده كه به دست توانمند پناهندگان آواره شخم خورده است؛ يا يك مرد ازبك در آريزونا هندوانههايي ميروياند كه بذرهايش متعلق به زادگاه خودش است؛ 80 مهاجر و خانوادههايشان در يك مزرعه عمومي در سنديگو مشغول فعاليت هستند. سخنگوي IRC، لوسي كاريگان ميگويد مردم كشورهايي چون عراق، سودان و كوبا در حال تغيير چشماندازهاي شهري به مزارع و باغچههاي با شكوه و سرسبز هستند. در برخي از شهرها، آنها توانايي فروش محصولاتشان را در بازار كشاورزان دارند تا هزينه مخارجشان را تأمين كنند اما مهمترين سود زماني ايجاد ميشود كه پناهندگان آواره آسايش را باري ديگر تجربه ميكنند.
يك واقعه نه چندان فاجعه
ماه فوريه سال جاري بود. يك شهاب سنگ به گلوله انفجاري بزرگي تبديل شد و بر فراز آسمانهاي روسيه به حركت درآمد؛ موج قدرتمند ايجاد شده باعث چرخش دو مرتبه آن به دور سياره زمين شد، هر چند هيچگاه به سطح آن برخورد نكرد. حال دادههاي جمعآوري شده از اين واقعه نه چندان فاجعه و مطالعات درباره برخورد شهاب سنگي عظيم در تونگوسكا، سيبري در سال 1908- كه صدها بار قدرتمندتر از بمب اتمي هيروشيما بود- دست به دست دادهاند تا تحولات ناگهاني گذشته را شفافسازي كنند. در حالي كه هيچ دهانه آتشفشاني مقصر شناخته نشده است، دانشمندان درباره شهاب سنگ عظيم و تأثيرات اين پديدههاي هوايي بر اقليم دچار ترديدهايي شدهاند. اما تا جايي كه وقايع اخير به ما نشان داده است، رديابي ذرات مواد معدني و فلزهاي شهابسنگها ميتواند نشانگر يك واقعه بزرگ در گذشته باشد، حتي اگر سوراخي روي سطح زمين ديده نشود. در يك مطالعه اخير، گروهي از دانشمندان دانشگاه هاروارد نمونهيخهاي جمعآوري شده از گرينلند را بررسي كردند و به نظر ميرسد كه متعلق به 13 هزار سال پيش است. محققان از ميزان پلاتين اندازهگيري شده دريافتند كه حدود 13 هزار سال پيش انفجار عظيمي در لحظه برخورد شهاب سنگي با سطح زمين رخ داده بود. اين دقيقاً با سرد شدن ناگهاني سياره زمين مصادف شد و ميتواند به مرگ اولين جمعيتهاي مردم امريكا، قوم كلوويس، ارتباط داده شود. در همين حال، ناسا، برنامهاي را تحت عنوان «ابتكار شهاب آسماني» راهاندازي كرده و به دنبال بهترين راه پيشگيري تحولات ناگهاني- و البته انقراض- در راه است.
برتر از تفلون
سالانه نزديك به 400 هزار نفر عروق كرونر قلبشان را عمل ميكنند و خيلي ديگر رگهاي مسدود شده در دست و پايشان را جايگزين ميكنند. گاهي وقتها، اين عروق جايگزين شده از جنس تفلون هستند، گاهي از اعضاي بدن حيوانات و گاهي، از ديگر اعضاي بدن انسان گرفته ميشود اما محققان دانشگاه دوك به راهحلي رسيدهاند كه جراح عروق، جفري لاوسون، از آن تحت عنوان رويدادي پيشرو در علم دارو ياد ميكند. اين تيم تحقيقاتي با بهرهگيري از سلولهاي بدن انسان موفق به رشد رگهاي جديدي بر روي پارچه توري مانند شدند كه بلافاصله ناپديد ميشود. اين عروق مصنوعي- اما انساني- به گونهاي طراحي شده تا هر آنچه بدن بيمار نميپذيرد را دفع كند. چنين عروقي، به دليل اينكه ديگر زنده نيستند، ميتوانند به راحتي ذخيره شوند و به توليد انبوه برسند اما در بدن، آنها كارايي مشابه رگهاي طبيعي انسان را دارند و نمونههاي آزمايشي بسياري از اين عروق در لهستان كار گذاشته شدهاند. در اوايل اين ماه، اولين رگ مصنوعي در بدن فردي كه مبتلا به نارسايي كليوي بود در امريكا قرار داده شد. لاوسون ميگويد عروق انسان واقعاً بافت پيچيدهاي دارد اما شايد در آينده بتوان كبد، جگر يا حتي چشم مصنوعي انسان را ساخت.
