کد خبر: 603060
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۲ - ۱۴:۴۰
حاشيه‌هاي نمايش ترنج در گفتگو با تينو صالحي(كارگردان) و امير كربلايي‌زاده(بازيگر)
مائده‌سادات ميرفندرسكي
  مائده‌سادات ميرفندرسكي| ديربازيست كه حوزه تئاتر در مهجور بودن خود به سر مي‌برد و در اين حوزه فرد دلسوزي نيست كه بها و ارزش آن را بداند، اما در اين ميان هستند افرادي كه چند سال براي دريافت مجوز آثار نمايشي‌شان به اين در و آن در مي‌زنند تا 30 روز اجراي سالني را از آن خود كنند. تينو صالحي كارگردان و بازيگر تئاتر كه تا به حال نمايش‌هايي چون: «كيارش» (جشنواره آئين‌هاي سنتي)، «فطرس»، «آواي ني» و «سي و سه» را روي صحنه برده است و نمايش سي و سه اين كارگردان در جشنواره سال گذشته در سه بخش كانديداي دريافت جايزه شد. صالحي مدتي است نمايش «ترنج» را در كارگاه نمايش مجموعه تئاتر شهر روي صحنه برده كه استقبال چشمگيري از آن به عمل آمده. اميركربلايي زاده نيز كه فارغ‌التحصيل مهندسي طراحي سازه‌هاي چوبي است علاوه بر بازيگري مدرس بازيگري نيز هست كه در جشنواره‌هاي مختلف موفق به كسب جايزه شده و سال گذشته هم براي نمايش «من 15 سال گريه نكردم» كانديداي دريافت جايزه شد. او از سال 76 كار حرفه‌اي‌اش را آغاز كرد و با آثاري چون پيك نيك در ميدان جنگ، هزار پا، يك دامان ماه و ستاره، نصرت خانم مادرم و نوروز، روياي خليج فارس، عروسي در سايه و... توانايي‌هاي بازي‌اش را به اثبات رساند. كربلايي‌زاده در نمايش ترنج ايفاگر نقش عطا بود كه اتفاقاً بار كمدي اين اثر نمايشي را نيز بر دوش داشت. برآن شديم تا درباره اين نمايش با كارگردان و بازيگر آن به گفت‌وگو بنشينيم. 

آنطور كه شنيدم قصه نمايش ترنج از يك افسانه كردي نشأت گرفته است؟

بله داستان ترنج از افسانه‌هاي قديمي كردي است كه يكي از خوانندگان كرد زبان آن را به صورت شعر در آورده، روي آن ملودي گذاشته و خوانده كه اين ترانه در كردستان بسيار معروف و شنيدني است. ترجمه دقيق آن گل خون‌آلود است. در اصل بايد بگويم خودم اصالتاً كرد هستم، از كودكي بارها و بارها اين آهنگ را شنيدم و بسيار با آن همذات‌پنداري كرده و دوستش دارم و معتقدم كه قصه اين كار بيشتر به خاطر اين است كه آهنگي درباره‌اش ساختند معروف و شنيده شده. 
همانطور كه در قبل هم اشاره كردم من يك طرح يك خطي از اين داستان را در ذهن داشتم و هنگامي كه با نويسنده كار عباس عبدا...زاده مشورتي كردم به خط مستقيمي از قصه دست پيدا كرديم، او هم همانطور كه مدنظر و خواسته‌ام بود متن را نوشت. سبك ديالوگ‌نويسي عبدا...زاده را علاوه بر جهان‌بيني‌اش در نگارش متن‌ها بسيار مي‌پسندم و از بهترين ديالوگ‌هاي ترنج نيز بايد به پرده‌اي عاشقانه بين كاني و چيروك اشاره كنم. 

نمايش ترنج مدتي منتظر صدور مجوز براي اجرا بود، اين پروسه چطور شكل گرفت و چرا زمان آن طولاني شد؟

يادم است سال 90 در جشنواره دو نمايش ترنج و آنتي آنتي‌گونه را كارگرداني كردم كه ترنج در جشنواره تئاتر آيين‌هاي سنتي به روي صحنه رفت. اما همان موقع هم برايم جاي سؤال بود كه چرا بعد از آن ديگر مجوز اجرا به من ندادند! در اين مدت در نمايش‌هاي بسياري بازي كردم اما در سمت كارگردان كاري را نتوانستم روي صحنه ببرم. پس از مدتي شوراي وقت مجموعه تئاتر شهر چندين بار هر دو كار را براي اجراي عموم قبول نكرد اما پس از پيگيري‌هاي بسيار موفق شدم بعد از دوسال اين نمايش را اجرا كنم. اميدوارم كمتر كارگرداني دچار چنين مسائلي شود. 

