با نزديك شدن به زمان آغاز به كار شوراهاي دوره چهارم، انتظارات از اين نهاد مدني و مردمي نيز بيشتر و بيشتر شده است تا آنجايي كه شهروندان اين انتظار را دارند كه شوراها بتوانند با اقدامات خود ضمن توسعه و آباداني شهرها زمينه را براي رفاه و آرامش شهري فراهم سازند، به واقع هرچه به زمان آغاز شوراها نزديكتر ميشويم از اخبار اعضاي منتخب شوراها به خصوص در كلانشهرها و شهرهاي بزرگ اينگونه برميآيد كه اعضاي شوراها همه هم و غم خود را بر انتخاب شهردار شهرشان گذاشتهاند.
اظهارنظرهاي صورتگرفته فقط روي انتخاب شهردار و حواشي آن است و آنچه اعضاي شوراها فراموش كردهاند، آن است كه نبايد تمام انرژي شوراها با توجه به جايگاه اين نهاد مردمي فقط به انتخاب شهردار ختم شود چراكه اگر قرار باشد همه انرژي شوراها به اين امر اختصاص يابد، شوراها به عنوان نهاد تصميمگير و تصميمساز نخواهند توانست به اهدافي كه قانون براي شوراها در نظر گرفته است، دست يابند.
انتظار ميرود اعضاي شوراها كه تركيبي از شوراهاي دوره سوم و اعضاي جديد هستند بر معيارهايي كه ميتواند شهر را از شرايط كنوني يعني مشكلات حال حاضر نجات دهد، تمركز كنند و با رصد ظرفيتها و پتانسيلهايي كه ميتواند به كمك شورا بيايد، نشان دهند شوراها اين ظرفيت را دارند كه همه مسائل و امور شهري را به دست گيرند. اين خود اعضاي شوراها هستند كه ميتوانند جايگاه شوراها را ارتقا بخشند و نگاه و مشاركت مردمي را در اجراي پروژههاي شهري گردهم بياورند.
بسياري از كارشناسان حوزه شهري معتقدند كلاف پيچيده مشكلات شهري زماني باز ميشود كه همه اسباب و پتانسيلهاي موجود شهري از سرمايه انساني گرفته تا سرمايههاي اقتصادي و شهري به صورت مناسب و با در نظر گرفتن چشمانداز توسعه پايدار شهري مورد استفاده قرار گيرد.
با نگاهي به مشكلات كلانشهرها مشاهده ميشود كه كتاب مشكلات و معضلات پيچيده شهري گاه فقط با اقدامات مقطعي ورق ميخورد و آنچه كتاب مشكلات شهري را پرحجمتر ميسازد، نگاههاي زودگذر و غيرعلمي است. بر اين اساس با تلاشهاي صورتگرفته در بخشهاي مختلف از سوي مديران شهري باز هم شاهد به جا ماندن بستر مشكلات شهري هستيم.
به واقع بايد توجه كرد كه بخشي از مشكلات و معضلات حاد شهري از دامنه اختيارات شوراها خارج بوده و بايد در حوزه حاكميت و دولت به آنها پرداخته شود و اين عملكرد اعضاي شوراها در دوران تصديگري شورايي است كه ميتواند زمينه را براي تعامل ميان دولت و شوراها فراهم سازد تا دولت و مراكز قانونگذار زمينه را براي مشاركت فراهم سازند.
زبان مشترك ميان شوراها و دولت و مجلس ميتواند زمينه را براي به كارگيري ظرفيتها فراهم سازد تا مشكلات به صورت ريشهاي رصد شود.
در حال حاضر اگر شوراها بتوانند با عملكرد خود يعني ظرفيتسازي به حل مشكلات بپردازند، ميتوان انتظار داشت كه حاكميت دولت نيز در تصميمگيريها به شوراها و تصميمات و مصوبات آنان بيشتر اهتمام بورزد كه اين اقدام سبب خواهد شد جايگاه تكتك اعضاي شوراي دوره چهارم ارتقا يابد اما اگر شوراها نتوانند با عملكرد شورايي خود جايگاه شوراها را ارتقا بخشند، نبايد انتظار داشت كه شوراهاي جديد بتوانند اثرات مطلوبي از خود برجاي بگذارند.