کد خبر: 608214
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۸
خود رديابي، سامانه ديجيتالي شمارش و نظارت رفتارهاست كه موافقان و مخالفانش را در غرب پيداكرده است
صالح سليماني

«امروز چهار بار با تلفن صحبت كردم، با ميانگين 24دقيقه براي هر تماس. آخرين مكالمه تلفني‌ام 22دقيقه و 23 ثانيه طول كشيد. دقيقاً 45 دقيقه و 10ثانيه زمان برد تا از محل كارم به خانه برگردم. ثانيه‌ها را از طريق گوشي هوشمندم شمارش كردم. ديروز 8 دقيقه و 45 ثانيه دويدم. نتوانستم تلافي برنامه امروزم را بكنم كه قرار بود 10هزار قدم پياده‌روي كنم. به 4 هزار قدم بسنده كردم. به لطف دستگاه Kindle دقيقاً 45درصد كتاب غيرداستاني دوستم را مطالعه كرده‌ام. من مي‌توانم نفسم را به مدت 59 ثانيه نگه دارم؛ هميشه فكر مي‌كردم گنجايش ريه‌هايم بيشتر از اين حرف‌ است اما كرونومتر ساعتم خلاف اين را ثابت كرد. زمان بهينه خواب شب من 7 ساعت و 20دقيقه است و هر شب دو بار از خواب مي‌پرم. اين را مچ‌بند جديدم كه زمان و شدت خواب را اندازه مي‌گيرد به من آموخت. حال به طور حتم مي‌دانم آنچه را كه تا پيش از اين فرض مي‌كردم: خواب من هميشه سبك است مگر آنكه آمبين (قرص درمان بي‌خوابي) مصرف كنم. به زندگينامه من خوش آمديد، به سبك 2013. نسبت به 20 سال پيش، بيشتر از آنچه تصور مي‌شد داده در بر دارد».

اين تنها بخشي از يك وسواس فكري مردمي در سطح ملي براي افرادي است كه به معناي واقعي كلمه روزشمار نصب كرده‌اند. بر اساس يك نظرسنجي سراسري كه اخيراً در امريكا به چاپ رسيد، هفت نفر از هر 10 شهروند امريكايي از هر ابزار و نرم‌افزار در دسترس براي اندازه‌گيري فعاليت‌هايشان در شبانه‌روز استفاده مي‌كنند. در ميان 3 هزار بزرگسال نظرسنجي شده، محبوب‌ترين مؤلفه‌هاي قابل اندازه‌گيري وزن و رژيم غذايي هستند. يك سوم افراد نظرسنجي شده عناصر بيشتري از سلامت دروني خود را نيز اندازه‌گيري مي‌كنند، از فشار خون گرفته تا قند خون. در حالي كه عده زيادي اين داده‌ها را تنها به خاطر مي‌سپارند، نزديك به 50 درصد نيز اين اعداد را با استفاده از فناوري يا بر روي كاغذ ثبت و ضبط مي‌كنند. طبق گزارش انجمن لوازم برقي مصرف‌كنندگان، در سال 2012 ورزش و تناسب اندام امريكا يك تجارت 70 ميليارد دلاري بود و در اوايل امسال، شركت ABI گزارشي را منتشر كرد كه بيان مي‌داشت تا سال 2018، سالانه حدود 485 ميليون دستگاه اندازه‌گيري ـ از ساعت ‌تا عينك‌هاي هوشمند ـ روانه بازار خواهد شد. اين يك تغيير تدريجي است براي دكتر شخصي خود شدن. بعضي عقيده دارند كه تنها افراد مبتلا به ديابت براي بقا نياز به اندازه‌گيري قند خون ندارند. با اين حال، مباحث جاسوسي اطلاعات مجدداً به نگراني اصلي بعضي ديگر منجر شده است.