نكته جالبي كه در اين كار ديده مي‌شود اين است كه موسيقي متن نمايش همان موسيقي اصلي‌اي است كه به آن اشاره كرديد كه با پخش آن در پرده پاياني اثر مخاطب متوجه اين موضوع مي‌شود. 

بله در تمام صحنه‌هاي نمايش ملودي بي‌كلام اين اثر توسط ساز «هارپ» نواخته مي‌شد كه اتفاقاً بسيار هم تأثيرگذار است و پرده آخر نمايش هم با اين آهنگ به اتمام مي‌رسيد. شايد بهتر باشد بگويم دليل استفاده از اين ملودي در موسيقي كار هم به خاطر اين بود كه كليت قصه برگرفته از ملودي معروف است. همانطور كه مي‌دانيد تأثيرگذاري آهنگ در ذهن مخاطب بيشتر از هر چيز بود و اين مسائل باعث شد كه من جذب اين قصه شوم و تصميم بگيرم كه آن را در قالب نمايش به اجرا دربياورم. 

ترنج هم مانند همه افسانه‌هاي كهن ايراني است و تفاوت شگرفي با آنها ندارد. به عقيده شما چه تفاوتي اين قصه را ازساير قصه‌هاي كهن ايراني متمايز مي‌كند؟

در اصل بله اما به عقيده من مسئله‌اي كه اين داستان را از ساير داستان‌هاي ايراني متمايز كرد اين است كه مثل تمامي آنها دراماتيك نبود و به طور روايي روايت مي‌شد به همين سبب در ابتدا همراه با عباس عبدا...‌زاده به دراماتورژي كار مشغول شديم. در همين حين براي تزريق بار كمدي به نمايش بايد چند شخصيت را طراحي مي‌كرديم تصميم بر آن شد دو خواننده كه از اين طريق امرار معاش مي‌كنند را به كار اضافه كنيم (خواننده‌هاي كردي را دم و زبان خوانش‌شان را دومانه مي‌گويند كه در ابتداي نمايش خودم به اين سبك مي‌خوانم) كه در انتهاي داستان مخاطب متوجه ارتباط اين دو با سوژه اصلي نمايش مي‌شد. 

اين نمايش از آن دسته نمايش‌هايي است كه قصه‌اي تراژيك را در قالب كمدي بيان مي‌كند و به عبارتي مي‌توان گفت هم مي‌خنداند و هم مي‌گرياند. اساساً خودتان اين سبك كارها را بيشتر مي‌پسنديد يا اينكه درونمايه ترنج ايجاب مي‌كرد كه براي كم كردن بار تراژدي‌اش تا حدودي تم طنز را هم اضافه كنيد؟

اتفاقاً برخلاف صحبت شما به خاطر تشديد كردن بار تراژدي، كمدي را افزوديم. از نظر من كمدي توانايي بيان تراژيك‌ترين موقعيت‌هاي نمايش آن هم به صورت كاملاً تأثيرگذار را دارد و من هم به اين خاطر كه تراژدي قصه بيشتر به چشم مخاطب بيايد كمدي را به آن اضافه كردم. 

تيمي كه شما با آنها در اين اثر همكاري داريد مي‌توان گفت از با استعداد‌ترين‌هاي تئاتر امروز ما هستند. در كل با اين گروه همكاري مي‌كنيد يا اينكه صرفاً براي اين كار به سراغ آنها رفتيد؟ 

در كل در تمامي كارهايم با اين گروه همكاري مي‌كنم و الان به اين نتيجه رسيدم كه شايد حكمتي بوده تا دو سال پشت صف مجوز بمانم چراكه همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد در حال حاضر بازيگران اصلي ترنج جزو بهترين‌هاي تئاتر كشور هستند امير كربلايي‌زاده، گيتي قاسمي و بهرام افشاري هر كدام در بخشي از جشنواره فجر سال گذشته كانديدا و تقدير شده‌اند. همچنين نويسنده كار عباس عبدا...زاده هم به خاطر چهار متن در جشنواره كانديدا شده است. خوشبختانه به غير از هزينه‌هاي مالي كه در حال حاضر در تئاتر كشور به هيچ وجه مورد رضايت اهالي هنر نمايش نيست ساير ابزارهاي موفقيت يك اجرا را دارم. 

