شهر جايي است كه اعمال و كنشهاي روزمره افراد در آن شكل ميگيرد و در آن شهرنشيني به مثابه شيوه زندگي است. در اين ميان فرهنگ و قانونمداري در عبور و مرور بخش زيادي از فرايندهاي كلان اجتماعي و ساختارهاي رفتاري شهروندان را در برميگيرد و عامل انساني در كنار فضاي شهري و ساختار اجتماعي بخش عمدهاي از فرهنگ ترافيكي را شكل ميدهد و بر اين اساس يكي از بسترهاي مهم شهري بحث ترافيك و آمد و شد است.
شهرها گسترش مييابد، جاده و معابر يكي پس از ديگري احداث ميشود و اگر اين فرايند را به مثابه محوري در توسعه شهري در نظر بگيريم، اين محورها در تمامي جهات در حال گسترش است و آنچه به اين محورها جان ميبخشد قانونمداري و نظم و انضباط در عبور و مرور است كه خود سرشاخههاي بسياري را در برميگيرد.
در بحث ترافيك، قوانين و مقررات، ايمني، آموزش و فرهنگسازي، امداد و نجات و رفتار و حقوق شهروندي همواره به معضلات و چالشهاي ناشي از ترافيك توجه ويژهاي صورت ميگيرد و آنچه فراموش ميشود الگوسازي رفتار صحيح شهروندان و كودكان در حوزه ترافيك است.
با وجود اينكه چه از سوي پليس و چه از سوي شهروندان و جامعه و رسانهها همواره حوادث رانندگي و رعايت نكردن قوانين و مقررات و قانون ترافيكي مورد توجه قرار ميگيرد اما سانحه تصادف خودروها، حوادث عابران پياده و رعايت نكردن قوانين راهنمايي و رانندگي در صفحات حوادث روزنامهها و برنامههاي سيما با جذابيت خاص نوشته شده يا به تصوير كشيده ميشود هرچند در پس اين اقدامات هشدارهاي تأثيرگذار نيز نهفته است اما شيوههاي تكراري اينگونه حوادث در ذهن شهروندان و به خصوص كودكان كمتر رفتارهاي صحيح عبور و مرور و ترافيك را جاي ميدهد.
باز هم متأسفانه با توليد انواع و اقسام بازيهاي رايانهاي و لوحهاي چند رسانهاي حتي فيلمها و سريالهاي تلويزيوني خشونت و بيقانوني ترافيكي را چاشني برنامههاي فراغتي كرده و انتظار ميرود تا لوح ذهن كودكان ما با ترافيك و قانونمداري انس بگيرد!
علاقه كودكان و نوجوانان به حوزه ترافيكي با نشان دادن واكنشهاي كودكانه همچون لبخند به داشتن وسايل نقليه اسباببازي، لذت بردن از سوار شدن به خودروي والدين، تماشاي برنامههايي كه خودرو در آن نقش اصلي را بر عهده دارد، نشان ميدهد كه ميتوان از اين رفتار كودكانه با بهترين شكل ممكن براي آموزش و هدايت ذوق كودكان به مسائل ترافيكي و رعايت قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي بهره جست.
هرچند در سالهاي اخير گامهايي در زمينه آموزش ترافيك و رفتارهاي صحيح ترافيكي به كودكان همچون احداث پاركهاي ترافيك، توليد برنامههاي انيميشن همچون «داوود خطر و سياساكتي» و طرحهاي هميار پليس و پليس مدرسه برداشته شده است اما خلأ الگوسازي ترافيكي صحيح همچنان احساس ميشود.
كودكان و نوجوانان تا زماني كه در خانه هستند رفتارهاي ناصحيح و خشن ترافيكي و عبور و مروري را به شكلهاي گوناگون تماشا ميكنند و وقتي پا از در خانه بيرون ميگذارند باز هم رعايت نكردن قوانين، هرج و مرجهاي ترافيكي و بارترافيكي را به چشم مشاهده ميكنند.
اين در حالي است كه والدين آنان را به رعايت نظم و توجه به مقررات راهنمايي و رانندگي دعوت ميكنند. كودكان و نوجوانان در ميان اين تضادها سردرگم ميمانند كه چه كنند؟!
به واقع در مدارس هم همينگونه است. در كتابها و سخنان معلم بحث رعايت قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي و عبور و مرور صحيح را به آنان آموزش ميدهند ولي در شكل واقعي و در خارج از مدرسه بيشتر اين افراد با رفتارهاي غيرمنطقي در حوزه ترافيك روبهرو ميشوند، اينجاست كه ذهن كودكان و نوجوانان ميان خوب و بد قفل ميكند.
بر اين اساس بايد الفباي ترافيك همراه با شيوههاي واقعي و عيني به كودكان و نوجوانان آموزش داده شود و نبايد فراموش كرد كه الگوسازي صحيح و اصولي در كنار ساير آموزشهاي تئوري و عملي ميتواند زمينه بستر را براي رعايت قوانين و مقررات ترافيك آماده كند و تا زماني كه در آموزش و رفتارهاي شهروندان و بخصوص رانندگان تضاد وجود داشته باشد نبايد انتظار داشت كه در حوزه ترافيك بتوانيم گام اساسي و بلندي برداريم و از حوادث و سوانحي كه خسارات بسيار جاني و مالي برجا ميگذارد، كاسته شود و به واقع هرج و مرج امروز در حوزه ترافيك آيينه تمامي رفتار و نگاه تكتك افراد و جامعه در همه حوزهها به بخش ترافيك است كه بايد واقعيتها را پذيرفت تا بتوان به استقرار نظم و انضباط ترافيك اميدوار بود و اين امر ميسر نخواهد شد مگر آنكه لبخند كودكان به ترافيك را جدي گرفت و از مسائل ترافيكي براي كودكان غول نسازيم.