ليگ جهاني براي واليبال ايران تمام شد، يك حضور مقتدرانه و درخشان كه واليباليستهاي ايراني را به عنوان پديده جديد واليبال دنيا معرفي كرد، تيمي كه در اولين حضور توانست فراتر از انتظار نتيجه بگيرد. با توجه به كار بزرگ مليپوشان واليبال در ليگ جهاني، نكتهاي كه امروز بيشتر از گذشته اهميت پيدا ميكند لزوم حفظ اين تيم و حمايت از سرمايههاي واليبال كشور است. مسابقات ليگ جهاني نشان داد كه ايران استعدادهاي زيادي در اين رشته ورزشي دارد كه وقتي تحت نظر يك مربي كاربلد مانند ولاسكو قرار بگيرند ميتوانند حتي بزرگترين تيمهاي دنيا را هم شكست دهند، موضوعي كه در اولين حضور ايران در ليگ جهاني به خوبي خودش را نشان داد و واليباليستهاي ايراني توانستند تيمهاي بزرگي مانند ايتاليا، صربستان و كوبا را كه از قدرتهاي واليبال جهان هستند شكست دهند.
با توجه به اين ظرفيت بالا لزوم توجه به اين سرمايهها اهميت بيشتري پيدا كرده است. به هر حال پس از موفقيتهاي تيم ملي واليبال در ليگ جهاني، حالا همه از ايران به عنوان يكي از قدرتهاي نوظهور واليبال دنيا ياد ميكنند، موضوعي كه باعث ميشود تا پس از اين، نگاهها به ايران بيشتر از گذشته باشد. اين درخشش همچنين انتظارها را هم از ملي پوشان واليبال بالا برده و اهالي ورزش نگاه ديگري به اين مجموعه دارند و اين نگاه قطعاً مسئوليت بيشتري را متوجه واليباليستهاي ايراني و همچنين فدراسيون ميكند.
البته در مجموعه واليبال با توجه به حضور يك مديريت كاربلد در رأس فدراسيون و تيم ملي نگراني زيادي نميتوان از اين بابت داشت. هم داورزني به عنوان رئيس فدراسيون واليبال و هم ولاسكو به عنوان سرمربي نشان دادهاند كه اجازه نميدهند تيم ملي در باد اين موفقيتها بخوابد و به طور قطع برنامههاي زيادي براي ادامه اين موفقيتها دارند.
در اين بين نقش مديريت كلي ورزش و وزارت ورزش اهميت بيشتري از گذشته پيدا ميكند و با توجه به بازيهاي ايران در ليگ جهاني، واليبال بايد در سياستهاي اين وزارتخانه جايگاه ويژه تري پيدا كند. مديران فعلي وزارت ورزش ماه آينده، پس از روي كار آمدن مدير جديد رفتني هستند و اين مسئولان متوجه تيم جديد مديريت ورزش خواهند بود كه در دو ماه آينده در ساختمان سفيد خيابان سئول مستقر ميشوند.
با اين حال برخوردهاي صورت گرفته با افتخارآفرينان ورزش ايران در سالهاي گذشته يك تجربه تلخ روبهروي ما گذاشته است، تجربهاي كه نگراني از تكرار آن ميتواند موفقيتهاي آينده واليبال را دچار ترديد كند. كمتر از يك سال از پايان المپيك گذشته و اگر امروز پاي درد دل چهرههاي مدال آور كاروان ايران در لندن بنشينيد گلايهها و نالههاي زيادي از بيتوجهي مسئولان دارند، آن هم ورزشكاراني كه توانستند با قدرت نماييشان پرچم ايران را در المپيك بالا ببرند اما پس از اينكه مديران ورزش كنار سكوها با آنها عكس يادگاري گرفتند اين ورزشكاران را فراموش كردند؛ از قهرمانان المپيكي وزنهبرداري كه اين روزها پس از اختلافشان با باقري خانهنشين شدهاند تا احسان حدادي كه وقتي بيتوجهي مسئولان را براي حمايت از خودش ديد تصميم گرفت ديگر براي ايران پرتاب نكند. البته در اين گوشه نشيني و فراموشي، برخي از المپيكيها هم به سهم خودشان در به وجود آمدن اين شرايط مقصر هستند اما از مديران ورزش انتظار ميرفت كه با تدابيرشان جلوي به حاشيه رفتن سرمايههاي ورزش ايران را ميگرفتند، سرمايههايي كه ميتوانند سالهاي سال براي ورزش ايران افتخارآفريني كنند.
به اين سياهه ميتوان از هم پاشيدن تيم ملي كشتي فرنگي را اضافه كرد، تيمي كه بيشترين مدال را براي ايران در لندن به ارمغان آورد اما با بيتدبيري فدراسيون كشتي و وزارت ورزش و كوتاهي در فراهم كردن امكانات لازم براي كشتي گيران پس از مسابقات المپيك ، قهرمانان و مربي موفق آن يعني محمد بنا دلسرد شدند و قيد حضور در تيم ملي زدند. با توجه به اين سرنوشت تلخ انتظار ميرود مسئولان جديد ورزش با درس گرفتن از آن اجازه ندهند كه واليبال ايران و در نگاهي وسيعتر تك تك قهرمانان رشتههاي مختلف ورزشي پس از موفقيتها، اينگونه فراموش شوند و با افتي وحشتناك تنها خاطرههاي گذشتهشان به يادگار بماند. بايد تدابيري اندشيد تا اين رويه غلط اصلاح شود و ورزشكاران موفق چه قبل و چه بعد از كسب افتخار مورد توجه باشند تا اين موفقيتها تداوم داشته باشد.