يكي ديگر از نكات مورد توجه اين نمايش برمي‌گردد به لهجه بازيگران حين اجرا كه به زبان كردي صحبت مي‌كردند.  فكر نمي‌كنيد شايد برخي از تماشاچيان كلام‌هاي رد و بدل شده بين كاراكترها را به خوبي متوجه نمي‌شدند؟ خصوصاً پرده‌هايي كه شاهد بازي كاني و چيروك بوديم. 

درست است. حواسمان كاملاً به اين مسئله بود تا گويش‌مان به گونه‌اي باشد كه تماشاگر به راحتي متوجه كلام ما شود و مخالف اين بودم كه لهجه غليظ كردي را وارد داستان كنم هرچند كه قصه برگرفته از همان مكان است اما براي كاراكتري كه خودم ايفا مي‌كنم (چيروك) لهجه‌اي در نظر نگرفته بودم كه وقتي با گروه اين مسئله را مطرح كرديم به اين نتيجه رسيديم بهتر است چيروك هم لهجه داشته باشد. چيروك جوان عاشق پيشه‌اي است كه لهجه كردي هم دارد. 

به خاطر كرد زبان بودنتان قطعاً تا به حال پيشنهاد اجراي نقش‌هاي كردي را داشته‌ايد.

بله به كثرت از اين قبيل پيشنهاد‌ها داشتم اما دوست نداشتم در بازي‌هايم از اينكه تسلط بالايي به زبان كردي دارم زياد استفاده كنم و هيچ گاه قبول نكردم اما براي ترنج ناگزير مجبور شدم لهجه را هم به خصيصه‌هاي بازي چيروك اضافه كنم.
 
با توجه به اينكه در ترنج هم كارگرداني مي‌كنيد و هم ايفاگر كاراكتر اصلي داستان هستيد تا چه ميزان با حضور كارگردان هم به عنوان هدايت‌كننده گروه و هم بازيگر روي صحنه موافقيد؟

تا الان در دو نمايش فطرس و ترنج بازي كردم. آن هم دليل داشتم چراكه در فطروس آنقدر نقش كوتاه بود كه هيچ بازيگري قبول نكرد آن را بازي كند و در همين نمايش به دليل به توافق نرسيدن با بازيگر نقش اصلي كار و اينكه خودم تا چند ماه او را هدايت كرده بودم و به همه ابعاد وجودي نقش آشنا بودم چيروك را بازي كردم. ضمن اينكه هميشه بر اين باورم كه اگر بخواهم به عنوان كارگردان هم هدايت اثر را بر عهده داشته باشم و هم اينكه بازي كنم ديگر ميزانسن‌ها و ديد چشمي‌ام درست و به دقت زماني كه صرفاً فقط كارگردان اثر هستم نيست. در كل زياد تمايلي براي حضورم به عنوان بازيگر در نمايش‌هايي كه كارگرداني‌شان هم مي‌كنم ندارم. 

اساساً ترنج براي خودتان تا چه ميزان خاطره‌ساز است؟

قطعاً ترنج را به خاطر حس خوب و نوستالژي‌اي كه از گذشته با آن دارم دوست دارم و به نوعي برايم خاطره‌انگيز است. ترنج از معدود نمايش‌هايي است كه براساس فولكلور ايراني نوشته شده است و در عين حال مخاطب را هم با خود به همراه دارد و به سليقه او هم توجه بسياري شده. متأسفانه سازندگان اين نوع آثار در كشور ما بسيار ضعيف فعاليت مي‌كنند و كار به جايي رسيده كه اكثر اين سبك داستان‌ها كه بر اساس قصه‌هاي فولكلور تنظيم مي‌شوند به ورطه تكرار نزديكند و در موفقيت اثر تأثير به سزايي دارند. 

