اين كارشناس و صاحبنظر مسائل سياسي در گفتوگويي تفصيلي با خبرگزاري تسنيم از انتخابات 24 خرداد به عنوان حادثهاي خيلي مهم ياد كرد كه سازماندهي ايدههاي آن و هدايت امور ابتكار مقاممعظم رهبري بود. وي افزود: توفيقات ملت در اين انتخابات در حدي بود كه دشمنان ما هم عصباني و هم مذعن به اين حماسه بزرگ شدند. انتخابات نشان داد كه سازمان و نظام سياسي و مدني ايران قابلمقايسه با هيچ كشور ديگري در منطقه نيست.
لاريجاني از دولت روحاني به عنوان دولت پسا فتنه ياد كرد و افزود: آقاي دكتر روحاني «دوره پسافتنه» را كليد زدند. البته فرد مناسبي هم براي اين كار هستند، يعني كسي است كه هم مورد احترام جناح اصلاحطلب و هم مورد وثوق جناح اصولگراست و خاستگاه جناح اصولگرا را با خود دارد. او در حرفهايش گفته كه اتفاقات گذشته را ناديده بگيريم و بگذريم. چارچوبهايي كه گفتهاند قانون پايه است، شوراي نگهبان پايه است، رهبري ستون خيمه است و نظام جمهوري اسلامي اساس است، منطقي است. در اين چارچوب ما بايد دوره «پسافتنه» را شروع كنيم. لاريجاني تصريح كرد: از نظر من فتنه يك كودتاي تمامعيار بود كه هماهنگيهاي زيادي عليه نظام اسلامي داشت. شعار فتنه اين بود كه ميخواهد نظام اسلامي را به يك نظام سكولار ليبرال تبديل كند. البته پشت آن ديكتاتوري سكولار بود و با يك تحرك كاملاً كودتاگونه بهمعناي دقيق كلمه. اما چرايي اين اتفاق، مهمتر است. جريان اصلاحات يك جريان سياسي در كشور ما است كه در درونش انحرافي پيدا شد. گروهي از انقلاب بريدند و از ماهيت اصلي انقلاب كه تشكيل يك نظام مدني ــ سياسي بر اساس فكر اسلامي است، دست كشيدند و دنبال يك نظام سكولار افتادند. گفتند دين پروسهاي مخصوص به حوزه خصوصي است ولي بايد سپهر حوزه عمومي كه شامل حكومت است، سكولار باشد. اين جناح سياسي اين انحراف را بعد از انقلاب، نتوانست مهار كند.
وي در ادامه گفت: از لحاظ تحليل سياسي بد نيست جناح اصولگرا را نيز تحليل كنيم؛ جناح اصولگرا هم سابقه قديمي انقلابي و حتي قبل از انقلاب دارد و آنها قوياً به اين تجربه بزرگ ملت ما معتقدند. جريان اصولگرا در زمان آقاي احمدينژاد شاهد ظهور يك جريان انحرافي بود كه البته نوعش، نوع سكولاريزم نبود و ژست مدرنيته نداشت، اگرچه آنها هم (اصلاحات) مدرن نبودند و نشخوار هزاربار جويده دوره رنسانس را بهعنوان چيزهاي مدرن تحويل ميدادند.
مسيري كه آقاي احمدينژاد و مشايي طي كردند، انحرافي از نوع غلات بود. انحراف بود و البته بايد بگويم كه اين غير از مسئله هيئت دولت است. در اينجا نكتهاي را ميگويم كه ميخواهيم نحوه عمل اصولگرايان را ببينيم؛ اصولگرايان نهتنها خود را به انحراف نسپردند بلكه همه بسيج شدند براي اينكه جلوي انحراف را بگيرند و محور اين انحراف نشدند؛ البته بهايش را هم پرداختند و رياستجمهوري را واگذار كردند.
لاريجاني در ادامه اين گفتوگو در پاسخ به سؤالي درباره سياست خارجي و اينكه برخيها اين حوزه را شاهكليد مشكلات معرفي ميكنند، گفت: من برداشتم از «كليد» اين نيست و كليد يعني با كليد تدبير و فكر و حسابگري ميتوانيم مشكلاتمان را حل كنيم، برداشتم از نظر آقاي روحاني اين است. اما نقش روابط خارجي ما در مسائل ما چيست؟ دو جور نقش داريم؛ يكي مشكلات ما چقدر مربوط به جريان دشمنيها و تخاصم غربي است. من معتقد هستم 80درصد مشكلات ما در امر اقتصادي و معيشتي مربوط به عدم مديريت درست است، 20 درصد آن مربوط به فشارهايي است كه وارد شده. ، اين را با دقت ميگويم. من معتقد نيستم «كم» بد است بلكه «بينظمي» بد است. يعني ميتوانيم به مردمان بگوييم كه دشمن به ما اين فشار را وارد كرد، محصولاتمان اينگونه است و با اين نظم و ترتيب با يكديگر ميخواهيم عمل كنيم. با اين كار رفتار خوبي از مردم خواهيم ديد اما ما اين كار را نميكنيم.
از لحاظ تأثير در وضعيت فعلي، بهنظرم نقش تخاصم دشمن حدود 20 درصد است لذا اگر دولتمردان خوب عمل كنند، اقتصاد ما منضبط ميشود. بين انضباط در اقتصاد و اقتصاد شكوفا فواصلي است. قدم اول انضباط اقتصادي است. اما اينكه مسائل ما چگونه حل ميشود و شاهكليدش در رابطه با غرب يا امريكاست، خطاي بسيار بزرگي است. اين همان چيزي است كه غربيها ميخواهند ما را به آن سمت بكشانند.