
همه چيز از سال 87 و تغييرات به قول سيد ضياء هاشمي، رئيس جامعه صنفي تهيهكنندگان، عجيب و غريب در اساسنامه خانه سينما شروع شد. تا قبل از اعمال اين تغييرات كاملاً هدفمند، برنامهريزي شده و البته دكوپاژ شده در حال پياده سازي، قرار بود خانه سينما، محملي براي هم افزايي و تشريك مساعي بهتر در ميان اصناف مختلف و فعال در حوزه سينما، البته به اميد محقق شدن منظرگاه و چشمانداز سينماي تراز جمهوري اسلامي ايران باشد. اميدهايي وجود داشت مبني بر اينكه برخي از اين آمال و اهداف تا كنون كه بيش از 34 سال از پيروزي انقلاب اسلامي كشورمان ميگذرد، بر پيكر توليدات سينمايي كشوري در سطح ايران اسلامي جامه تحقق بپوشاند، اما نگذاشتند!
عدهاي براي هرچه گشادتر شدن دهانه جيبشان به منظور بلعيدن بيحد و حصر بودجههاي متنوعي كه با نيت كمك به صنوف فعال در سينماي ايران كه از جانب بخشهاي مختلف به سمت خانهاي مسمي به نام «خانه سينما» سرازير ميشد. اما خروجي اين كوه پر مدعا هر از چندگاه، موشي در حد و اندازه «پوپك و مش ماشاالله» يا «بعدازظهر سگي سگي» بود! سال 87 ايامي را به خاطر دارد كه اعضاي هيئت مديره(البته چند نفر از افراد خاصه خوار) اين كوهِ موشزا، اساسنامه قانوني را بر مدار خواستهها و اهداف خويش تغيير دادند و يك اساسنامه مجعولي را با حذف بندهاي قانونگرايي و نيز با كمك و همت كارشناس ثبت شركتها البته با سبك و سياق رايزني ويژه! (بنا بر ادعاي اعضاي هيئت مديره خود خوانده) به تأييد رساندند و آن را مبناي اقدامات خلاف قانون و ساختارشكنانهشان قرار دادند. سال 88 پس از بروز فتنه معروف اين گشاده جيبان! سعي كردند با توليد چند بيانيه در باب حمايت از فتنهگران و معاندان نظام مقدس كشورمان و همچنين به خاطر زمينهسازي براي اخذ كارتهاي «گرين» و... و خوشآمد اربابان چشم رنگي جشنوارههاي پر سر وصدا، زمينههاي انحلال و تعطيلي دائم خانه صنوف فعالان سينما را به وجود آورند.
قلبكنندگان اساسنامه قانوني به شكلي مجعول پس از يك سكوت چند ساله و مصادف با روزهاي پاياني عمر دولت دهم فرصت را براي مظلومنمايي و دروغ پراكني به اميد آلزايمر عمومي مراجع قانوني و مردم را نيكو و خوب تعبير كردند، اما زهي خيال باطل كه قمر در عقربي ناميمون را انتخاب كردند! سعي كردند با گرفتن و تراشيدن واسطه، مزه دهان رئيسجمهور منتخب را تست بزنند تا شايد با كشاندن دعواي جعلي و زياده خواهيشان به دولت آينده بار خود را ببندند. اما فرياد وا اسفايشان زماني به آسمان رفت كه از اخم و گره ابروي رئيسجمهور منتخب اطلاع پيدا و سعي مجددشان براي دخيل بستن به دولت دهم را شروع كردند. چه اينكه با پيش كشيدن پاي رئيس دولت دهم هم نتوانستند به اعمال خلاف قانون خود جلوه حق بجانب بدهند، چراكه بعد از كش و قوسهاي بسيار، توافقنامهاي با محوريت چند بند ظهور پيدا كرد كه بر خلاف سروصداهاي دروغين مجعولان اساسنامه، هيچ سهمي را براي آنها به عنوان ماترك و ميراث از خانه سينما قائل نبود. پس از اردوكشي خياباني و به ميدان فرستادن شعبان بيمخهاي هم پياله، سعي كردند براي مخالفانشان خط و نشان بكشند و بگويند(قريب به مضمون) اين دولت تمام ميشود و بعد ما ميمانيم و شما! اما صنوف قانوني و تمامي قانونگرايان و مطالبهگران حقوق حقه صنفي اعلام كردند كه حاضر به پذيرش ولايت طواغيت زيادهخواه هيئت مديره خانه منحله نيستند و از طرفي هم رئيس دولت دهم در پاسخ به نامههاي دهانگشادشان مجدداً تأكيد بر توافق نامهاي كرد كه بر اساس آن مجبور بودند همان راهي را كه صنوف قانوني براي تأييد طي كردهاند، بروند.
اين اعضاي از مادر هيئت مديرهزادهشده پس از چند روز سكوت و رخوت بيانيهاي خطاب به دولت آينده و مديران آتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صادر كردهاند كه «نسبت به تأسيس و راهاندازي نظامات شبه صنفي در اين روزهاي انتقالي حساس باشند و اجازه ندهند كه سهم خواهان و رانتجوياني كه هشت سال شيره مادي سينماي ايران را مكيدند از در ديگري وارد شوند!؟» از طرفي هم سيد ضياء هاشمي، رئيس جامعه صنفي تهيهكنندگان در نامهاي به نيكي جواب اينها را در چند جمله كنايي داده است. هاشمي نوشته است:« به لطف پروردگار و همچون مَثلِ قديمي ماه و ابر، بيشك در آيندهاي نزديك بر همگان آشكار خواهد شد كه متأسفانه احدي از اعضاي خانه سينما با پذيرش مأموريتي، نان را به نرخ روز معامله كرد و به همه ساكنين خانه خيانت نمود و نهايت خانه را به سمت اضمحلالِ از درون، سوق داد كه با تأسف فراوان بايد بگويم... بگذريم.»