در فاصله دوسالي كه از اجراي نمايش در جشنواره تا اجراي عموم مي‌گذرد بازيگرهاي اصلي‌تان را تغيير داديد؟

بله سه تن از آنها را بنا به شرايط موجود تغيير دادم در كل مي‌توان گفت بيشتر اعضاي گروه همان تيم ثابت و هميشگي‌ام هستند كه با هم كار مي‌كنيم. 
اوايل كه هنوز اجرا شروع نشده بود مسئولان سالن 15 روز را براي اجراي ترنج در نظر گرفته بودند و گفته بودند اگر در اين 15 روز تماشاگر استقبال خوبي از كار داشته باشد شش روز ديگر هم سالن را در اختيارتان قرار مي‌دهيم كه خوشبختانه اين اتفاق افتاد و آنقدر استقبال از نمايش آن هم در روزهاي ابتدايي اجرا خوب بود كه تا 28 تيرماه تمديد شد. 

در اين نمايش براي جذب تماشاگر سعي نكرديد از دكورهاي پيچيده و جذاب استفاده كنيد و تنها يك نماد از چشمه دكور اصلي شماست. اينها ناشي از نگاه نو شما به دكور و صحنه است يا كمبود امكانات اين را رقم زده است؟

از نظر من آنچه كه شما در صحنه اين نمايش ديديد يك دكور جذاب است و در كل نمي‌توانم از دكوري كه از نظر من جذابيت ندارد در كارم استفاده كنم و در ادامه اينكه دكور ساده و كم هزينه از نگرشم به طراحي صحنه نشأت مي‌گيرد؛ اين ويژگي تمامي آثارم است. بايد بگويم در تمام نمايش‌هايم از ساده‌ترين ابزار استفاده مي‌كنم آن هم در صورتي كه نياز مبرم داشته باشم در غير اين صورت شايد اصلاً از دكور استفاده نكنم. 

در ادامه بحث دكور شايد خالي از لطف نباشد به پارچه‌هاي سياهي كه سه تن از بازيگران گروه حركت با آن حركت نگاري مي‌كنند، اشاره كنيم.

اين آدم‌هاي زير پارچه امضاي نمايش ترنج هستند. دوستشان دارم. اين آدم‌ها نشانه تمام انسان‌هايي هستند كه در جريان جنايات صدام در عراق زنده به گور شدند. 

مهم‌ترين هدف هر اثر نمايشي سرگرم‌كنندگي آن براي مخاطب است. فكر مي‌كنيد ترنج اين خصيصه را به خوبي به اجرا گذاشته است؟

درست است يكي از اصلي‌ترين شاخصه‌هاي هر نمايشي سرگرم‌كنندگي آن است و ما در اين كار تمام تلاشمان بر اين بوده در لحظه‌هايي كه مخاطب بسيار درگير جريان تراژيك نمايش مي‌شود هم از رگه‌هاي طنز بهره ببريم تا اثري صرفاً كمدي يا صرفاً تراژدي را به مخاطب تحويل ندهيم و بار سرگرمي را در آن بالاببريم. 

بخش اعظم بازي و توانايي شما به تيپ بازي كردن برمي‌گردد. اصولاً اين سبك بازي كردن چه جايگاهي در كارنامه كاري‌تان دارد؟

به عقيده من تيپ بازي كردن يكي از توانايي‌هاي يك بازيگر است و اگر يك بازيگر مي‌تواند تيپ‌هايي مختلف را به اجرا دربياورد يعني اينكه توانايي خوبي در زمينه بازيگري دارد البته اين اصلاً به اين معني نيست كه من هم مي‌توانم همه تيپ‌ها را بازي كنم، نه؛ هر فردي در زمينه‌اي توانايي دارد و تيپ بازي كردن هم به يك بازيگر كمك بسياري مي‌كند تا در يك قالب نماند. وقتي من بازيگر به سراغ يك تيپ مي‌روم يعني بايد نوع راه رفتن، خنديدن، گريه كردن، فكر كردن و. . . فردي كه مي‌خواهي تيپش را بازي كني را بايد دقيق بداني و همه آنها را در وجود خودت بريزي و به عبارتي پس از گذراندن از فيلتر وجودي خودت آنها را ارائه دهي. اين كار با وجود تمامي وجوه مثبتش سخت است. براي مثال ما در سينما بازيگر خوبي مثل اكبر عبدي داريم كه تيپ‌هاي مختلف را بسيار خوب بازي مي‌كند اما گاهي اوقات تيپ آنقدر عجيب مي‌شود كه به تيپ شخصيت تبديل مي‌شود. 

