«من اصالتا افغانيام ولي متولد ايرانم. پس يك جورايي ايراني محسوب ميشوم. دلم حسابي ميسوزد كه حق ايران از پارس جنوبي را كشور كوچك و حقيري مثل قطر برداشت كند. از همه مسئولان خواهش ميكنم هر كاري ميتوانند بكنند تا ايران به زودي به حق خودش برسد!» اين عين جملاتي است كه آن را از ستون پيامهاي مردمي يكي از روزنامهها بازنويسي كردهام. شما را به خدا ببينيد عزا چه عزايي است كه همه، حتي ديگر مردم دنيا را متأثر كرده و ما اما با تمام شعارهايمان تنها تماشاگريم!
كشور قطر از برخي كوچكترين استانهاي ما نيز مساحت كمتري دارد و جمعيت آن هم به زحمت با محله افسريه تهران برابري ميكند. با اين حال آنها به مدد برداشت سرسامآورشان از ميدان مشترك گازي پارس جنوبي(كه نيمي از آن سهم مردم ماست) رتبه يك جهان را در توليد گاز مايع به دست آوردهاند. قطر در حال حاضر 20 برابر ما از اين ميدان مشترك گاز برداشت كرده و ميفروشد و همين دلارهاي بادآورده است كه صرف كمك به معارضين سوري و مبارزه با سياستهاي كشورمان در منطقه و جهان ميشود. خيلي جالب است نه؟! آنها هزينه مبارزه با آرمانهاي ما را از جيب خودمان برداشت ميكنند و ما فقط تماشاگريم!
«رضا پديدار»، رئيس كميسيون انجمن تجهيزات صنعت نفت يكي از دلايل اين عقبماندگي را عدم جذب سرمايهگذاري خارجي عنوان كرده است... به عبارتي كمبود منابع مالي لازم كه ديگر كارشناسان هم از آن ناليدهاند. اما سيدشمسالدين حسيني، وزير اقتصاد مدعي است طي هفت سال گذشته ميزان سرمايهگذاري خارجي در مقايسه با 27 سال قبل از آن دو برابر شده است. ايشان دولت احمدينژاد را ركورددار جذب سرمايهگذاري خارجي دانسته و معتقد است با تمام تحريمها و فشارها حجم منابع خارجي كشور در اين دولت به 100 ميليارد دلار افزايش يافته است.
پس مشكل به راستي در كجاست كه قطريها با تمام اين شعارها و ادعاهاي ما، همچنان يكهتاز غارت منابع ملي ما هستند و 20 برابر ما از اين ميدان مشترك گاز برداشته و ميفروشند؟ جالبتر آنكه آنها چند ماه پيش جشن برداشت يك ميلياردمين بشكه نفت از اين منابع مشترك را نيز در دوحه برگزار كردند. شك نيست ما در دولتهاي نهم و دهم پيشرفتهاي بيسابقهاي در برخي امور عمراني و حتي در همين جذب سرمايهگذاري خارجي داشتهايم اما چطور با آنكه رئيسجمهور زمستان گذشته در مراسم افتتاح يك طرح صنعت گاز قول داد با بهرهبرداري از فازهاي جديد پارس جنوبي تا پايان فعاليت دولت دهم (مرداد 92) ظرفيت توليد گاز ايران از اين ميدان مشترك دو برابر خواهد شد»، ما به اين آرزو حتي نزديك هم نشده و پيشرفت فيزيكي و توسعه فعالترين فازهاي در دست اجرا حتي به 65 درصد تكميلي هم نرسيده است؟ ايراد كار در كجاست؟ هر چه هست بايد مسئولان امر به سرعت به اين وضع تأسفبار خاتمه داده و از تاراج دارايي ملي در ميادين مشترك به هر شكل ممكن پيشگيري كنند. ملت واقعاً با شنيدن اين اخبار رنج ميكشند و اين حق ملت بزرگ ايران نيست.