
ديشب در نخستين شب از شبهاي عزيز قدر، بيشماري از خداجويان، با دلهايي سرشار از ترس و اميد، راهي مساجد و نيايشگاهها شدند تا به دور از چرك و چروكهاي اين جهاني، از خدا پاكيزگي و پاك شدن طلب كنند.
ديشب، نسيم مهرباني عرش بر قلب تشنه محبت فرش وزيد و ساكنان زمين و آسمانها از لبخند زيباي روحانگيز خداي لطيف، مست و مدهوش شدند.
ديشب، «قدر» آمد تا فرصتي چند روزه براي قدرداني از روح خدايي به امانت گذاشته شده در كالبد انساني باشد. «قدر» آمد تا جانپناهي باشد براي تمام قلبهاي خسته؛ خسته از رنگ و ريا، خسته از خبط و خطا و خسته از نفس و هوي.
ديشب، «قدر» آمد تا زنجير منيت و تعلقات از پا و دست جسم و جانمان بگشايد. آمد تا تلنگري جانانه بزند كه «همانا زندگي دنيا بازيچهاي بيش نيست.»
ديشب، «قدر» آمد تا مهربانانه در گوش دلمان نجوا كند كه «مي توان سرنوشت، از سر نوشت.»
به همين نيت هم بود كه ديشب، خيل دلدادگان قدر و سيل عاشقان تغيير به سبك خدايي، به اين شب ارجمند لبيك گفتند و الغوث الغوث گويان، فروتنانه و مرواريد اشكريزان از ذات اقدس خداوند خواستند كه «خَلِّصنا مِنَ النَارِ يا رَبّ»؛ خدايا ما را از آتش رهايي بخش.
به همين نيت هم بود كه ديشب در نخستين شب از شبهاي عزيز قدر، بيشماري از خداپرستان علي دوست، با دلهايي سرشار از ترس و اميد، راهي مساجد، زيارتگاهها و نيايشگاهها شدند تا به دور از چرك و چروكهاي اين جهاني، از خدا پاكيزگي و پاك شدن طلب كنند.
به همين نيت هم بود كه كودكان و نوزادان خود را همراه بردند تا راه و رسم خواهش از آفريدگار را به آنان بياموزند و براي آنان نقشه راه را رسم كنند؛ همان نقشه كه ميگويد: «هر كه باشي و هر جا باشي در برابر خدا هيچ هستي، نيستي... و فقط اوست كه همه كس است و همهكس ميماند و براي همه كسان، كس است و بس.»
ديشب، فرشتگان از نظاره صحنههاي ناب و زيباي راز و نياز زمينيان با آفريدگار پر رمز و راز به وجد آمدند و نواي «فتبارك الله احسن الخالقين» سردادند.
شب، شب دعا بود؛ دعا براي نخشكيدن خنده بر لبان زمين. دعا براي رفع عطش دلتنگي براي خدا، براي خوبيها، براي عرش و براي معراج.
ديشب، بندگان خوب خدا آمدند، مرواريدهاي اشكشان را به آستان حضرت مهربان پيشكش كردند تا آبرو بخرند و آرامش ببرند.
ديشب، اهالي قدر در جاي جاي ايران گرد هم آمدند تا در سوگواري براي هماي رحمت خداوندي، علي(ع)، قرآن بر سر بگيرند تا در پيوند ميان قرآن و عترت، خداي خويش را عاشقانهتر بشناسند و بيابند.
اما فقط ايران نيست كه ميعادگاه عاشقان قدريه شده است كه در جاي جاي اين جهان پهناور، هرجا قلبي به نام قرآن براي خدا ميتپد، قدر را قدر ميشناسد.
اما ديشب، در حرمهاي مطهر رسول خدا (ص)، علي (ع)، سيدالشهدا (ع)، امام رضا (ع) و ديگر اهل بيت پاكيزگي و معنويت، رايحه قدر شامه جان را بيشتر نوازش ميكرد.
حرمهاي معنوي حضرت معصومه(ع)، عبدالعظيم حسني (ع) و امام خميني (ره) نيز اين شبها حال و هواي قدرش تماشايي است.
قدر آمد و در چشم بر هم زدني، وداعمان خواهد گفت؛ وداعي كه روشن نيست تا سالي ديگر، به سلامي دوباره به قدر همراه باشد يا نه!