مهدي قدرتيزاده|
انواع حشرات موذي، ميكروبهاي بيماريزا و سمومي كه ميتوانند تأثيرات جبرانناپذيري بر محيطزيست شهرها بگذارند و مخارج مالي متعددي را به آنها تحميل كنند، كارشناسان و متخصصان مديريت زباله را به اين نتيجه رسانده كه شيوههاي امحا و بازيافت زبالهها را مورد تجديدنظر قرار دهند و راهكارهاي جديدي براي رهايي از اين معضل بيابند.
در حال حاضر شهرهاي جهاني نزديك به 5/1 ميليارد تن پسماند جامد طي هر سال توليد ميكنند. آنها در حقيقت بزرگترين توليدكنندگان زباله جهان هستند و به نظر ميرسد در صورت عدمكنترل شيوههاي مصرف و علاقه بيشتر شهروندان به مصرفگرايي اين رقم تا سال ۲۰۳۰ به دوبرابر ميزان فعلي برسد. بر اساس آمارهاي منتشر شده طي پنج سال گذشته متخصصان به اين باور رسيدهاند كه روند افزايش توليد زباله در شهرها بسيار سريعتر از رشد مناطق شهري جهان است.
هر شهر براي تأمين زيرساختهاي مربوط به امحاي زباله به مبلغي حدود ۴۰۰ ميليون دلار به ازاي هر تن پسماند نياز دارد كه فراهم آوردن آن از عهده بسياري از شهرهاي در حال توسعه كه هماكنون هم از زيرساختهاي شهري ناكارآمدي برخوردارند، خارج خواهد بود. اين شهرها به ناچار رو به استفاده از روشهاي سنتي مانند دفن يا سوزاندن زبالهها در مراكز امحا ميشوند و اين كار تقريباً تفاوتي با رها كردن زبالهها در محيطزيست ندارد.
توسعه شهرنشيني با سرعت زيادي در حال انجام است. پيشبيني ميشود كه تا سال ۲۰۲۵ ساكنان شهرنشين زمين از ساكنان روستانشين آن پيشي بگيرند و در حقيقت نيمي از جمعيت زمين را شهروندان تشكيل دهند. اين دسته به علت برخورداري از سطح رفاه بالاتر و غلبه فرهنگ مصرفگرايي علاقه زيادي به خريد كالاهاي مصرفي دارند و تهيه هر كدام از اين كالاها خود به خود به معناي توليد يك زباله جديد است.
كارشناسان مديريت پسماند ميگويند كه شهرها بايد كنترل زبالهها را از مبدأ در پيش بگيرند و به جاي اينكه بيشتر روي اجراي طرحهاي مربوط به احداث مراكز امحا يا زبالهسوزهاي مدرن و پرهزينه توجه داشته باشند با فعاليتهاي نرمافزاري سعي در تغيير الگوي مصرف شهروندان و كاهش توليد زباله توسط آنها نمايند، به عبارت ديگر شهروندان بايد بپذيرند كه تكتك آنها در ايجاد جامعهاي سالم و ايمن تأثيرگذارند، با اين وجود توليد زباله هيچگاه در شهرها به صفر نميرسد، بنابراين در مرحله بعد بايد سعي شود تا شهرها برنامههاي جدياي را در زمينه ايجاد امكانات و ارائه آموزشها به شهروندان براي تفكيك زبالههاي خانگي از مبدأ به جهت بازيافت و بازگرداندن منابع طبيعي ارزشمند زمين به چرخه مصرف اجرا كنند. در حقيقت هر دو برنامه مورد تأكيد كارشناسان مديريت پسماند تأكيد جدي روي مشاركت شهروندان در حفاظت از شهر و محيط اطراف خود و تلاش مديريت شهرها بر تعامل با آنها دارد.
شهرها همچنين بايد سعي كنند تا مقررات و دستورالعملهاي اجرايي خود در زمينه تعامل با زبالهها را با توجه به نيازها و پيشرفتهاي تكنولوژيك روزآمد نمايند.
آنها بايد به صورت مستقيم با واقعيات روبهرو شوند و اين موضوع را در اولويت برنامهريزيهاي خود قرار دهند، همچنين استفاده از مشوقهاي مالي يا تخفيفهاي مالياتي براي شهروندان همكار در كنترل پسماندها و شركتهاي بخش خصوصي كه در اين حوزه فعاليت خواهند كرد از ميزان فشار وارد آمده بر سامانههاي مديريت پسماند شهري ميكاهد و نتيجه قابل قبولي را براي شهرها به دنبال ميآورد.
چالش پسماندهاي شهري در كنار مشكل گرههاي ترافيكي، آلودگيهاي صوتي يا آلايندههاي كربني يكي از اساسيترين مسائلي است كه بايد با نگاهي همهجانبه با آن برخورد شود. تنها ارائه طرحهاي جامع پرهزينه يا استفاده از فناوريهاي نو نميتواند شهرها را به اهداف پايدارسازانه آنها نزديك كند. تمام برنامههاي زيرساختي شهرها و از جمله مديريت پسماند نياز به برخوردي بلندمدت و پايدارسازانه با در نظر گرفتن تمام جوانب، دامنه چالشها و فرصتهاي در اختيار شهر هستند.