يك: اميرارجمند با همه بغضي كه نسبت به ملت ايران دارد، گاهي حرف حساب ميزند. او چند وقت پيش خطاب به حجاريان گفته بود «شما كه از همان اول هم ادعاي تقلب را دروغ ميدانستيد، پس چرا پشتوانه موسوي و كروبي شديد براي آن همه آشوب؟! موسوي و كروبي عمدتا به دلگرمي امثال شما و شخص آقاي خاتمي توانستند آنچه در سر دارند عملي كنند و به كف خيابان بياورند.»
دو: قطعا در خيانت و جرم موسوي و كروبي هيچ شكي نيست و حصر (آن هم بعد از دو سال محاربه) براي اين دو مفلوك، چيزي در مايههاي زندگي در قصر ميماند كه في الواقع هم همين طور است! چه اينكه اگر كرامت نظام نبود، ديار باقي جاي مناسبتري براي موسوي و كروبي بود. با اين همه، آنچه موسوي و كروبي را در انجام جنايت، جسور و گستاخ كرد، تحريك لايه مياني فتنه بود؛ لايه مياني فتنه يعني همين سعيد حجاريان و بهزاد نبوي و تاج زاده و امثالهم.
سه: اين وسط ميماند نقش جناب خاتمي كه اخيراً لاطائلات ميبافد. خاتمي از آن رو كه سال 88 و البته 89 عامل ارتباط سران فتنه با لايه مياني بود، هم در جنايت سران فتنه شريك است، هم در خباثت لايه مياني، و هم جزء سران فتنه است، هم در رديف لايه مياني.
چهار: حق اين است كه خاتمي در ازاي كرامت و بزرگواري نظام، ممنون و نادم و عذرخواه و پشيمان باشد، يا اينگونه طلبكارانه، اظهار فضل كند؛ «امروز بهترين موقعيتي است كه بياييم دلهايمان را از كينه پاك كنيم، زندانيها آزاد شوند، حصرها برداشته شود و همه كنار يكديگر باشيم و با فضاي برادري همه بتوانيم براي كشور كار بكنيم. مملكت در برابر مشكلات بزرگي قرار گرفته؛ اقتصادي، سياسي، فرهنگي و مديريتي، همه بايد كنار هم كار كنيم. چند روز پيش يكي از اقتصاددانان بزرگ گفته بود؛ «اگر همه دست به دست هم بدهيم و تلاش كنيم، بعد از چهار سال به سال ۸۴ ميرسيم.»اين حرف درستي است. يعني ما بايد زمينه درست بكنيم به نقطه صفر برسيم. . . دگرگوني كه ما ميگوييم درون نظام است، نه بيرون نظام. وابستگي و دلبستگي ما به اين نظام بسيار شديدتر و بيشتر از كساني است كه ادعاي وابستگي به آن ميكنند. ببينيد كدام ادبيات به اين نظام و آرمانهاي انقلاب نزديكتر است، ادبيات ما يا ادبياتي كه در اين سالها در جامعه مطرح شده است و كساني با فحش و دروغ و تهمت و پروندهسازي، خودشان را انقلابي نشان ميدهند؟ اين نظام متعلق به ماست، ما هم متعلق به آن هستيم، البته نقدهايي هم داريم؛ ميگوييم اجازه بدهيد نقدمان را بكنيم، ادعايي هم براي بازگشت به قدرت نداريم!»
پنج: در اين باره بايد به نكاتي اشاره كرد؛
پنج/ 1: جناب خاتمي كه سال 88 اوج كينه خود را نشان داد، متاثر از كدام ترحم بياندازه، همگان را دعوت به برادري ميكند؟! آيا بعد از آن همه خون ريخته شده، ما هنوز هم بايد جواب خاتمي را بدهيم يا گله كنيم از دست فرشته عدالت؟! آيا در حق آقاي خاتمي اين همه مصلحت سنجي شد كه به اينجا برسيم؟!
پنج/ 2: آقاي خاتمي در حالي درخواست آزادي زندانيان محارب، و رفع حصر سران فتنه را دارد كه دست خودشان در خون قربانيان فتنه به شدت آلوده است. من هرگز دوست ندارم ما به ازاي خون پاك شهيداني چون حسين غلام كبيري، از امثال خاتمي سخن بگويم، اما بيشك خون ديگراني هم كه در فتنه (و به هر دليل) ريخته شد، گردن فتنهگران است. به راستي اگر ادعاي دروغ تقلب نبود، اگر «تقلب، اسم رمز آشوب» نبود، اگر خاتمي و موسوي و كروبي «دوستان خوب نتانياهو» نبودند و اگر حرمت قانون و رأي اكثريت، بلكه رأي 40 ميليوني ملت، پاس داشته ميشد، آيا باز هم ماجراي كهريزك رخ ميداد؟! و آيا باز هم كسي چون ندا آقاسلطان، قرباني دسيسه فتنهگران ميشد؟!
