
بهروز يانچشمه| در حالي كه چند هفته بيشتر به انتخابات شوراهاي شهر و روستاي دوره چهارم باقي نمانده است، كانديداها در تبليغات غيررسمي خود به صورت انفرادي يا گروهي درصدد هستند تا با رصد مسائل و مشكلات شهر و روستاي خود اقدام به جلب مشاركت مردمي در حوزه انتخابيه خود كنند تا بتوانند براي عملي كردن برنامهها و ايدههايشان دست به كار شوند. اين در حالي است كه شوراها با پشت سر گذاشتن سه دوره حدود 15 سال تجربه و فراز ونشيب شورايي را پشت سر گذاشتهاند و از سوي ديگر شوراها در اين تجربه در برابر تجربه حدود يكصد ساله مديريت شهرداريها قرار دارند.
از سوي ديگر از آنجا كه در شرايط كنوني شهرداريها بهترين بستر براي توسعه آباداني و پيشرفت شهرها به شمار ميروند، بنابراين انتظارات نيز از اين سازمان عمومي بيشتر است و به همين نسبت نيز از شوراها انتظار ميرود تا بتوانند براي خروج از بنبست مشكلات و مسائل شهري و زندگي شهرنشيني بهتر وارد عرصه تصميمگيري و نظارت شوند.
در اين ميان در حوزه شورايي، در اين چند دوره عدهاي از نمايندگان پارلمانهاي محلي به برخي از مشكلات ريز و درشت شهر ورود كردهاند اما اينكه تا چه اندازه توانستهاند موفق عمل كنند، اين شهروندان هستند كه بايد قضاوت كنند و اينكه در چه مواردي اعضاي شوراها نتوانستهاند به خوبي عمل كنند موضوعي است كه قصد آن داريم تا تحت عنوان اولويت كاري شوراها در حوزه مسائل حوزه شهري به آن بپردازيم تا كانديداهاي شوراها بتوانند براي مسائل و مشكلات راهكار و چارهاي مناسب در نظر بگيرند.
بحرانزدگي در مديريت بحران
همانگونه كه بارها و بارها از سوي رسانهها و صاحبنظران اعلام شده است، بيشتر شهرها و كلانشهرهاي ايران در معرض و تهديد آسيبهاي غيرمترقبه و حوادث طبيعي همچون زلزله و سيل قرار گرفتهاند. ماهي نيست كه گوشهاي از كشور در معرض اينگونه حوادث طبيعي و غيرمترقبه قرار نگيرد. زلزله هرچند حادثهاي طبيعي است ولي اين پديده در كشور ما تبديل به معضل شده است. وجود بافتهاي فرسوده و متراكم و ناپايدار با كوچكترين لرزش خسارتهاي مالي و جاني بسياري برجاي ميگذارد.
هرچند همه مسئولان ميدانند كه خطراتي همچون زلزله و سيل در كمين همه است ولي به دليل ساختار نامناسب و در هم تنيده مسائل اجرايي و حتي تصميمگيري، فقط مديران بخشهاي مسئول به اقدامات ناچيز خود اكتفا كردهاند. در بعضي موارد برخي مديران حتي در حد شعار خود نيز وارد اين عرصه نشدهاند و از آنجايي كه هيچ نهاد يا مرجع مشخصي براي ارزيابي عملكرد اين بخشها و حوزهها وجود ندارد، بنابراين همچنان مشكلات اين بخشها بر زمين ماندهاند و اين شهروندان هستند كه بايد هزينه كوتاهي و ندانمكاري مسئولان را بدهند. اين نوع نگاهها سبب شده است تا علاوه بر هزينهها، سرمايههاي انساني و تخصصي نيز به درستي به كار گرفته نشوند و مشكلات همچنان پابرجا باقي بماند، به عنوان مثال در حالي كه اغلب شهرها از بافتهاي فرسوده و ناپايدار رنج ميبرند، مسئولان تصميمگير به دنبال آن هستند تا با ساخت شهرهاي جديد، سرمايهها را از نوسازي و بازسازي بافت فرسوده به شهركسازيها سوق دهند.
اقتصاد شهري در حاشيه
متأسفانه براساس آمار، شهرنشيني در ايران به سرعت در حال گسترش است و بيشتر ساكنان روستاها كه خود مولد هستند به دليل بيتوجهي راهي شهرها شدهاند و در شهرهاي بزرگ و كوچك ساكن ميشوند و از سوي ديگر تأمين منابع شهري آن هم از نوع پايدار آن مشكلي است كه بيشتر مديريت شهرهاي كشور با آن درگير هستند. بر همگان آشكار است كه با اعتبارات دولتي نميتوان اميدداشت تا بستر و زيرساختهاي شهري توسعه پيدا كند.
به واقع به دليل نبود سازوكار مناسب، سرمايهگذاري براي كسب درآمد پايدار درحد حرف باقي مانده است چراكه اكثريت شهرهاي كشور براي غلبه بر مسائل و مشكلات خود به اعتبارات دولتي يا عوارض دريافتي از شهروندان متكي هستند و اين امر سبب شده است تا در شهرهاي بزرگ و كلانشهرها بيشتر درآمد شهرداريها از فروش شهر بدون در نظر گرفتن عواقب توسعه ناپايداري شهري حاصل شود.