فناوري هيچ تعهدي در قبال سوء استفاده‌هاي شخصي ندارد

ـ برايان شلتر، نويسنده روزنامه نيويورك تايمز

اگر داستان زندگي ما به يك جعبه كفش پر از عكس‌هاي قديمي محدود مي‌شد (كه ممكن بود فرضاً در يك سيل يا آتش‌سوزي از بين برود)، حال با دستگاهي به نام Fitbit، حسگر كفش Amigo در سالن ورزش، دستبندBasis، سيستم‌هاي مونيتورينگ داخل سالن، عينك گوگل و ديگر دوربين‌هاي پوشيدني براي فيلمبرداري و ضبط فعاليت‌هاي يك «اول شخص» خاطرات‌مان را تداعي خواهيم كرد. ما اين اطلاعات را به بهانه سلامتي، دانش شخصي، سامان‌دهي يا بهره‌وري جمع‌آوري مي‌كنيم و عقيده داريم كه براي خودشناسي نياز به دانستن چنين مؤلفه‌هايي هست.

ـ گرين هال 26 ساله، برنامه‌نويس اهل سان فرانسيسكو

حدود 7 سال است كه گروه QS را ـ كه تمرين‌تمركزحواس براي اندازه‌گيري هر چه دقيق‌تر داده‌هاست ـ تشكيل داده است. او وزن هر روزش را در يك دوره 10 روزه و پس از ورزش اندازه مي‌گيرد. به گفته خودش، ابتداي هر روز مي‌دانم كه چقدر وزن كم يا اضافه كرده‌ام، چه ميزان استرس داشته‌ام يا خوابم كافي نبوده است. او سند متني طولاني را هم تحت عنوان «خوانده، انجام شده و به پايان رسيده» به‌روز رساني مي‌كند كه به عنوان مثال شامل كتاب‌هايي مي‌شود كه در هر سال مي‌خواند. در سخنراني معروفي در انجمن TED، نويسنده ‌گري وولف اطلاعاتي كه از خودش جمع‌آوري مي‌كند ـ در طول خواب شب چند بار از خواب مي‌پرد، تعداد ضربان قلبش در دقيقه، ميزان كافئين مصرفي روزانه ـ را گونه‌اي از دانش شخصي ناميده است. «خود رديابي» (يا اندازه‌گيري مستمر فعاليت‌هاي روزانه) به عقيده او باوري است كه هر چه جزئيات عددي روزمرگي خود را بيشتر بدانيم، ارتقاي سطح كيفي زندگي آسان‌تر خواهد بود.

برخي از اين داده‌ها كاربردهاي وسيعي دارند. به فرض مثال اگر پيگير غذاي مصرفي و هضم شده بدن‌مان باشيم، ديدن اعداد ممكن است به بهبود خورد و خوراك‌مان كمك كند. اگر پيگير سطح قند خون بدن باشيم، حفظ و كنترل بهتر آن ممكن مي‌شود. در مثالي ديگر، به تازگي حسگر بي‌سيم كوچك و مخصوص آسم ساخته شده كه با تعبيه شدن در اسپري‌هاي آسم، محل قرارگيري فرد در خطر حمله آسمي را مشخص مي‌كند. اين مي‌تواند به پزشكان در فهميدن تأثيرات گونه‌هاي گياهي مختلف و آلاينده‌هاي موجود در هوا به بيماران آسمي كمك شاياني كند. مسلم است كه تمامي افراد، از بدنسازهاي دهه 50 قرن 20 ميلادي تا وقايع‌نگارهاي وسواسي قرن 18 مي‌توانند پيشگامان QS لقب بگيرند اما گرايش دسته جمعي به «خود رديابي» يك ايده معاصر است و تنها پيشرفت فناوري است كه تعيين‌كننده حد و مرز آن است. اما شايد موافقان يك چيز را فراموش كرده باشند. چه بلايي سرمان مي‌آيد اگر نتوانيم دست از سر اين چرتكه‌هاي بي‌پايان ديجيتالي برداريم؟