در اين چند سال ضمن حضور در تئاتر به سمت كارهاي تصويري گرايش نداشتيد؟

حدود يك سالي است كه شروع به فعاليت در كارهاي تصويري در كنار تئاتر كرده‌ام. قبلاً به خاطر درگيري‌هاي مختلفي كه در زمينه تئاتر و تمرين‌ها داشتم اين امكان ميسر نبود چراكه براي كارهاي تصويري بايد زمان خالي داشته باشي تا بتواني با دوستان در پروژه‌هاي سينمايي و تلويزيوني همكاري كني و از طرفي هم نمايش به گونه‌اي است كه نمي‌تواني تئاتر را تعطيل كني. شايد در يك كار سينمايي بازيگر به خاطر اتفاقي بتواند يك روز در صحنه حاضر نشود اما در تئاتر اين اتفاق هرگز نمي‌افتد چراكه تماشاگر بليت خريداري مي‌كند و براي ديدن اجراي شما پا به سالن مي‌گذارد. فيلم فال قهوه فرزاد موتمن، روز روشن و چندين فيلم و سريال ديگر كه يكي از آنها به نام «همه بچه‌هاي من» استاد فناييان قرار بود در ماه مبارك رمضان پخش شود. سريال حدود 25 قسمت است كه به صورت اپيزودي در هر قسمت به بعدي از زندگي بچه‌هاي كار مي‌پردازد. من در يكي از اين اپيزودها نقش يك پدر معتاد بداخلاق را دارم كه بعدها ترك مي‌كند و در مؤسسه‌اي كه حضور دارد يك سري اتفاقات برايش مي‌افتد. تا به حال در نقش معتاد ظاهر نشده بودم و اين اولين بار بود كه اين نقش را بازي مي‌كردم و تجربه خوبي بود و منتظر بازخورد مردم هستم. 

گويا شما در «معماي شاه» محمدرضا ورزي هم چند نقش بازي مي‌كنيد؟

بله دراين سريال ايفاگر سه نقش كاملاً متفاوت هستم. در حال حاضر سكانس‌هاي يكي از نقش‌هايي كه بازي مي‌كنم به اتمام رسيده و دو نقش ديگر مانده است. دكتر معظمي رئيس مجلس در زمان مصدق، آيت‌الله گلپايگاني و ريش قرمز از جمله اين نقش‌ها هستند كه هر سه‌شان كاملاً متفاوت از ديگري‌اند. دكتر معظمي و آيت‌الله گلپايگاني دو شخصيت حقيقي بودند اما ريش قرمز شخصيتي است كه زاييده ذهن نويسنده است و فكر مي‌كنم فرصت خوبي باشد تا بتوانم توانايي‌هاي بازي‌ام را نشان دهم. 

در كل ترجيح‌تان به سمت كدام مديوم بيشتر است؟

مطمئناً تئاتر خانه اصلي يك بازيگر عاشق است آن‌هم به اين خاطر كه در صحنه تئاتر همه عناصر زنده هستند و با تماشاگر زنده هم سر و كار داريم. چرا مي‌گوييم هنر تئاتر و صنعت سينما؟ به اين خاطر كه در تئاتر اگر همه عناصر باشند و فقط بازيگر نباشد كاري از پيش نمي‌توان برد اما در سينما حتي اگر بازيگر هم حضور داشته باشد و دوربين نباشد كار جلو نمي‌رود و به اين دليل صنعت سينماست چراكه دوربين حرف اول را مي‌زند و هنر تئاتر چراكه انسان حرف اول را مي‌زند به همين خاطر است كه نمايش هميشه غني‌تر و ارتباط بهتري را در فاصله مكاني كمتري با مخاطب برقرار مي‌كند و در همين فاصله بازيگر بايد بتواند بدون هيچ زاويه و افكت نوري و جذابيت‌هايي كه در كارهاي تصويري وجود دارد شما را به باور برساند. اينها تمامي ارزش‌هايي است كه در اين هنر وجود دارد و من هم بسيار به آنها تعلق خاطر دارم در ادامه بايد بگويم كه من هم سينما و تلويزيون را دوست دارم به اين خاطر كه با آنها هم به گونه‌اي ارتباط با مخاطب را تجربه مي‌كنم. 

