کد خبر: 607714
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۱
يك راننده آژانس در گفتگو با جوان:
يكي از شاخصه‌هاي زندگي به شيوه اسلامي و ايراني، انتقادپذيري و انتقاد سازنده از خود و ديگران است چراكه انتقادپذيري و «خودانتقادي» يكي از نشانه‌هاي نداشتن تفرعن، خودبزرگ بيني و خود بي‌نقص‌بيني است.
 انتقاد از خود و انتقادپذيري سبب مي‌شود كه نقاط ضعف، كاستي‌ها و نقاط قوتمان را آگاه شويم و با يك شناخت دقيق از خودمان و توانمندي‌هايمان، براي رسيدن به موفقيت، يك برنامه‌ريزي منطقي و اثربخش داشته باشيم. اين حق ماست كه قله‌هاي موفقيت را فتح كنيم پس لازم است كه در وهله نخست، انتقادپذير باشيم و روحيه «خودانتقادي» را در انديشه و رفتارمان پرورش دهيم. ستون «دست به نقد» هر هفته به سراغ يكي از مشاغل
( دولتي، حاكميتي و آزاد) يا به سراغ عناوين و موقعيت‌هاي غيرشغلي مي‌رود و با يكي از نمايندگان اين مشاغل و موقعيت‌ها در فضايي بي‌پرده به گپ‌وگفت مي‌نشيند. در اين ستون هم با خودمان، هم با مسئولان و مشاغل و هم با شما عزيزان بي‌تعارف خواهيم بود. قطعاً همراهي شما انگيزه بخش ما خواهد بود.
 

محمد نيكنام| در خانه مي‌نشينيم و تلفن را برمي‌داريم و شماره تاكسي سرويس را مي‌گيريم، از متصدي آژانس يك ماشين مي‌خواهيم و يك كمي هم كه آژانس سوارتر شويم، بعضاً نوع ماشين را هم خودمان انتخاب مي‌كنيم. سفارشات آنچناني مي‌دهيم كه مثلاً ماشين كولر داشته باشد يا پيكان نباشد. البته آژانس فقط يك نوع خدمت‌رساني لوكس و فانتزي نيست بلكه يكي از خدمات اجتماعي است؛ از سرويس جا مي‌مانيم و مي‌خواهيم سر وقت سركار حاضر شويم، مشكلي پيش آمده نمي‌توانيم كودكمان را از مدرسه بياوريم يا مريض شده‌ايم و مي‌خواهيم به درمانگاه برويم و خلاصه كه اين شغل هم براي خودش كلي كاركرد دارد. آژانس، راننده خوش‌اخلاق و بداخلاق يا باانصاف و بي‌انصاف دارد. راننده دارد كه انگار دارد بار بلور حمل مي‌كند و راننده دارد كه تا به مقصد برسيم آنقدر گاز و ترمز را مي‌گيرد و ول مي‌كند و آنقدر باهيجان رانندگي مي‌كند كه ترن هوايي و تونل وحشت پارك ارم بايد بيايند جلويش لنگ بيندازند! براي آشنايي بيشتر با اين شغل يكي از اين رانندگان آژانس را راضي كرديم كه بي‌پرده در مورد كارش با ما حرف بزند. اين جوان 27 ساله، دو سال است كه ازدواج كرده است.

خودتان را معرفي مي‌كنيد؟

احسان شعباني؛ راننده آژانس. آژانس نوعي مسافركشي است اما كمي باكلاس‌تر! (مي‌خندد)

از كارتان راضي هستيد؟

بله اين كار هم براي خودش سختي‌ها و زيبايي‌هايي دارد. در مجموع چون يك كار خدماتي است و به مردم و جامعه ضربه نمي‌زند كار خوبي است.

معمولاً بر اساس چه استانداردي كرايه‌ها را محاسبه مي‌كنيد؟

من معمولاً بسته به نوع سرويسي كه مسافر مي‌خواهد كرايه را حساب مي‌كنم.