خود رديابي، راهي براي متخصص خود بودن

هر طرف كه بچرخي تلفن‌هاي همراه را مي‌بيني. اين ماسماسك‌ها اغلب براي هر كاري به كار مي‌روند جز وظيفه اصلي آنها كه برقراري تماس است. ميلياردها انسان در سراسر دنيا با دسترسي به تلفن‌هاي همراه جرياني از عكس، فيلم، صدا و حتي اطلاعات دارويي و حياتي بدن (خود رديابي) را پديد مي‌آورند و در مجموع، روزانه نزديك به 3 ميليارد ايميل مي‌فرستند. كنت كوكير، نويسنده «داده‌هاي بزرگ» ـ كتابي راجع به گردآوري، ذخيره و تجزيه و تحليل داده‌ها در مقياس بزرگ ـ مي‌گويد داده‌هاي بزرگ تنها مربوط به اندازه نمي‌شود، درباره انجام كارهاي جديد با داده‌هاست. ما مصالحي را درباره خودمان جمع‌آوري مي‌كنيم ـ تنفس يا ضربان قلب ـ كه تا پيش از اين دنبال نمي‌كرديم. خود رديابي راهي براي متخصص خود بودن است، آن هم در عصري كه مطالعات مي‌تواند درصد و احتمال‌هايي از تأثير داروها تا گرايش رأي ما در انتخابات را بگويد، اما نمي‌تواند درباره خود شما به طور خاص چيزي بگويد. اين براي جارون لانيير، دانشمند كامپيوتر و نويسنده كتاب «آينده متعلق به چه كسي است؟» به لحاظ اجتماعي مي‌تواند بسيار سازنده باشد كه افراد عادي مجبورند همانند دانشمندان تعصبات خود را به چالش بكشند و ادراك خود را دستخوش يك پاكسازي كامل قرار دهند. علاوه بر اين، لانيير ادعا كرده است كه تا پيش از اين تفاوت چنداني با يك نابينا نداشته و اكنون ارزش چيزهايي كه وارد بدن او مي‌شود بهتر مي‌داند. حال، او در اوايل دهه ششم زندگي خود به سر مي‌برد و مي‌گويد به تازگي پس از اين همه سال ياد گرفتم كه چگونه از بدنم استفاده كنم. كنت كوكير عقيده دارد كه خود رديابي راهي براي مواظبت از خود است. به گفته او در گذشته متخصصان آزمايشات وسيعي را براي تنظيم خواب افراد و تعيين ميزان خواب بهينه انجام مي‌دادند اما حال، با يك اسكناس صد دلاري و به وسيله دستبند UP اين كار به راحتي هر چه تمامتر ممكن شده است.