يكي از شاخصه‌هاي بازي‌هاي شما برمي‌گردد به بداهه گويي‌تان، براي اين كار تا چه ميزان با كارگردان و بازيگران نقش مقابل در تعامل هستيد؟

اين مسئله به كارگردان، موقعيت اثر و بازيگر نقش مقابلم برمي‌گردد كه چقدر دستم را براي مانور باز بگذارند ضمن اينكه بداهه را هميشه دوست داشتم درمورد تئاتر بايد بگويم كه بداهه‌هايم را در تمرين‌ها به كار مي‌گيرم كه خداي نكرده در اجراي اصلي مشكلي پيش نيايد. خيلي خوب است كه كارگردان به بازيگر اجازه دهد تا در چارچوب متن بداهه بگويد و همين باعث خواهد شد تا 30 اجراي نمايش براي تماشاگري كه چندين بار به ديدن نمايش مي‌نشيند شبيه به هم نباشد. 

شما اغلب در كارهايي كه درونمايه كمدي دارند حاضر مي‌شويد؛ علاقه شخصي‌تان به بازي در كارهايي از اين دست است؟

اين مسئله كه به آن اشاره كرديد مطلق نيست و بستگي به خيلي عناصر دارد ضمن اينكه حضور در كارهاي جدي را هم دوست دارم و اينكه دلم مي‌خواهد در آن دست كارها هم موفق باشم. شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه از مجموع 14 لوح تقديري كه تا به حال دريافت كردم سه لوحم به خاطر ايفاي نقش‌هاي جدي‌ام بوده است. سال گذشته هم براي نقش كاملاً جدي در نمايش «من 15 سال گريه نكردم» كانديدا شدم و از اين بابت بسيار خوشحالم. كمدي يكي از ژانرها و بازي‌هاي سختي است كه به عقيده‌ام اگر بازيگري به حدي برسد كه كمدي را خوب بازي كند پس قطعاً توانايي بازي جدي را هم خواهد داشت اما فردي كه صرفاً جدي بازي مي‌كند شايد برايش خيلي سخت باشد كه كمدي بازي كند. 

اين اواخر نقدي كه به بازي‌هاي شما وارد است يكنواختي ايفاي نقش هايتان است؛ خودتان تا چه حد با اين نظر موافقيد؟

شايد خيلي‌ها اين را به من بگويند اما من مي‌گويم اگر دو كار از من را براي قياس بخواهيد بررسي كنيد متوجه خواهيد شد كه به هيچ وجه شبيه به هم نيستند ضمن اينكه ممكن است اين اتفاق هم بيفتد چراكه هر دوي آنها را يك نفر بازي كرده است و تماشاگر به اين خاطر كه آن بازيگر را در چند نقش ديگر هم ديده شاخصه‌هاي بازي‌اش را تكراري مي‌بيند و اين خاصه خود بازيگر است. 

براي نزديك شدن به كاراكترهايي كه مي‌خواهيد بازي‌شان كنيد بيشتر از چه عناصري بهره مي‌گيريد؟

براي نزديك شدن به نقش‌هايم طبق عادتم مدام پروسه بازيگري را كندوكاو مي‌كنم و هيچ وقت احساس نمي‌كنم كه اين حيطه برايم تمام شده است. در دوره‌اي سالن‌هاي تئاتر خيلي كم و بيشتر به بزرگان اين عرصه اختصاص داشت و حضور جوان‌ها خيلي سخت‌تر از الان بود اما من در همان زمان هم بعد از دريافت جايزه بهترين بازيگري از جشنواره دانشجويي مراكز آموزش عالي در نمايش «قمر در عقرب» كه يكي از بچه‌هاي گروه حركت بودم در اين هنر به نوعي حضور داشتم. براي ارتباط با نقش‌هايم در ابتدا با آن، راحت برخورد مي‌كنم و بعد به دنبال شاخصه‌هاي مشتركم با آن مي‌گردم و شروع مي‌كنم با شاخصه‌هاي غير مشتركم كنار آمدن و اين دو را دركنار هم به تعامل مي‌رسانم. 

