كشف حجاب كردن توسط تعدادي از سينماگران كشورمان در جشنوارهها، مهمانيها، مراسمات رسمي و غيررسمي و... در خارج از كشورمان كمكم تبديل به يك عرف ناميمون شده است.
نگاه ليبراليستي به فرهنگ
بيقيدي و داشتن نگاهي ليبراليستي در ميان برخي مسئولان فرهنگي كشورمان باعث دامن زدن بيشتر به چنين اتفاقات خلاف قانون و شرعي شده است. از طرفي هم چنين سينماگراني با توجه به حرمتشكني كه بر آنها اصرار ميكنند و همچنين به جهت اينكه مورد سؤال و توبيخ هيچ فرد مسئولي قرار نميگيرند، با فراغ بال و آسودگي بيشتر در جشنها و مراسمات اينچنيني شركت كرده و در نهايت با سلام و صلوات به كشور بر ميگردند. اينكه اولين كسي كه چنين دهنكجي را آغاز كرد و به مرور در ميان ديگر همپالكيهايشان سرايت داد چه كسي بود يا چه وقت و كجا بود؛ خيلي محل بحث و مناقشه نيست اما اصرار بر چنين اقدامات از جانب تعدادي افراد كه كمترين تعلق خاطري به فرهنگ و دين ملت و مملكتشان ندارند اهميت و لزوم ورود به اين مسئله به جهت جلوگيري از تكرار رفتارهاي آنها، براي رسانههاي انقلابي و ارزشمدار منبعث از دستورات ديني و حكومتي و نيز مسئوليت خطير اطلاعرساني و آگاهي بخشي به آحاد مردم غيور است. كشف حجاب چند هنرمندنما كه شرط روشنفكري و درآوردن اداي آزاديخواهي را در اتخاذ مواضع و مظاهر ليبراليستي و اومانيستي تعريف كرده و ميكنند و در صورت منتسب نبودن آنها به سرزمين شرزه شيران علوي تبار و فاطمي مرام، قطعاً كمترين اهميت يا موضوعيتي براي رسانهها پيدا نميكرد. از سوي ديگر ورود و همت برخي مسئولان براي هموار كردن مسيرهاي برخورد قانوني به جهت نقايص يا نبودن قوانين لازمه و نيز مسدود كردن مفر و گريزگاههاي مورد استفاده اين عده، توسط مسئولان اجرايي و قضايي را جملگي و به صورت هماهنگ و همپوشاني صحيح ميطلبد. چه اينكه در مواجهه و برخورد با حرمت شكني و هتك و وهن ارزشهاي اسلامي توسط اين عده معدود، تماميتخواه و انحصارطلب به بهانههاي واهي و در مكانهاي مختلف؛ اگر تشريك مساعي و همافزايي اين سه قوه مهم به شكلي تعريف شده و متوازن در ميادين طراحي و عملياتي نباشد، نتيجهاش حال و اوضاع گستاخانه امروز اين اقليت متوهم با مدعاي منسوخ و جعلي «ما بيشماريم» ميشود!
سالبه به انتفاع گوينده!
آزادي بيان، آوانگارد و فرزند زمان خود بودن جزو مهمترين و تا حدودي پركاربردترين الفاظ و اصطلاحاتي است كه امروزه با نيت، اهداف و اغراض مختلف نسبت به انتفاع گوينده اين الفاظ بسيار شنيده ميشوند. هر كدام از اين كليد واژهها بايد با توجه به فرهنگ و عرف هر جامعه و نيز جميع جهات مترتب بر گستره فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي جامعه زيستي افراد مدعي نسبت به آنها و البته به شرط عدم تعارض و تخطي از قوانين رسمي هر كشوري، داراي تعاريف و گستره عملياتي خاص تعريف و تنقيح شود. اين مسئله راه نفوذ هرگونه سوءاستفاده يا بهرهكشي و ويژهخواري را بر افراد و گروهها ميبندد اما واقعيت اين است كه اين افراد طي اقدامات مكرر و متوالي هدفمند فضا و جو رواني حاكم بر گفتمان هنري و سينمايي كشورمان را با تشبث به چنين مباحثي آنچنان منقلب كردهاند كه انگار تنها اينان حق دارند و ميتوانند آن اصطلاحات را در جهت نيل به اهداف و مقاصدشان به كار برده و استفاده كنند. اين خفقان استعماري و نوين انتلكتوئليته كه از جانب مدعيان مالكيت معناي لغوي آزادي بيان و... ابراز ميگردد غير از اينكه يك ديكتاتوري نوين معنا ميشود به نوعي اين عمل طاغوتي آنان بابي تازه در منطق جاهليت غرب و «سالبه به انتفاع گوينده!» ترجمه ميگردد.