پنج/ 3: ظاهراً سر تلخكامي با ما گذشته روزگار. آقاي خاتمي به جاي آنكه حرف از اين خونها بزند، مشكلات كشور را ليست ميكند و از همه تمناي همكاري دارد! گيرم با چهار سال كار، گند هشت ساله دولت احمدي نژاد جبران شود؛ جناب آقاي خاتمي! در حق شما بايد كدامين حكم نازل شود تا داغ دل مادر شهيد غلام كبيري التيام يابد؟! و شما بايد به سزاي كدام خيانت تان برسيد، بلكه آبروي ريخته شده، به جوي بازگردد؟!
پنج/ 4: فرمودهايد؛ «بايد آنقدر كار كنيم تا تازه برسيم به سال 84.»اگر چنين است، ميشود بگوييد جز ادامه طرح هدفمندي، ادامه پروژه مسكن مهر، ادامه نيت معطوف به سفرهاي استاني، ادامه زيرساختهاي ورزشي، ادامه راهسازي و ادامه همه آن خدمات ريز و درشتي كه در دو دولت قبل صورت گرفت، مشخصا ديگر برنامه اقتصادي دولت اعتدال چيست؟! واقعا خوب است احمدي نژاد، اين همه كار مصداقي، انجام داده و الا دولت شيخ حسن، دقيقا چه كار ديگري را ميخواست ادامه دهد، الله اعلم!!
پنج/ 5: آقاي خاتمي! انتخابات رياست جمهوري سال 84 يادتان هست؟! 8 سال دولت دست شما بود، اما هيچ كدام از نامزدها، حتي معين و مهرعليزاده و رفسنجاني، ياراي شان نبود كه در تبليغات، دولت خود را ادامه دهنده فلان طرح مشخص دولت اصلاحات يا بهمان پروژه ملموس اقتصادي دولتمردان حضرتعالي معرفي كنند!! از بازگشت به صفر سخن ميگوييد يا نقطه صفر؟! و آيا اين سخن آقاي علوي تبار هم برخاسته از ادبيات من و امثال من است كه گفت؛ «اصلاحطلبان، آنقدر سرمست از قدرت شدهاند كه حكايت اسبهاي درشكه، مدام به هم لگد مياندازند و يكديگر را گاز ميگيرند.»
پنج/ 6: فحشي از اين ناسزاتر كه شماي وزير ارشاد؛ مهاجراني، و شماي معاون سياسي وزير كشور؛ تاج زاده، سخن از پيوند ادبياتتان با انقلاب اسلامي بزنيد؟؟!! «راهپيمايي عليه خدا هم آزاد است» فقط يكي از محصولات ادبيات ليبرال اطرافيان افراطي شما بود!! دروغي از اين شاخدارتر كه شما از جمله مدعيان «دولت راستگويان» باشيد؟؟!! تهمتي از بهتان تقلب، بدتر؟؟!! و پروندهسازياي بدتر از پروندهاي كه شما در سال 88 عليه 40 ميليون رأي ملت درست كرديد؟؟!!
پنج/ 7: جناب خاتمي! مادام كه در برابر خون شهداي 88 تا كمر خم نشويد، نه اين نظام، متعلق به شماست، نه شما تعلقي به اين نظام داريد. خيالتان تخت! و اگر شما را نه تنفيذ راه دادند و نه تحليف، ديگر دليل نميشود كه اضافه بر سازمان سخن بگوييد و. . . البته! نقدهايي هم به نظام داشته باشيد!! في المجلس - و از آنجا كه در مثل، مناقشه نيست!- آنكه به نظام، نقد جدي دارد ماييم كه چرا سنگها را بسته و سگها را آزاد گذاشته است؟؟!!
در اين سطور آخر، ميخواهم از امكاني سخن بگويم كه دست خودمان است... كه دست خودمان بود! آري، گمانم اين روزها داريم كفاره گناه تفرقه را پس ميدهيم و تقاص تكليف گرايي بينتيجه را. . . خوب است از اين نازنين بخواهيم كه به جاي اختيار خاموشي، از تكليف مان بگويند در قبال نصايح سيدمحمد خاتمي. . . راستي، تا يادم نرفته بگويم؛ «اصلاحطلبان در صحنه نيستند، رقابت كنيد با هم اصولگرايان!!. . . و فقط به تكليف تان عمل كنيد...»