از آنجايي كه شهرها نيازمند مراقبت هستند متأسفانه اين نوع نگاه سبب شده است تا در يك مقطع كوتاه درآمدهاي حاصله از فروش شهر به خوبي تأمين شود. ولي در درازمدت نه تنها اين نوع نگاه، جوابگو نخواهد بود بلكه خود به معضلي ديگر تبديل خواهد شد كه بار مشكلات و مسائل آن بر دوش شهروندان سنگيني كرده و بار مسائل شهر را مضاعف خواهد كرد.
رصد مسائل فرهنگي و اجتماعي شهري در حد حرف
هرچند شهر آميختهاي از شهرسازي، محيطزيست شهري، آمد و شد و... است اما نگاه سطحي به مسائل فرهنگي، اجتماعي در حوزه شهري سبب شده است تا مسائل شهري در اين بخشها خود به معضلات و مشكلات بسياري براي شهروندان ساكن شهرها تبديل شود. توجه به مسائل فرهنگي و اجتماعي همچون تار و پودي لايههاي مختلف شهر را به هم تنيده است و همهگونه بيتوجهي به مسائل فرهنگي و اجتماعي ميتواند هويت زندگي فردي و جمعي شهروندان را در معرض تهديد و خطر قرار دهد. وجود آسيبهاي اجتماعي، نابرابريهاي اجتماعي و فرهنگي در شرايط حاضر سبب شده است تا حتي اقدامات عمراني و شهرسازي نيز تحت تأثير قرار گيرد. گذر از كنار مسائل اجتماعي و فرهنگي در نهايت بيتوجهي به فرد و هويت شهري شهروندان است كه عواقب آن ميتواند شهري را از آباداني و توسعه باز بدارد.
بيتوجهي به آمد و شد شهري
زيرساخت توسعه شهري، توجه ويژه به مباحث آمد و شد شهري و حل معضلات و مسائل ترافيكي است، اين موضوع به ويژه از اين منظر اهميت دوچندان پيدا ميكند كه شهرها دائماً در حال گسترش هستند. به واقع بيش از 30 درصد از درآمد شهروندان در مباحث حمل و نقل هزينه ميشود كه اين امر خود گواه اهميت و توجه به مباحث آمد و شد شهري است. به واقع توسعه حمل ونقل عمومي آن هم در شهر به دليل تراكم بافتهاي شهري و مسائل زيست شهري همچون توجه به آلودگي هوا ميتواند گره بسياري از معضلات و مشكلات شهري را بگشايد. حمل و نقل عمومي و تكميل شبكه حمل و نقل درونشهري كه امكان دسترسي شهروندان را با طي كمترين مسافت به يكي از وسايل حمل و نقل عمومي فراهم ميسازد ميتواند در توسعه آباداني شهري و كاهش مشكلات و تبعات آن بسيار تأثيرگذار باشد.
شهر فقط ساختمان و راه نيست
افزايش ساخت و ساز شهري از يكسو و ساخت معابر و راههاي دسترسي از سوي ديگر سبب شده است تا شهر در اين دو زمينه بيشتر مورد توجه قرار گيرد، گويا تمامي مشكلات شهرها فقط با ساخت ساختمانها و معابر دسترسي برطرف ميشود، به واقع توسعه شهري براساس اين دو فاكتور تنها از بار مشكلات شهري نميكاهد بلكه بر ميزان مشكلات و مسائل شهري نيز ميافزايد. حذف فضاهاي شهري كه ميتواند به عنوان فضاهاي تفريحي، فرهنگي و اجتماعي و گردشگري و فضاهاي سبز مورد استفاده قرار گيرد، خود ميتواند آرامش و آسايش شهروندان را سلب كند.
استرس و فشار ناشي از زندگي فشرده و درهم تنيده شهري از يكسو و كمبود اينگونه فضاها خود عاملي ميشود كه سلامت شهروندان را در معرض تهديد جدي قرار ميدهد، همچنين آلودگيهاي ناشي از ترافيك، صنايع و مراكز توليدي محيطزيست شهري را تحت تأثير قرار داده و زندگي در فضاهاي شهري را بيروح ميكند تا آنجايي كه حتي بر رفتار و كردار شهروندان تأثير نامطلوبي برجاي ميگذارد. بر اين اساس اداره شهر نيازمند افراد توانمند و آگاه از مسائل شهري و مشكلات آن است كه بتوانند با رصد مسائل و مشكلات شهري در يك خرد جمعي و شورايي براي آباداني و توسعه شهري گام بردارند. از آنجايي كه همه مسائل و معضلات شهري به گونهاي با همديگر در ارتباط است، توجه به يك موضوع و غافل شدن از يك موضوع ديگر شهري ميتواند نتايج نامطلوبي را در درازمدت بر شهر و شهروندان تحميل كند.
توجه به مسائل ذكر شده لازمه داشتن برنامههاي جامع براي اداره شهر است كه اين برنامهها در بخشهاي مختلف ميتواند توسط تكتك افراد داوطلب شوراها مدنظر قرار گيرد تا شهروندان بتوانند به افرادي توانمند و صاحب تخصص و صاحب برنامه رأي دهند.