اين بيشتر به حماقت شبيه است تا ذكاوت

شايد عده‌اي نخواهند كه دكترها به آنها بگويند چه كاري بايد انجام بدهند و چه چيز يا چيزهايي توفيري به حال سلامتي‌شان ندارد. جدا از اين، 40درصد طرفداران خود رديابي عقيده دارند كه اين شيوه به آنان آموخته است تا سؤالات جديدي از دكترشان بپرسند يا در خوردن مواد غذايي معمول تجديد نظري بكنند. براي كوكير، نيمه خالي ليوان در صحبت از انجمن QSهمان ماليخوليا يا اضطراب و انديشه بيهوده راجع به سلامتي خود است. اگر اين افراد به طور مداوم بر سلامتي‌شان نظارت داشته باشند، ممكن است در مواجهه با «نويزهاي داده‌اي» يا اشتباهات عددي دچار توهم بيماري شوند. يك روانشناس نيويوركي به نام استيون ريزنر در پاسخ به چگونگي اثرات اين نظارت‌هاي روزمره بر بيماران خود عنوان كرده است كه هميشه مانع جمع‌آوري داده‌هاي اين چنيني شده است. به گفته او نمونه حاد آن زن و شوهري بودند كه به دليل متناسب نبودن داده‌هاي آنها با يكديگر، به بن‌بست زندگي زناشويي خود رسيده بودند. احتمال آن وجود دارد كه بازي با تمام اين اعداد بتواند به خوراك و كنار گذاشتن عادت‌هاي بد غذايي كمك كند اما حالت معكوس آن نيز وجود دارد: به هر حال، اندازه‌گيري وسواسي بدن مي‌تواند نشانه پايه‌اي كم‌اشتهايي يا پرخوري باشد. همان گونه كه متخصصان تغذيه عنوان كرده‌اند ازدياد دستگاه‌هاي اندازه‌گيري به گونه راديكالي تاثيرات كم‌اشتهايي بر بدن را چند برابر كرده است. در اين ميان، سلب حريم خصوصي هم خود معضل ديگري است. يك شركت انگليسي از كارمندهايش درخواست كرده است تا عينك‌هاي قابل نظارت از طريق رايانه به چشم خود بزنند تا متوجه ميزان سلامت زيستي خود باشند اين بيشتر به حماقت شبيه است تا ذكاوت. امريكايي‌ها به زبان بي‌زباني مي‌گويند اگر از زمره «خود رديابان» هستي، به فرستادن اطلاعات به افرادي مشغول هستي كه در كوچكترين نمونه ممكن است امتياز بيمه درماني را از شما بگيرند يا در بزرگترين نمونه، از آن با اهداف جاسوسي استفاده كنند. به گفته لانيير با ارسال هر داده جديد، خود را آسيب‌پذيرتر از قبل كرده‌ايم. اگر به موج QS پيوسته باشيم، اين داده‌ها در كنار تمام اطلاعات استخراجي ديگر از ايميل‌ها و جستجوهاي گوگل، تا حسگرهاي موجود در سيستم‌هاي آبي، ايمپلنت‌هاي پزشكي و دوربين‌هاي ترافيك شهري و غيره قرار خواهد گرفت. تنها يك يا دو ماهي بيشتر نيست كه از رسوايي جاسوسي سرويس‌ها و شركت‌هاي اينترنتي مي‌گذرد. با اين حال، عده‌اي كماكان مشغول توليد داده‌هاي حتي دقيق تر از قبل هستند.

وداع با نوستالژي‌ها

برخي معتقدند QS به شما امكان طراحي زندگي‌تان را مي‌دهد كه بتوانيد هر گونه كه مي‌خواهيد آن را تغيير دهيد. اگر شما كار آزاد داشته باشيد، آن را بدون ساختار و كم‌دردسرتر مي‌دانيد. QS به شما فرصت تازه‌اي براي به افسار كشيدن زندگي را مي‌دهد. اين صحبت موافقان است. لانيير در پاسخ مي‌گويد خود رديابي دو خطر عمده دارد: يكي، به خطر انداختن حريم خصوصي است و ديگري، محدود كردن علاقه‌مندانش است. اندازه‌گيري وسواسي زندگي از انسان‌ها رباتي بيش نخواهد ساخت.

شايد براي قضاوت راجع به QS خيلي زود باشد. يادگار كودكي‌هاي ما زماني به كنده‌كاري‌هاي روي اسباب بازي‌ها يا عكس فوتباليست‌هاي محبوب، لباس‌هاي خاطره‌انگيز و حتي كارت‌هاي پستال ختم مي‌شد. در آينده، اين مي‌تواند به وسيله الگوهاي خواب يا سوابق تنفسي ما جايگزين شود. آيا تعداد نبض‌هاي سال‌هاي نوجواني مي‌تواند جاي اسباب‌بازي‌هاي كوكي يا بازي‌هاي پلي‌استيشن و Xbox را بگيرد و در عين حال شيريني‌اش را حفظ كند؟ نمي‌دانم. تنها مي‌دانم كه خود رديابي دير يا زود به مد نسل جديد تبديل خواهد شد. امروز از آن تحت عنوان اندازه‌گيري داده ياد مي‌شود، فردا حافظ سلامتي لقب خواهد گرفت. در آينده اين تنها مختص عده‌اي نخواهد بود. متعلق به همه ما مي‌شود.

منبع:

NEWSWEEK WEEKLY MAGAZINE

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها