
بيشك حضرت علي(ع) مصداق كامل دين اسلام است كه اگر مسلمانيم و ولايت اميرالمؤمنين را نپذيرفتهايم مسلمانيمان لنگ ميزند؛ چنانچه دكتر حافظ سعيد محمد از مسلمانان نيجريه است كه با خواندن واقعه غديرخم و ولايت بر حق آن امام، شيعه شد. وي كه دكتراي فلسفه دارد قبل از اين از خاندان بزرگ سني مالكي بوده است. حضور او در بخش رهيافتگان نمايشگاه قرآن مجالي براي گپوگفت داد هرچند فارسي را خوب نميدانست.
در ابتدا بفرماييد چطور شد كه به تشيع روي آورديد؟در كودكي درباره ائمه اطهار كتاب زياد خوانده بودم كه برايم بسيار جذاب بود. همين زمينه گرايش به تشيع را در من تقويت نمود البته در كتابها صراحتاً در مورد ائمه صحبت نشده بود تا اينكه دوستي كتابي از لبنان براي من آورد كه قضيه غديرخم در آن نوشته شده بود. به عنوان يك مسلمان چيزي از واقعه غدير نميدانستم. براي ما اين مسئلهاي بياهميت بود ولي در كتاب مطالب مهمي درباره واقعه غدير و جانشيني امام علي خواندم كه كنجكاويم را بيشتر كرد. شروع به مطالعات و تحقيق در مورد غدير نمودم و فهميدم كه بدون ترديد امام علي جانشين بحق پيامبر اسلام بود و امام اول ما هستند نه خليفه چهارم و بلافاصله شيعه شدم. واقعه غدير، حقانيت اسلام را برايم روشن كرد.
با توجه به اينكه پدر شما از علماي شناخته شده و معتبر سني مالكي منطقه شماست اين تشرف به تشيع مشكلساز نبوده است؟پدرم انسان عالم و اهل مطالعه است، به من ميگفت امام علي بهترين خلق خداوند است اما به دليل موقعيت اجتماعي مهمي كه دارد تقيه ميكند زيرا معتقد است با اين جايگاه بهتر ميتواند از ما حمايت كند. دائم از ما پيش او شكايت ميبرند و پدرم با استدلال، حقانيت مكتب اهل بيت را مطرح ميكند.
وضعيت شيعيان در نيجريه چگونه است؟تشيع به نسبت تسنن مذهب جديدي است. شايد حدود 19سال باشد كه وارد نيجريه شده است اما توانسته تا حدودي رشد كند كه كافي نيست. امروز 5، 6 ميليون شيعه در نيجريه هستند كه كم است. از زماني كه ما شيعه شديم و به كار تبليغ پرداختيم با مشكلات زيادي مواجه بوديم. آن زمان گروههايي عليه شيعيان فعال بودند. مردم خودشان به قضاوت حق و باطل ميپردازند. ما به غير از سخنراني از فضاي مجازي هم براي تبليغ بهره ميبريم كه خوشبختانه بازخورد خوبي هم داشته است.
شما از جمله افرادي هستيد كه تاكنون چندين كتاب تأليف كردهايد. لزوم اين كار را تا چه حد ميدانيد؟مسلماً نوشتن كتاب توسط مسلمانان خود كشورها خيلي مؤثر و مفيد است زيرا با فرهنگ، محيط و اقتضائات كشورشان بهتر آشنا هستند. من از سرتكليف وارد اين حوزه شدم. كتابهايم عمدتاً مسائل اعتقادي و ديني هستند مانند حقوق در اسلام، شناخت امامت، كنترل نسل امروز از ديدگاه اسلام، قوانين بينالملل و... كه بايد بيشتر روي اين زمينه كار كرد. به نظرم بايد روي تأليف مانند ترجمه فعال بود.
بازخورد عموم به آثار شما چگونه بوده است؟خيلي خوب بوده به طوري كه بعضي كتابهايم بعد از چاپ زود تمام ميشود. گاهي براي چاپ كتابها با مشكل مواجه هستم كه به نظرم بايد در اين مسئله ما را حمايت و كمك كنند. مردم نياز دارند تا كتابهايي درباره اسلام و عقايد ديني برايشان نوشته و چاپ شود، گاهي از من ميخواهند تا كتابها را بيشتر چاپ كنم تا در اختيارشان قرار بگيرد.
چه مشكلاتي بر سر راه داريد؟اينجا به دليل مشكل گراني كاغذ چاپ پرهزينه است و اگر بخواهيم در ايران چاپ كنيم و بعد به كشور نيجريه براي توزيع ببريم ناخواسته بر قيمت آن افزوده ميشود؛ بنابراين بايد چاپخانههايي دركشور نيجريه هم راهاندازي شود تا با اين مسئله مواجه نشويم تا بحث فرستادن نباشد و هزينه دوچندان نشوند.
وهابيون فرقه متحجري هستند كه در همه جا نفوذ ميكنند تا به تشيع ضربه بزنند در نيجريه فعاليت آنها چگونه است؟آنها همه جا رخنه كردهاند. به غير از كارهاي تبليغاتي و فرهنگي كه انجام ميدهند مانند توزيع رايگان كتابهاي تبليغي، در امور خيريه و ساخت ابنيه عمومي براي مردم هم پيشقدم هستند و در كنار آن فعاليت تبليغي ميكنند. براي مثال بيمارستان ميسازند و خدمات رايگان يا با هزينه كم در اختيار مردم ارائه ميدهند اما در عين حال هم كتابهايي براي تبليغ وهابيت بين آنها توزيع ميكنند. اغلب مردم هر چند سواد دارند اما از نظر ديني ضعيف هستند و با خواندن اين كتابها، اسلام را آنگونه كه وهابيون ميخواهند ميبينند و ميپذيرند. اين خطر بزرگي است كه نبايد از آن غافل ماند زيرا خيليها كه مسلمان هم هستند تفكر وهابي گرفتهاند هرچند ميگويند ما وهابي نيستيم اما فكر و ذهنشان به سبك وهابيت است زيرا آنها فعاليت نرم تبليغي انجام ميدهند.
آيا براي علما و مبلغان شيعه هم خطرآفرين بودهاند؟هنوز خطر جاني ايجاد نكردهاند اما فشار زيادي بر آنها وارد ميكنند. زماني كه شيعه شدم كلاسهاي درس در نقاط مختلف داشتم، خيلي بر من فشار رواني ايجاد ميكردند. الحمدلله امروز كمتر شده است ولي وقتي پيروان يك عقيده زياد است بايد از طريق فرهنگي و چاپ كتاب و نشريات فكر مردم را عوض كرد و شرايط را متعادل نمود.
در پايان اگر خاطرهاي بعد از تشرف به اسلام داريد، برايمان نقل كنيد.خاطرات تلخ و شيرين زياد است. يك بار در مباحثهاي سخنراني داشتم. يكي از آنها گفت اسامه از ياران پيامبر اسلام همان امام زمان بوده است (شبهه رايج). به او گفتم امام زمان از ذريه حضرت زهراست و ربطي به اصحاب پيامبر ندارد. آن بنده خدا گفت برايم همين حجت كافي است. آنها با يك استدلال حقيقت را درك ميكنند تنها بايد با زباني خوب و ادله كافي برايشان صحبت كرد تا حقيقت را درك كنند.