يك ايده روشن
شايد براي آنكه اين تابستان تفاوت محسوسي ايجاد شود كمي دير باشد اما دانشمندان از نقاط پراكنده روي زمين به كمك پروفسور علم عصبشناسي دانشگاه دوك، وولفگانگ ليدكه، آمدند تا مولكول بخصوصي در بدن انسان را كشف كنند كه مسئول سوزش آفتاب سوختگي است. خبر خوب اينكه آنها موفق شدند و علاوه بر اين، حتي راهي براي جلوگيري از سوزش و درد هم پيدا كردهاند. يافتهها روي مولكول TRPV4 كه به عنوان دروازه ورود به غشاي سلولي عمل ميكند، متمركز شده است. اين پژوهش نشان داد كه قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراءبنفش، مولكول TRPV4 را فعال ميكند كه منجر به درد و سوزش روي پوست بدن ميشود. در سالهاي اخير، اين مولكول موضوع بسياري از مطالعات وسيع داروسازي بوده و تركيبي به نام GSK205 ثابت شده است كه اثر مهاركنندگي بر آن دارد. در آزمايش روي موشهاي آزمايشگاهي، ليدكه و همكارانش متوجه شدند كه اين تركيب مانع از درد آفتاب سوختگي ميشود اما، مسلماً، اثر سودمندي آن بسيار نامفهوم خواهد بود اگر انسانها را ترغيب به آفتاب گرفتنهاي طولاني مدت كند كه خود ميتواند احتمال ابتلا به سرطان خون را افزايش دهد. ليدكه عقيده دارد كه آنان بايد در استفاده از اين تركيب دست به عصا باشند. تنها در بلندمدت، اين اميد وجود دارد كه بتوان آسيبديدگي پوستها در برابر آفتاب را جبران كرد.
خفاش درون ما
مؤسسه تحقيقات صدا و ارتعاش دانشگاه ساوتهمپتون انگليس به تحقيق پرداخته است كه نابينايان يا افراد با چشمهاي بسته تا چه ميزان ميتوانند از پژواك محيط اطراف براي جهتيابي و شناسايي اجسام بهره بگيرند. خفاشها، معروف به حركت به كمك انعكاس صدا از لابلاي شاخ و برگ درختان و در غارها براي شكار حشرات هستند. انسانها در دقت حتي به گَرد پاي خفاشها هم نميرسند اما بيشتر از آن چيزي كه فكرش را ميكنيد از آنها برميآيد. يك سازمان امريكايي به نام «دسترسي جهاني براي نابينايان» افراد را آموزش ميدهد تا با استفاده از «كليك»هاي زبان جهتيابي كنند. مدير اين سازمان، دانيال كيش، به اندازهاي مهارت پيدا كرده است كه ميتواند دوچرخهاي را در ترافيك، البته با چشمهاي بسته، براند. هدف اين مؤسسه يافتن راههايي براي ارتقاي تواناييهاي افراد با استعداد كمتر است. در يك نمونه، آنها متوجه شدهاند كه صداهاي ممتد ميتواند در فواصل دورتر بيشتر به كمك ما بيايد، در حالي كه اصوات كوتاه در فواصل نزديك براي مكانيابي دقيق منبع توليدكننده صدا بهتر است. محققان اميد دارند كه ادامه تحقيقات بتواند به درك بهتر از نه تنها خفاشها، بلكه تواناييهاي سماعي در انسانها كمك فراواني كند.
منبع:
NEWSWEEK WEEKLY MAGAZINE