
حسين قدياني| از انتخابات 24 خرداد، چند هفتهاي ميگذرد اما هنوز مجادله موافقان و مخالفان نظرسنجي، ميان هر دو جناح اصلاحطلب و اصولگرا ادامه دارد كه ناظر بر نتيجه انتخابات، اصولگرايان با حرارت بيشتري در نفي يا اثبات نظرسنجي اقامه دليل ميكنند، البته به واسطه گذر زمان، عمده مباحث در فضايي عاقلانهتر دنبال ميشود. در هر حال، اصولگرايان براي جبران پارهاي ندانمكاريها، لازم است تكليف خود را با موضوعاتي از قبيل همين نظرسنجيها كاملاً روشن كنند. جز اين باشد، افق روشني در انتخاباتهاي آتي براي جريان اصولگرايي متصور نخواهد بود. اما استدلال دوستاني كه نظرسنجي را ملاك معتبري براي انتخابات نميدانند چيست؟! امهات سخن ايشان در زير ميآيد.
ـ نتيجه انتخاباتهاي اخير با اغلب نظرسنجيهاي انجام شده فاصله دور و دراز دارد.
ـ هر نامزدي فقط صحه بر نتيجه نظرسنجيهايي ميگذارد كه در آنها وضع بهتري دارد، لذا ملاك قرار دادن نظرسنجيها، بيش از آنكه گشاينده راه باشد، گمراهكننده و محل ازدياد مجادلات است.
ـ اصولاً مردم ايران دقيقه نودي هستند و در روز آخر، بلكه آخرين ساعات رأيگيري، ممكن است متأثر از جو غالب، نظر خود را تغيير دهند، لذا معيار قرار دادن نظرسنجي، سودي ندارد. وانگهي، ما عمل بر اساس تكليف ميكنيم، چه كار داريم به نظرسنجي؟!
موافقان نظرسنجي اما دلايل زير را اقامه ميكنند:
ـ اگر نظرسنجي مراكز معتبر را تا آخرين لحظه انتخابات رصد كنيم، اتفاقاً همخوان با نتيجه چند انتخابات اخير است.
ـ نظرسنجيهاي غيرعلمي و پوپوليستي براي ما نيز فاقد اعتبار است. ما فقط به آن قسم نظرسنجيها استناد ميكنيم كه به تجربه، درستي و دقتشان معلوم شده.
-«جو غالب» در روزهاي آخر انتخابات، اتفاقاً منتج از دادههاي نظرسنجي شكل ميگيرد و عمدتاً به نفع نامزدي تمام ميشود كه بر اساس آخرين برآوردها و واپسين نظرسنجيها، گوي سبقت را از ديگران ربوده. بر فرض كه مردم ايران دقيقه نودي باشند. ما هم نظرسنجيها را تا دقيقه 90 بلكه تا وقتهاي اضافه ادامه ميدهيم، منتها شرط است كه معطوف به نتايج نظرسنجيها، سياستورزي خردمندانه انجام شود؛ كاري كه معالاسف اصولگرايان انجام ندادند. دادههاي نظرسنجي در روزهاي منتهي به 24 خرداد، بسي واضح مؤيد اين مهم بود كه كنار كشيدن عارف، ايضاً تفرق اصولگرايان، موج خوبي به نفع روحاني درست كرده. «جو غالب» متأثر از همين موج، كفه آراي روحاني را نسبت به ديگران سنگينتر كرد. اگر منظور از نظرسنجي، نظرسازي هواداران نامزدهاست، قطعاً معيار دانستن نظرسنجيها كاري عبث است. اينكه هر نامزدي به هر كجا ميرود، عدهاي بگويند، «آنجا سونامي درست شده»، بيشتر به طنز شبيه است تا نظرسنجي. ليكن اگر منظور از نظرسنجي، نظرسنجي درست و علمي باشد، حتماً و قطعاً نظرسنجي، يكي از ملاكهاي مهم براي انجام سياستورزي خردمندانه در فصل رأيگيري است. طرفه حكايت اينجاست؛ صرف نظر از مجادلات نظري، تقريباً هيچ كس در مقام عمل، مخالفتي با انجام نظرسنجي ندارد، چراكه همگان اينگونه تبليغ يا وانمود ميكنند كه نامزد مدنظرشان پيشتاز امر انتخابات است! من البته در اين باب، كاري با راست و دروغ اين نوع از نظرسنجيها ندارم، اما مگر ميتوان از انتخابات كه مراجعه به رأي مردم است سخن گفت و از نظرسنجياي كه مراجعه به نظر مردم براي كشف رأي ايشان است، غافل شد؟! بالاخره ما يا سازوكار انتخابات را قبول داريم يا نداريم؟! اگر قبول داريم، بايد بپذيريم كه يكي از راههاي برد در انتخابات، اولاً مداقه عميق روي نتايج نظرسنجيهاست تا آخرين لحظهها، ثانياً انجام فعل سياسي متناسب با خروجي نظرسنجيها. من نه با «الخير في ما وقع» مشكل دارم، نه با «عسي ان تكرهوا. . . .»منتهاي مراتب، نظرسنجي را در حكم بازي دستگرمي قبل از مسابقه حساس انتخابات ميدانم. تيمي كه شل و ول تمرين كند، هرگز در مسابقه، رنگ برد را نميبيند. ما در نظرسنجيها، در اين بازيهاي تداركاتي، معايبمان ـ آثار تفرقمان! ـ خيلي خوب معلوم شد، اما شگفتا كه اين عيوب را اصلاح نكرده، همين طور بيوحدت وارد ميدان رقابت شديم! القصه، هر چه به روزهاي آخر نزديكتر ميشديم، باختمان قابل پيشبيني بود، ما اما به جاي پيشگيري، به جاي رفع معايب. . . حتي ميخواهم بگويم، به جاي عمل به تكليف و به جاي تشخيص درست تكليف، دستيدستي ليف باخت به تن خود كشيديم! فيالحال در ماه مبارك رمضان قرار داريم. شهرالله الاعظم به عبارتي ماه «حاسبوا قبل ان تحاسبوا» است. يك نظرسنجي راست و حسيني روي اعمال خود داشته باشيم، به راحتي خواهيم فهميد كه آن دنيا جايمان كجاست. از قضا، سيلي نظرسنجي، هم درست بود، هم به موقع. مسئله اينجا بود، ما خواب نبوديم بلكه خودمان را به خواب زده بوديم. . . و شوخي گرفته بوديم «حاسبوي نظرسنجي» را قبل از «تحاسبوي انتخابات.»