يعني چه جوري؟

مثلاً يك نفر مجبور است ماشين بگيرد تا كارش را انجام دهد، در آن وقت سعي مي‌كنم طبق نرخ البته با نيم‌نگاهي به تورم موجود و نرخ ارز و طلا كرايه را حساب كنم و جانب انصاف را نگه دارم اما خيلي از اوقات مشتري از روي شكم سيري ماشين مي‌خواهد كه با توجه به ميزان شكم سيري مشتري نرخ ما هم بالا و بالاتر مي‌رود (با خنده). يكي زنگ مي‌زند مي‌گويد مثلاً يك بسته سيگار و يك بطري نوشابه بخر و بيار در خانه. مي‌روم مي‌خرم و مي‌برم زنگ آپارتمان را مي‌زنم، مشتري مي‌گويد بيار بالا! مي‌گويم چشم! مي‌روم بالا مي‌بينم يك آقايي چهار برابر هيكل من مي‌آيد سفارشش را از من مي‌گيرد! خوب در اين مواقع هرچه كه جا داشته باشد كرايه را بيشتر مي‌گيرم!

يعني دولا پهنا حساب مي‌كنيد؟

بله همين طور است.

به نظرتان اين كار درست است؟

خب، وقتي خود اين آدم ثروتمند راضي باشد اين پول را بدهد چه اشكالي دارد؟!

مگر شما دستگاه نامرئي رضايت‌سنج داريد كه بفهميد قلباً راضي هست يا نه؟

اگر راضي نباشد به زبان مي‌آورد.

اما بعضي‌ها خجالت مي‌كشند يا در اصطلاح رويشان نمي‌شود به زبان بياورند.

اشتباه مي‌كنند. بايد به زبان بياورند.

مسافرها از كار و رانندگي شما راضي‌اند؟

معمولاً بله؛ اما گاهي كه مسافر هم بدقلق است و من هم خسته‌ام، اخلاقم بد مي‌شوم.

يعني چطور؟ بدقلقي مسافر يعني چي؟

مثلاً مسافر در يك خيابان شلوغ مي‌خواهد پياده شود وقتي با كلي دردسر به مقصد مي‌رسيم، مسافر مي‌گويد دور بزن، دور كه مي‌زنيم وقتي بعد از 45 دقيقه به آن ور خيابان مي‌رسيم، خانم مسافر دقيقاً زيرپل عابر پياده مي‌شود؛ آن هم همان پلي كه پله برقي هم دارد! وقتي هم كه اعتراض مي‌كنيم كه چرا آن طرف خيابان پياده نشديد مي‌گويد آژانس گرفتم كه هر جا دلم خواست پياده شوم! وقتي هم كه هزار تومان بالاتر مي‌گيريم كلي غر مي‌زند كه اين خيابان كرايه‌اش فلان است و تو داري بهمان مي‌گيري.

فكر مي‌كني كرايه‌اي كه مي‌گيري حلال است؟

شايد همه‌اش حلال نباشد اما بيشترش حلال است و آن قسمتش كه حلال نيست و مسافر با نارضايتي مي‌دهد مي‌گذارم براي كميسيون! و با آن پول نه بنزين مي‌زنم كه ماشينم خراب شود و نه مي‌خورم كه خودم مريض شوم!

كميسيون؟

ما بايد 20 درصد از كاركردمان را به صاحب آژانس بدهيم. من هم هرچه كه از مسافر اضافه‌تر مي‌گيرم مي‌دهم به صاحب آژانس بابت كميسيون.

اين حرف شما يك توجيه و گول زدن خود است! پول شبهه‌دار و ناپاك، براي هر كاري كه بخواهد خرج شود همان حكم را دارد. اگر پول ناپاك را براي كميسيون هم بگذاريد باز ناپاك است. اصل بر اين است كه اصلاً چنين پولي كسب نشود.

شما طوري صحبت مي‌كني انگار خودت همه پول و درآمدت حلال است! خداوكيلي همه درآمدت حلال است؟!

