مسعود محموديان| اين در حالي است كه سؤالهاي زيادي در اين زمينه وجود دارد. از جمله اينكه آيا شاخه نظامي حزبالله چيزي غير از حزبالله است و اين گروه قابليت تفكيك دارد؟ يا اينكه چرا در چنين زماني اتحاديه اروپا تصميم به چنين اقدامي گرفته است، مگر پيش از اين حزبالله وجود نداشت؟ و همچنين مسائلي از اين دست كه آيا در كل چنين تصميمي تأثيري در عملكرد حزبالله لبنان دارد يا خير؟ در اينباره با محمد ايراني، سفير پيشين جمهوري اسلامي ايران در اردن گفتوگو كردهايم كه در پي ميآيد.
در ابتدا ميخواستم بپرسم كه چرا اتحاديه اروپا تصميم گرفت كه شاخه نظامي حزبالله لبنان را در ليست سياه قرار داده و از آن با عنوان گروهي تروريستي ياد كند؟
اين اقدام اتحاديه اروپا عمدتاً در چارچوب برخورد با حزبالله و واكنشي است به اقدامات شاخه نظامي حزبالله چون اقدامات حزبالله منجر به پيروزهايي براي آن شده بود. در واقع اين اقدام اتحاديه اروپا يك واكنش انفعالي محسوب ميشود. چون بعد از پيروزيهاي سال2006 برخي از دوستان اسرائيل از اينكه حزبالله پيروزيهايي را به دست آورده بود همواره نگران بودند و از اين رو همواره منتظر فرصتي بودند تا به نوعي از حزبالله لبنان انتقام بگيرند. موضوع ديگر بحث حضور حزبالله در كنار ارتش سوريه است كه موفق شدند در صحنه داخلي سوريه پيروزهايي را به دست بياورند و پيشرفتهايي را با ارتش سوريه در مقابله با گروههاي مخالف داشته باشند. يعني در واقع اين اقدام اتحاديه اروپا نشان ميدهد كه برخورد آنها براي اين دو شاخص بوده است و اين واكنش آنها نميتوانسته چيز ديگري بوده باشد.
حالا اينجا سؤال من اين است كه مگر بحث شاخه نظامي جداي از خود حزبالله است؟ و آيا اين دو قابل تفكيك هستند؟
حزبالله لبنان عضو رسمي ندارد و بخش عمدهاي از جامعه لبنان حاميان حزبالله هستند كه در مواقع ضروري و لزوم وارد صحنه ميشوند و از جريان مقاومت در جنوب لبنان حمايت ميكنند.
براي اينكه عملكرد مقاومت در شاخههاي مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي و غيره به تمامي اقدامات مثبتي بوده است و حتي زماني هم كه در دولت لبنان شركت كردند اقدامات مثبتي را به نمايش گذاشته و در واقع يك نيروي تعيينكننده و فعال در صحنه لبنان بوده است. منتها شاخه نظامي حزبالله كه در واقع شاخه مقاومتي است كه نيروهاي آموزش ديده در مقابله با رژيم صهيونيستي هستند كه عملكرد كاملاً حرفهاي را دنبال ميكنند. بنابراين اين برخورد اتحاديه اروپا به نوعي نشانگر اين است كه اتحاديه اروپا موافق برخورد با رژيم صهيونيستي و همچنين موافق برخورد با مخالفين سوريه نيست. چون در خلال اين چند سال گذشته هيچ عملي از شاخه نظامي حزبالله به غير از اين دو موردي كه بدانها اشاره كردم را شما نميتوانيد ببينيد.
يعني اين اقدام اتحاديه اروپا در راستاي مسائل سوريه انجام پذيرفته است؟
بله، دقيقاً به خاطر مسائل سوريه است چون همان طور كه عرض كردم ريشه اين مسائل به خاطر نگرانيهايي است كه در اسرائيل از قدرت نظامي حزبالله بهوجود آمده است.
آيا به نظر شما اين اقدام اتحاديه اروپا ميتواند تبعات سياسي براي حزبالله در دولت لبنان داشته باشد؟
بله، البته اين امر نگرانيهايي را براي دولت لبنان ايجاد كرده است چون دولت تحت فشار قرار ميگيرد اما چون اين امر مربوط به شاخه نظامي است و معمولاً شاخه سياسي حزبالله است كه وارد دولت ميشود و از طرفي هم چون حزبالله جزئي از مجموعه دولت لبنان است و اساساً مقاومت جنوب لبنان پذيرفته شده است و مقاومت در لبنان رسميت دارد بعيد به نظر ميرسد كه مشاركت حزبالله در دولت لبنان خدشهدار شود. در عين حال هم دولت لبنان از حزبالله حمايت كرده و اقدام اتحاديه اروپا را هم محكوم كرده است كه همگي اينها به نوعي مثبت تلقي ميشود. به نظر هم ميرسد كه اگرچه ممكن است دولت لبنان تحت فشار باشد اما نميتواند از يك بخش عمدهاي از جامعه لبنان كه حزباالله لبنان است خود را محروم سازد.
اين قضيه ميتواند پيامي براي ايران هم داشته باشد؟
به نظر من اين امر بعيد به نظر ميرسد چراكه اين اقدام در واقع تأثيري بر تحولات مربوط به ايران ندارد و به نظر ميآيد كه بيشتر در چارچوبهاي لبنان و اطراف لبنان و موضوع سوريه و رژيم صهيونيستي است كه بايد اين موضوع را ارزيابي كرد.
آيا اين اقدام اتحاديه اروپا بر بحث مقاومت و تضعيف آن و نوع نگاه لبنان به اسرائيل تأثيري خواهد داشت؟
خير، اصلاً و ابداً، براي اينكه من تصورم اين است كه حزبالله به قول معروف و به نوعي هيچ بهايي براي اين اقدام اتحاديه اروپا قائل نخواهد بود و علتش هم اين است كه حزبالله لبنان مراحلي سختتر از اينها را پشت سر گذاشته است مثلاً حزبالله در مواجهه با مسائل داخلي لبنان و در موضوع پرونده حريري و اتهامات سنگيني كه از طرف دادگاههاي بينالمللي براي حزبالله صادر شد، از تمام آنها سر بلند بيرون آمده است. به هر حال ميتوان گفت كه حزبالله يك جريان توانمند در صحنه لبنان است و تنها نيرويي است كه قدرت و توانايي اين را دارد كه در مقابل رژيم صهيونيستي ايستادگي و مقاومت كند.
پس با اين وجود اروپا به دنبال چه چيزي بوده است و آيا هدف خاصي را دنبال ميكرده است؟
به هر حال فشارهايي در منطقه وجود دارد و اسرائيليها در حال حاضر در شرايط خوبي نيستند و زماني هم كه حزبالله در كنار سوريه و در منطقه پيروزيهايي را به دست آورد، اين امر قطعاً نگرانيهايي را براي دشمنان حزبالله ايجاد كرده است. از اين رو اين اقدام اتحاديه اروپا بيشتر يك واكنش و يك اقدام سياسي محسوب ميشود.