در پي اعلام از سرگيري مذاكرات سازش ميان تشكيلات خودگردان و رژيم صهيونيستي كه در پي ششمين سفر خاورميانهاي جان كري وزير امور خارجه امريكا به اردن و رامالله بدون ديدار از فلسطين اشغالي صورت گرفت، پارلمان اين رژيم دو هفته قبل طرح تخريب 35 روستاي فلسطيني در صحراي نقب با نزديك به 40 هزار سكنه را به تصويب رساند. اين مصوبه كه موجي از اعتراضات را در فلسطين و حاميان آن در خارج از اراضي اشغالي به راه انداخته اين سؤال را مطرح كرده است كه آيا اين مصوبه تلاشي در راستاي توافق سازش يا بالعكس گامي براي برهم زدن آن به شمار ميرود؟
گامي در مسير دولت خالص يهودي
از زماني كه آريل شارون رئيس وقت حزب ليكود و نخستوزير رژيم صهيونيستي در اوايل دهه 20 ميلادي در واكنش به درخواستهاي بينالمللي براي تشكيل دولت فلسطيني از دولت خالص يهودي سخن به ميان آورد، رژيم صهيونيستي در مسير تحقق اين هدف گام برداشته و از هر فرصت ممكن در اين زمينه استفاده كرده است. اين كار همچنانكه از شواهد و قرائن موجود بر ميآيد از صحراي نقب استارت خورده است. نقب از آن دسته از مناطق اراضي اشغالي سال 1948 به شمار ميرود كه هنوز بافت جمعيتي خود را حفظ كرده است. در اين منطقه حدود 200 هزار اعراب بدوي زندگي ميكنند كه نيمي از آنها در روستاهايي ساكن هستند كه از طرف دولت صهيونيستي به رسميت شناخته نميشوند. البته به اين افراد مجوز ساخت داده نميشود و آنهايي هم كه از روي ناچاري به ساخت خانه اقدام ميكنند به اتهام نداشتن مجوز از طرف رژيم صهيونيستي تخريب ميشوند. اين رژيم كار تخريب را از چند سال پيش آغاز كرده و در اين راستا در سال 2005 دستور تخريب بيش از 35 هزار واحد مسكوني و در سال 2011 نيز دستور تخريب بيش از هزار واحد مسكوني ديگر صادر شد و از اين لحاظ مصوبه اخير اين رژيم در تخريب 25 روستا با 30 تا 40 هزار سكنه مكمل روند تخريب سالهاي گذشته محسوب ميشود و در عين حال از تداوم اين روند در سالهاي آينده حكايت دارد.
علل يهوديسازي صحراي لميزرع نقب
با وجود اينكه يهوديسازي نقب از همان ابتداي اشغال فلسطين در دستور كار قرار داشته اما در سالهاي اخير به چند علت تسريع شده است. يكي از اين عوامل اين است كه تا پيش از اين شهركهاي يهودينشين واقع در كرانه باختري به عنوان مكاني براي جذب و اسكان مهاجران صهيونيست در نظر گرفته ميشد اما اكنون در نتيجه فشارهاي بينالمللي ديگر امكان ساخت وساز در اين مناطق به سهولت سالهاي گذشته نيست و حتي برچيدن برخي از شهركها نيز در چارچوب مذاكرات سازش اجتنابناپذير خواهد بود. بر اين اساس به نظر ميرسد رژيم صهيونيستي براي جبران خلأهاي ناشي از توقف يا ركود در شهركسازي اكنون به اماكن و مناطق فلسطينينشين اراضي اشغالي سال 1948 موسوم به اسرائيل چشم دوخته است و آن را به تدريج از نقب آغاز كرده است و امكان دارد در آينده به ساير مناطق اعرابنشين نيز گسترش دهد.از ديگر عوامل در اين زمينه بحث مبادله ارضي است كه در چارچوب سازش مورد توافق قرار گرفته است و بر اساس آن قرار است بخشي از شهركهاي صهيونيستنشين واقع در اراضي اشغالي سال 1967 با بخش ديگر از اراضي اشغالي سال 1948 موسوم به اسرائيل مبادله شود و به نظر ميرسد مصوبه اخير كنست تلاشي در جهت مبادله ارضي نيز محسوب ميشود و اين بدين مفهوم است كه رژيم صهيونيستي بخشي از خاك فلسطينيها را با بخش ديگر آن مبادله ميكند. با وجود اينكه تلاشهاي رژيم صهيونيستي براي تغيير بافت عربي و فلسطيني نشين صحراي نقب مسبوق به سابقه است و در سالهاي گذشته نيز رواج يافته اما با توافق براي از سرگيري روند سازش و طرح مبادله ارضي سرعت گرفته و اين نشان ميدهد كه اگر تاكنون روند مذاكرات سازش فلسطينيهاي ساكن كرانه باختري و نوار غزه يا آوارگان فلسطيني را نشانه گرفته بود اما اكنون اعراب ساكن فلسطين اشغالي را نشانه گرفته است كه تعداد آنها امروزه از يك ميليون و 600 هزار فراتر رفته و تنها 200 هزار نفر آنها در نقب زندگي ميكنند.