اولاً آقاي شعباني عزيز، جواب سؤال را با سؤال نمي‌دهند! ثانياً تمام تلاش من اين است كه درآمدم حلال باشد. برگرديم به مصاحبه. اگر كسي به كرايه‌اي كه مي‌گيري اعتراض كند چه كار مي‌كني؟

خب، معمولاً كرايه تاكسي و پول نان خيلي تو چشم است و نمي‌دانم چرا بعضي‌ها براي پرداختش مو را از ماست بيرون مي‌كشند! حالا همين آدم‌ها مي‌روند پيش دكتر براي سه دقيقه ويزيت، دو برابر نرخ مصوب پول مي‌دهند و كلي هم زير ميزي پرداخت مي‌كنند اما وقتي مي‌خواهند كرايه بدهند يك دانه يك ريالي را محاسبه مي‌كنند! من هم كه دنبال دردسر نيستم. اگر بهانه‌اي نداشته باشم كه اضافه بگيرم و جواب مدير آژانس را بدهم كوتاه مي‌آيم. البته هيچ زماني كرايه‌ها متناسب با بقيه اجناس و هزينه‌ها بالا نمي‌رود و نمي‌دانم چرا مديران محترم همه چيز را گران مي‌كنند اما كرايه‌ها آخرين گزينه است كه شايد گران شود؛ تازه وقتي كه گران شد همه صدايشان درمي‌آيد اما يك نفر نمي‌گويد چرا ماست گران شده؟!

آژانس چه محاسني براي مسافر دارد؟

آژانس امن‌تر است. يا اگر چيزي و وسيله‌اي از مسافر جا بماند جاي نگراني نيست. ما هم با تمام توان هرچه را كه در ماشين باشد امانت حساب مي‌كنيم و به هر حال ناموس مردم هم با امنيت كامل به مقصد مي‌رسد.

پيش مي‌آيد كسي مثلاً با لباسي كه زياد مناسب نباشد سوار ماشين شود؟

خب، بله اتفاق مي‌افتد كه لباس مسافر مناسب نباشد. بعضي‌ها مشخص است كه آدم‌هاي آبروداري هستند و اساساً آژانس گرفته‌اند چون لباس مهماني به تن دارند اما برخي هم متأسفانه كلاً بدلباسند.

عكس‌العمل يك راننده آژانس در برخورد با چنين مواردي چطور بايد باشد؟

به نظر من، نه فقط راننده آژانس، بلكه هر كسي در هر جايگاهي، بايد زن و خواهر و مادر و دختر ديگران را ناموس خودش بداند. كسي كه هرز بپرد، هرزگي در خانه‌اش را مي‌زند. البته خانم‌ها هم خودشان بايد رعايت كنند و كاري نكنند كه افراد چشم‌چران و بي‌حيا مزاحم آنها شوند و به آنها بي‌حرمتي كنند.

پيش آمده مسافر در ماشين شما مرتكب خلاف شود؟

بله پيش آمده و مي‌آيد! مثلاً آدم‌هاي معتاد يا بعضاً بي‌ادب كه احساس مي‌كنند ماشين را خريده‌اند زياد به پست ما مي‌خورند؛ من هم تا جايي كه بتوانم خودم را به نفهميدن بزنم صبر مي‌كنم تا شر آن مسافر كم شود و ديگر آن سرويس را نمي‌روم.

اگر بخواهي از آژانسي‌ها انتقاد كني به چه مواردي اشاره مي‌كني؟

مثلاً نوبت راننده‌ها جابه‌جا مي‌شود يا اينكه مسافر را جابه‌جا مي‌كنند. بعضي وقت‌ها هم مجبوريم كه مسافر را معطل كنيم! يعني مثلاً آژانس ماشين ندارد اما متصدي آژانس براي آنكه مسافر را از دست ندهد به دروغ مي‌گويد كه مثلاً «5 يا 10 دقيقه ديگه آژانس دم منزل شما مي‌رسد»! بعد هم وقتي مثلاً مسافر بعد از 15 دقيقه زنگ مي‌زند كه ماشين نرسيده و معطل است، باز دروغ مي‌گويد: «ما همان موقع فرستاديم! احتمالاً ترافيك بوده.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار