
آلمان يكي از كشورهاي اروپايي است كه مقصد تعداد زيادي از پناهجويان از كشورهاي گوناگون جهان است. سازمانهاي مدني آلمان كوشيدهاند تسهيلاتي را براي زندگي پناهجويان ايجاد كنند اما اين سازمانها همچنان به نكاتي انتقاد دارند.
هر ساله تعداد زيادي پناهجو از كشورهاي مختلف جهان به آلمان روي ميآورند. روند رسيدگي به پرونده متقاضيان پناهندگي در آلمان از زماني كه آنان تقاضاي خود را با مسئولان در ميان ميگذارند تا روشن شدن وضعيت اقامت و پذيرش يا عدم پذيرش درخواست آنان ماهها و گاه سالها به طول ميانجامد. زندگي در شرايط دشوار و اغلب در كمپهاي عمومي اعتراضات بسياري از متقاضيان پناهندگي و سازمانهاي آلماني مدافع حقوق پناهجويان و آوارگان را در پي داشته است.
گونتر بوركهارت ميگويد: «دو اشكال اصلي در قوانين پناهندگي آلمان وجود دارد: اول منزوي كردن پناهجويان سياسي، محدود كردن امكانات زندگي آنان در خانهها و كمپهاي جمعي بزرگ و كمبود امكان انطباق آنان با جامعه جديد براي رشد و دوم نبود قوانين پناهندگي عمومي و واحد در اروپا كه به طور كامل از زندگي و جان پناهجويان دفاع كند.»
از نظر مدير كانون حمايت از پناهجويان، از جمله نكاتي كه در قوانين پناهندگي آلمان بايد تغيير كند وضعيت پناهجوياني است كه «هنوز به سن قانوني نرسيدهاند يا پناهندگاني كه داراي تجربه شكنجه و شوك روحي هستند و به دليل بيماري نميتوانند همه مراحل رسيدگي به پرونده را مانند بقيه پناهجويان طي كنند. پرونده آنان و وضعيت ويژه آنان بايد به طور جداگانه بررسي شود.»
سازمانهاي مدافع حقوق پناهندگان در عين حال خواستار رسيدگي ويژه به وضعيت كودكان پناهجو هستند. گونتر بوركهارت در اين مورد ميگويد: «در آلمان به كنوانسيون بينالمللي حمايت از كودكان توجه نميشود. چرا با پرونده يك نوجوان ۱۶ ساله مانند پرونده يك بزرگسال برخورد ميشود، اگر چه طبق قانون سن بلوغ افراد در آلمان ۱۸ سال است. اين نكته نيز بايد در قوانين پناهندگي آلمان تغيير كند.»
اگر تقاضاي پناهندگي پناهجو رد شود و او امكان اقامت ديگري نيابد، نوعي اقامت موقت به وي داده ميشود كه به معناي آن است كه او «تحمل» ميشود. حدود ۸۰ هزار نفر در آلمان داراي اين نوع اقامت هستند. اينان كساني هستند كه سالهاست هنوز به پروندهشان رسيدگي نشده و اقامتهاي كوتاهمدت ميگيرند.
كلاوس اولريش پرولس ميگويد: «موضوع محوري انطباق پناهجو با شرايط جديد است. نوع اقامت بسياري از پناهجويان به گونهاي است كه فقط «تحمل» ميشوند. اين گروه از پناهجويان گواهياي دريافت ميكنند كه ميگويد آنان را به كشورشان بازنميگردانند. بسياري از آنان سالهاست كه در اين شرايط موقتي زندگي ميكنند. كودكان آنان بايد به مدرسه بروند و امكان رشد بيابند. آنان بايد بتوانند اجازه كار دريافت كنند، محل كاري براي خود بيابند، در گروههاي مذهبي خود شركت كنند و با دوستانشان در ارتباط باشند.» از انتقادهاي مهم نهادهاي مدافع حقوق پناهجويان به قوانين پناهندگي آلمان اين است كه پناهجويان اجازه كار ندارند. مدير كانون حمايت از پناهجويان ميگويد: «در حال حاضر ممنوعيت كار براي پناهجو به مدت يك سال است و بعد امكان كار براي متقاضي پناهندگي وجود دارد اما در اين شرايط وي بايد خود محل كار مشخصي را بيابد و تقاضاي كار خود را با مسئولان مطرح كند. تنها در صورتي كه فردي آلماني يا فردي از كشورهاي ديگر اروپايي آماده گرفتن اين محل كار نباشد، اين امكان به متقاضي پناهندگي داده ميشود. ميبينيد كه چقدر امكان به دست آوردن كار براي يك پناهجو در آلمان سخت است.»
از نظر گونتر بوركهارت، نتيجه اعمال اين سياست منزوي شدن پناهجويان است. بوركهارت تأكيد ميكند كه پناهجويان به خاطر نداشتن امكان كار و كسب درآمد مستقل با مشكلات عديده روحي روبهرو ميشوند. از نظر سازمان مدافع حقوق پناهجويان، نتيجه فرايند پيچيده رسيدگي به پرونده متقاضي پناهندگي، بياعتمادي به آينده، بلاتكليفي، ترس و انزواي هر چه بيشتر پناهجو و در پي آن عدم انطباق وي با جامعه جديد است.
منبع: دويچهوله