روزهاي جالبي در حال سپري شدن است؛ مديران بركنار شده و ناكارآمد نفت كه فضا را براي حضور مجدد در اين صنعت آماده ميبينند، پشت در رسانهها صف كشيدهاند تا بگويند: «ما با دولت نبوديم؛ ما كارشناس بوديم و آنها سياسي»
بسياري از مديران صنعت نفت طي هشت سال گذشته تنها و تنها بر اساس ارتباطات سياسي خود در نفت قدرت و سمت گرفتند و در حالي كه به لحاظ سازماني در حد يك كارشناس ساده بودند به يكباره صندلي معاونت وزير را كسب كردند و كك كسي هم نگزيد.
خروجي اين انتصابها نيز چيزي جز كاهش توليد، عقبماندگي پروژههاي نفتي و گازي، انفجارهاي پي در پي و... نبود اما با اين وجود هم مديران قدكوتاه نفتي كه تنها و تنها به دليل ناكارآمدي از كار بركنار شدند اين روزها طوري مصاحبه ميكنند كه گويي در اوج صلاحيت و بهرهوري سازماني با فشار يك جريان سياسي از كار بركنار شدهاند و عاقبت پروژهها به «چاه» افتاد؛ جانشينان آنها حاصل كارشان را با خاك يكسان كردهاند، در يك كلام «ما خوبيم و دولت احمدينژاد بد».
همه صاحب نظران حوزه نفت و انرژي به خوبي تأييد ميكنند كه بسياري از مديران اين چندساله، نه تنها صلاحيت حضور در جايگاه مديريت را نداشتند بلكه به قدري ضعيف و سطحي كار كردهاند كه بايد تحت پيگرد قانوني قرار ميگرفتند. بسياري از اين مديران با وجود لابي قوي خود با سياسي بازان به قدري در حوزه كاري خود ضعيف كار كردند كه هيچ راهي براي بركناري آنها وجود نداشت؛ هرچند با بركناري اين مديران، افراد صلاحيتدار بر رأس كار نيامدند ولي نبايد فراموش كرد كه اين انتخابها فقط و فقط بر اساس حذف مديران لايق انجام شده است.
دوستاني كه اين روزها دم از سياسي كاري دولت دهم در صنعت نفت ميزنند چرا در اين هشت سال سكوت و خود را بيمه «بلي قربان» كردند؟ چرا پس از بركناري خود به قول خود «ناگفتهها» را نگفتند و با شنيده شدن گزينههاي وزارت نفت خود را فداي اين سياسي بازيها ميخوانند.
جالبتر اينجاست كه همه اين افراد در اظهارنظرهاي مختلف خود چنان تمجيدي از دولت دهم كردهاند كه باعث بروز انتقاداتي شده است و امروز به قول خود از جايگاه كارشناس صحبت ميكنند. به عنوان نمونه يكي از اين كارشناسان كه خود يك مدير سياسي محسوب شده و در زمان مهندس زنگنه با افرادي همچون آقايان بهزاد نبوي و محسن آرمين شركت پتروپارس را راهبري ميكردند و در دولت نهم هم همين سمت را داشته در سخناني جالب از روند سياسي كاري و وضعيت نفت ابراز تأسف كردهاند. ايشان كه از مديران آقاي زنگنه هستند چرا اين انتقاد را مطرح ميكنند؛ آيا ايشان همان كسي نبودند كه به يكباره از وزارت نيرو به نفت آورده شدند و سمت گرفتند؟ آيا اين شايستهسالاري است؟
جالب تر اينكه مديران بركنار شده نفت، با استفاده از ابزار رسانه، خود را نامزد حضور در شركتهاي بزرگ نفتي معرفي ميكنند و شايعات عجيب و غريبي رواج ميدهند. گرچه اين اخبار نه تأييد ميشود و نه تكذيب اما همين جمله را براي تضمين حضورشان(البته به زعم خود) در دولت بعد كافي ميدانند؛ «با من صحبت كردهاند اما شما جايي مطرح نكنيد.»
دولت دهم در چهار سال اخير شايد يكي از دولت هايي باشد كه در حوزه نفت و انرژي عملكرد نامطلوبي را ارائه كرده است اما اين دوستان تا كنون از خود پرسيدهاند كه در به جا گذاشتن اين عملكرد چه نقشي داشتهاند. آيا همين دوستان در پروژههاي عقب افتاده صاحب مسئوليت نبودند؟ پروژهها به بهترين شكل خود انجام ميشده و هيچ مشكلي وجود نداشت؟
روي صحبت با اين مديران است؛ شما ميخواهيد خود را مديري لايق معرفي كنيد كه در اين وانفسا حق هم داريد اما تا به حال از خود سؤال كردهايد كه دولت يازدهم چطور ميتواند به مديراني اعتماد كند كه نه انصاف دارند و نه كمي وفا كه براي چشيدن دوباره لذت مديريت، حاضرند گذشته خود را فراموش و دولت دهم را تخريب كنند. مگر همين دولت نبود كه به اشتباه شما را از مديران سطح پايين در يك شب در فهرست مديران ارشد نفت جاي داد چگونه شده است كه حالا خود را لايق، كارآمد، كارشناس و عناويني از اين دست ميدانيد و دولت را سياسي كار؟ دولت اگر سياسي كار نبود كه مديران قدكوتاه سكان نفت را به دست نميگرفتند و چنين وضعيتي پيش نميآمد. تنها خواهش ما از شما اين است: كمي به گذشته خود بينديشيد، از كجا به كجا پرش كرديد و ايضاً توسط چه دولتي، عامل بركناري تان چه بود، كارآمديتان چطور بود و...! كمي به خود بياييم.