همه ساله با برپايي هر دوره جشنواره يا بازار فيلم و چنين گعدههايي در خارج از كشور تعدادي از سينماگران مرد و زن كشورمان با ظواهر و پوششهاي زننده و درآميختگي و اختلاط متعارض با شرع و فرهنگ كشورمان شركت ميكنند. فرشهاي قرمزي كه گاهي زير پاي برخي از اين به اصطلاح هنرمندان پهن ميكنند، به خاطر ارج نهادن به هنر واقعي يا توانمنديهاي حرفهاي آنها انجام نميشود بلكه با دادن جوايز پرطمطراق و ايجاد فضاي پروپاگانداي سنگين درباره آنها و نيز الگو ساختن اقدامات و افعال آنها در اذهان مردم كشورمان، به نوعي آنها را در قامت مبلغان و سفيران افكار سكولاريستي خود و مروجان ابتذال دلخواه اربابان شيطانپرست مغرب زمين مأمور و معرفي ميكنند. پوشيدن لباسهاي نيمه عريان برخي سينماگران در جشنوارههاي خارجي و عكس گرفتنهاي مداومشان در حالتي نامتعارف با مردان كشورهاي ديگر آن هم به بهانه آزادي يا ادعاهاي فمينيستي درباره زنان، تقريباً به يك عرف معمول تبديل شده است. طرفه اينكه همين آقايان و خانمهاي به ظاهر سينماگر پس از انجام اعمال منافي عفتشان نه تنها شرمنده نيستند بلكه آن را حق مسلم خود دانسته و نسبت به افرادي كه به آنها اعتراض ميكنند حملههاي دامنهدار و چند مرحلهاي را با كمك شرورهاي اجارهاي انجام ميدهند. جالب اين است كه اگر كسي كوچكترين اعتراضي به نحوه پوشش يا اختلاط خلاف شرع و قانون آنها با نامحرم كند، فرد معترض را به ديكتاتوري، چماقدار بودن و مخالف آزادي بيان محكوم ميكنند اما همين كه يكي از همپالكيهايشان در اعتراض به قوانين و ارزشهاي جامعه و ملت اقدام مشابهي را انجام بدهد آن را حق مسلم خود و در راستاي آزادي بيان و حقوق شهرونديشان تعبير ميكنند!
المُؤمن كيس الفطن الحذر
با توجه به تكرار عامدانه چندين باره اينگونه اتفاقات و كشف حجابهاي مكرر از جانب اين مثلاً بازيگران و هنرمندان لازم است كه هرچه سريعتر راهحل عامل و عاجلي پيشبيني شود. چه اينكه با توجه به نقشآفريني برخي از اين زنان بازيگر بيحجاب در تلويزيون و سينما البته با ظاهري متفاوت و موجهتر و از طرف ديگر مصاحبه و چاپ عكسهاي آنها در برخي رسانههاي زرد و مروج افكار الحادي و التقاطي باعث مشهور و معروف شدن اين افراد ميگردد. اين اشتهار باعث ميشود كه برخي جوانان و نوجوانان ناآگاه كشورمان كه تحت تأثير احساسات يا متفاوت نشان دادن خودشان در منظر ديگران، آنها را به عنوان الگوي رفتاري يا شغلي خويش قرار بدهند. اگر مسئولان با چاره انديشي خردمندانه و ملحوظ داشتن ابعاد مترتب بر چنين مباحثي كه مقام معظم رهبري آنها را شبيخون فرهنگي يا جنگ نرم معنا ميكنند بتوانند قوانين متقن و جامعالاطرف و بازدارندهاي را طراحي، تصويب و با قدرت اجرا كنند قطعاً به مرور بساط چنين كاسبي و دكان داريها جمع ميشود. البته اين مهم نيازمند قوانين محكم به همراه تعيين مجازاتهاي سنگين و متناسب با گستره و شدت جرم است. چراكه در صورت بالا بودن هزينه انجام چنين تخلفات وهنآلودي نسبت به قوانين و فرهنگ و غيرت اجتماعي به مرور باعث كم شدن اعمال خلاف شأن و قانون اين معدود افراد ميگردد. اما اگر قرار باشد با دستاويز قرار دادن توجيهات خندهآوري مانند لطيف بودن روحيه هنرمندان بر قانونشكني و استهزاي دين و فرهنگ جامعه چشم بر هم بگذاريم مطمئن باشيد كه سرانجامي بدتر از تركيه لائيك امروزي در انتظار كشورمان خواهد بود. چه اينكه دشمنان غدار و شيطانپرست مخالف با اسلام ثابت كردهاند كه فقط به ترويج برهنگي و بيبندوباري در جوامع اسلامي رضايت نخواهند داد و تا نابودي كامل نسل مسلمانان پيش خواهند رفت. حال با توجه به جميع جهات و نيز در نظر گرفتن طراحي نقشههاي لايهلايه دشمن در مباحث فرهنگي و اجتماعي، همچنين مزدوراني كه براي كسب شهرت، ثروت يا قدرت حاضرند هر نوع خيانتي را براي رسيدن و نيل به مقاصد مادي و دنيويشان انجام بدهند؛ لازم است ضمن حفظ هوشياري كامل جلوي هرگونه سوءاستفاده يا نفوذ افراد مزدور و ستون پنجم دشمن در لايههاي مختلف جامعه را با پيشبينيهاي قانوني مسدود كنيم. تجربه نشان داده است كه افراد مشهور و صاحبنام در جامعه كنوني بشري با استفاده و بهرهگيري از تكنولوژيهاي متنوع و پيشرفته تصويري كه لفظ «دهكده جهاني» منبعث از همين پيشرفتها ترجمه ميشود، استعداد و توانايي بالقوه تأثيرگذاري بر لايههاي ديگر جوامع را دارند. بنابراين لازم است براي ندادن فضا و فرصت به دشمن براي هجمه و حمله، اقدامات لازم درسطح و تراز تواناييهاي دشمن طراحي و اجرايي گردد. رسول اعظم(ص) ميفرمايند: «المُؤمن كيس الفطن الحذر*»؛ يعني مؤمن زيرك و چيز فهم و محتاط است.
* دعوات راوندي، ص 39