 مدت مديدي است كه هنرمندان تئاتري دغدغه مالي دارند. 

در جايي هم گفتم با توجه به شرايطي كه در اين سال‌ها تئاتر ما داشته اگر بازيگري خود را وقف اين هنر كرده و دارد كار مي‌كند قطعاً يك عاشق است وگرنه سراغ كارهاي ديگر مي‌رود. هنرمندان تئاتر ما افرادي بودند كه در اين شرايط سخت باز هم كار كردند براي مثال يادم است ارديبهشت سال گذشته نمايشي را روي صحنه بردم و بعد از آن هم چندين كار را بازي كردم و اواخر سال بود كه دستمزدهايمان را گرفتيم!   حداقل‌اش اين است كه مسئولان هزينه‌اي كه بابت فروش گيشه و اجراي عموم جمع‌آوري مي‌شود را زودتر به عوامل نمايش بدهند كه گاهي اوقات همين هزينه گيشه را هم مدتي بعد به بازيگر و ساير عوامل مي‌دهند و متأسفانه اين اوضاع در تلويزيون هم وجود دارد. الان اكثر تهيه‌كننده‌هاي سريال‌ها با بودجه اندك كارهايشان را مي‌سازند و بعضي‌ها هم هنوز پولي به دستشان نرسيده تا به عوامل خود بدهند. 

شما علاوه بر بازيگري تدريس هم مي‌كنيد؟

از سال 79 غير از بازيگري درسي به نام «نمايش و مربيگري تئاتر» را در مقطع دبيرستان تدريس مي‌كنم و بعدها درسي را تحت عنوان «تخيل خلاق» به مدارس غيرانتفاعي پيشنهاد دادم كه تا الان هم استقبال خوبي از آن شده است. براي مثال ما دانش‌آموزاني داشتيم كه به دليل عدم توانايي در صحبت كردن و دفاع از خود به مرز اخراج از مدرسه رسيدند و ما با كمك بچه‌ها و كلاس‌هاي تخيل خلاق كاري كرديم كه آنها در مراسم‌هاي مدرسه مجري برنامه هم شدند و مسير زندگي‌شان تغيير كرده است. خوشحالم از اين بابت و فكر مي‌كنم همين‌هاست كه خستگي آدم را از بين مي‌برد. 

از شرايط مالي تئاتر حال حاضر راضي هستيد؟ با توجه به اينكه نمايش ترنج با فروش گيشه خوبي روبه‌رو بوده؟

از نظر گيشه بله، اما از نظر حمايتي نه؛ چراكه الان فقط كمك هزينه به اين نمايش تعلق گرفته كه نمي‌دانم مي‌شود به آن متمم بخورد يا خير. خدا را شكر از استقبال مردم تا الان بسيار راضي بوديم اما در كل شرايط حمايتي از تئاتر ما سال‌هاست كه در شأن بازيگران و كارگردانان اين حيطه نيست و اگر هم قرار به حمايت باشد اين حمايت‌ها خيلي دير اتفاق مي‌افتد.

جمله پاياني. . . 

اميدوارم كه مسئولان نياز فرهنگي جامعه را بيشتر احساس كنند، اين حرف‌هايم بيشتر جنبه دغدغه و درد دل خطاب به مسئولان تئاتر دارد چراكه براي من كه سال‌هاي سال است زندگي‌ام در تئاتر خلاصه شده اينها همگي دغدغه است.  چندين سال پيش هنرمندان تئاتر درخواست دادند كه بياييم و تئاتر را به عنوان يك شغل حساب كنيم چراكه هنرمندان تئاتر كاري جز تئاتر و هنر نمايش بلد نيستند و تمام دغدغه‌شان كار كردن در اين حيطه است. در ادامه قرارداد تيپ در مجلس تصويب شد و بعد از آن شورا يك سري بند‌ها را در حمايت از هنرمندان تصويب كرد اما هيچ گاه به اجرا نرسيد و در حال حاضر هم اندك نمايش‌هايي هستند كه قرارداد تيپ با آنها بسته شده اما بازهم مي‌گويم هنرمندان ما به دليل عشقشان به صحنه و زندگي در آن حتي به سخت‌ترين شرايط هم تن مي‌دهند. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار